|
دانلود
|
||
|
هر انچه در ذهن توست |

"محسن رضایی" نامزد انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری با ارسال نامه ا![]()
ی به شورای نگهبان ، از شکایت خود منصرف شد.
به گزارش ایرنا ، متن نامه محسن رضایی به دبیر شورای نگهبان به این شرح است:
حضرت آیت الله جنتی
دبیر محترم شورای نگهبان
سلام علیکم؛
احتراماً به استحضار میرساند؛ طبق روال قانونی، دغدغهها و شکایات مربوط به انتخابات 22 خرداد را که حماسهای بی نظیر و نمود بارز مردمسالاری دینی در نظام مقدس جمهوری اسلامی بود، در روزهای گذشته به آن نهاد محترم که مرجع رسیدگی قانونی به شکایات است، منعکس نموده و در این پیگیری نیز جدی بودم.
اما با توجه به محدودیت زمانی، اکنون که وضعیت سیاسی - امنیتی و اجتماعی کشور وارد شرایط حساس و تعیین کنندهای شده که از نتایج انتخابات مهمتر میباشد، لذا وظیفه میدانم خود و دیگران را به کنترل وضعیت فعلی ترغیب نمایم و از آنجا که عهدی با خدای خود بستهام تا همواره سربازی فداکار برای انقلاب اسلامی، رهبری و مردم باشم، بدینوسیله انصراف خود را از پیگیری شکایتهای مطرح شده اعلام میدارم.
تصاویر در ادامه مطلب ...
مقدمه
از مهمترین ارزشها برای همه مردم، حاکمیت ملی کشور آنهاست و این مساله در کشور ما که مبتنی بر ارزشهای اسلامی و رهبری ولی فقیه که بر پایه قرآن و معارف اهلبیت مسوول اداره کشور است اهمیت بیشتری نیز پیدا میکند؛ تلاش مسوولین در جهت حفظ قدرت و حاکمیت در نظام اسلامی با توجه به خطراتی که جرایم علیه امنیت میتوانند برای این حاکمیت و استقلال پیدا کند، از قدیم الایام قوانین بسیار سختی در مورد جرایم علیه امنیت وضع گردیده است؛ این جرایم که از مجموع آنها با عناوینی همچون جرایم علیه امنیت و آسایش عمومی که تقریباً معادل «Offence against the security of the state» میباشد، خودش جرایم گونه گونی را در بر میگیرد، که بخش حقوق سایت تبیان در صدد شرح برخی از اقسام آن میباشد و به تدریج به شما تقدیم میگردد، امید که گامی مثبت در جهت آموزش معلومات حقوقی تلقی گردد.
عناوین جرایم علیه امنیت در جهان بسیارند لکن از نظر نگارنده میتوان برخی از مهمترین این جرایم را اینگونه بر شمرد؛

- جرم شورش
- جرم نزاع جمعی
- جرم جاسوسی
- جرم بینظمی خشونت آمیز
- جرم قیام مسلحانه
- جرم ترور شخصیتهای سیاسی
جرم اداره دستههای اغتشاش
قانون گذار ایرانی در مواد متعددی تاکنون اداره کنندگان دستههای مخالف امنیت کشور را مورد تهدید به مجازات قرار داده است و به عبارت دیگر این جرم که در ماده 498 قانون تعزیرات مصوب 1375 وضع شده است شبیه ماده 11 قانون تعزیر است سال 1362میباشد. ماده مورد اشاره (498) مجازات اداره کنندگان و تشکیل دهندگان دستههای اغتشاش را در عرض یکدیگر و برابر دانسته است.
مطابق این ماده جرم اداره کنندگان دستههای اغتشاش (برهم زننده امنیت) عبارت است از اینکه با هر مردمی دسته، جمعیت یا شعیه جمعیتی که بیش از دو نفر در داخل یا خارج از کشور تحت هر عنوان یا اسمی که باشد تشکیل دهد یا اداره نماید که هدف آن برهم زدن امنیت کشور باشد.
شرط یکم: وجود دسته حداقل 3 نفر
مطابق ماده 498 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 بیش از 2 نفر بودن دسته اغتشاش ضروری است؛ البته کمتر از این تعداد نیز مجازات اعمال خلاف قانون خود را دارند اما مدیر دسته اغتشاش در کمتر از 3 نفر به لحاظ قانونی معنا ندارد، و باید توجه داشت لازم نیست یکی از حداقل 3 نفر، خود اداره کننده باشد بنابراین اداره کنندگان از فاصله دور نیز مجازات میشوند.
بعلاوه باید توجه نمود که شغل پست و حتی جنسیت مرتکبان از این منظر فاقد اهمیت است و کسانی که هر چند مسوولیت بالایی داشته باشند نیز به این مجازات باید محکوم شوند.
شرط دوم: احراز هدف برهم زدن امنیت
هر چند لازم نیست اداره کنندگان دسته اغتشاش خودشان به هدفشان اعتراف کنند و این قصد را میتوان از اعمال آنها احراز کرد لکن نباید هر گونه گروه و دسته معترض را اغتشاشگر نامید و آنها را بر هم زننده امنیت تلقی کرد.
برابر مجازاتی که در ماده 498 قانون تعزیرات مصوب 1375 برای اداره کنندگان و تشکیل دهندگان این دستهها مقرر گردیده است، مجازاتهای گونهگونی در انتظار آنها خواهد بود بدین ترتیب که:
مجازات اول: اعدام
البته در صورتیکه شخص اداره کننده دسته محارب شناخته شود و دادگاه بتواند آن شرایط را احراز کند [شرایط محارب را در مقالههای آتی تقدیم خواهیم نمود]
مجازات دوم: حبس
اگر شخص به هر دلیل اعدام نشود باید به حبس از دو تا ده سال محکوم شود.
در مقالات آتی بیشتر در مورد مجازات اغتشاش و خود اغتشاشگران قلم میفرسائیم.زهرا رهنورد در تشريح بداهت پيروزي موسوي و وضوح تقلب در انتخابات گفت: " يك سري نقاطي هستند كه اصلا مشخص است كه خودش ملاك تشخيص نادرست بودن نتايجي است كه وزارت كشور اعلام كرده است. مثلا آذربايجان و ترك زبان ها هيچ وقت فرزند خودشان را نمي گذارند كه به كس ديگري راي بدهند. "
وي در ادامه اظهار داشت: " خود من لر هستم و موسوي هم بارها گفته من داماد لرستان هستم. بنابراين اهالي لرستان موسوي را نمي گذارند به آقاي احمدي نژاد راي بدهند. اين دو تا ملاك است و باقي موارد هم شبيه همين است. "
وي در پاسخ به خبرنگار بي بي سي كه پرسيد: " راي آقاي موسوي بر اساس
برآورد هاي شما چهار به يك بوده است در قياس آقاي آقاي احمدي نژاد مستندات
شما چيست؟ " اظهار داشت: " در شهرستان ها و تهران در واقع تجمع مردم حاكي
از اين بود كه آراي موسوي بسيار بالاتر از آنكه اصلا قابل تصور باشد.
هروقت طرفداران دو طرف حاضر مي شدند طرفداران احمدي نژاد درمقابل طرفداران
موسوي در حد يك صدم بودند. "
وي همچنين با اشاره به گزارش هايي
كه در روز انتخابات دريافت مي كرده گفت: " مرتب به ما گزارش مي شد كه نسبت
حتي 5/4 به 1 بود. نسبت هاي موسوي به احمدي نژاد... "
وي
همچنين اظهار داشت: همه مي شناسند كه آنهايي كه به احمدي نژآد راي دادند
چه تيپ خاصي هستند و اول صبح رفتند راي خودشان را دادند و از ساعت 11 صبح
تعرفه ها در دست مردم قرار نگرفت و مردم له له مي زدند براي اينكه تعرفه
به ايشان داده بشود. حتي تا ساعت يازده ده و سي دقيقه و دوازده شب هم پشت
در ستاد و محل هاي انتخابات جمع شده بودند.
وي در پايان اين
گفت و گوي زنده با شبكه ماهواره اي دولت انگليس (بي بي سي) گفت: " ما نمي
دانيم چگونه با اين صندوق ها عمل شده و راي ها چگونه دست برده شده و چه
بوده فقط مي دانيم كه نسبت موسوي به احمدي نژاد 5/4 به 1 يا چهار به يك يا
جاهاي ديگر ممكن است مثلا 3 به 5/1 باشد. "
حسابی خندیدیم
رييس
جمهور در اجتماع باشكوه حاميان و در جشن دشمن شكن "شكرانه حضور" در ميدان
ولي عصر تهران برگزار شد، با بيان اينكه رنگ سبز نماد معنويت و رنگ اهل
بيت است، اظهار داشت: مادر من سيده است و من خاك پاي تمامي سيدهاي عالم
هستم و به همين دليل به نشانه احترام، شال سبز را بر گردنم مياندازم. |
به گزارش دولت يار، دكتر محمود
احمدينژاد رئيس جمهور منتخب كشورمان عصر امروز يكشنبه در اجتماع صدها
هزار نفري مردم درميدان وليعصر تهران طي سخناني با اشاره به ميلاد
باسعادت حضرت فاطمه زهرا (س) گفت: امروز ميلاد يگانه عالم و تجلي همه
زيباييها حضرت صديقه طاهره (س) ميباشد؛ اينكه كوثر و مبدأ و البته منشأ
خير و رحمت براي علام است او الگو براي همه انسانها در طول تاريخ بوده و
تا ابد هم خواهد بود. |
به گزارش خبرگزاري فارس، صادق محصولي نتايج 39165191 رأي صحيح و باطله مأخوذه آرا را به شرح ذيل اعلام كرد:
محمود احمدي نژاد 24527516 رأي 63/62 درصد آراباطله مأخوذه 409389 باطله 04/1 درصد
خيلي جالبه كه راي هاي باطله بيشتر از راي هاي كروبي هست اخييييييي بيچاره كروبي
اين مير حسين هم كه اينهمه پول تلبيغات داد اخرش هم ... اخه اينها كه ميدونستند دكي جون راي مياره به چه اميدي كانديد شدن؟

| عنوان | اعضا | کاربران | مجموع | ||
|---|---|---|---|---|---|
| سایت | پیامک | سایت | پیامک | ||
| 1. رای شما در انتخابات ریاست جمهوری دهم به کدام کاندیدا می باشد؟ | 8487 نفر | 7519 نفر | 21257 نفر | 792 نفر | 38055 نفر |
|
محمود احمدی نژاد |
58.24 % | 63.90 % | 60.08 % | 57.58 % | 60.37 % |
|
میر حسین موسوی |
35.77 % | 31.87 % | 35.64 % | 38.51 % | 34.98 % |
|
محسن رضائی |
3.53 % | 2.39 % | 2.61 % | 3.03 % | 2.78 % |
|
مهدی کروبی |
2.45 % | 1.84 % | 1.67 % | 0.88 % | 1.86 % |
ضريب جيني
الف) نمودار ارائه شده توسط آقاي موسوي
در مناظره با آقاي کروبي به عنوان نمودار ارائه شده توسط احمدي نژاد با
نموداري که احمدي نژاد در مناظره
نمودار ارائه شده توسط موسوي از سه لحاظ با نمودار ارائه شده توسط احمدي نژاد تفاوت دارد:

1- تعداد سال هاي ارائه شده
2- محل ترانکيت
3- حداکثر مقدار ممکن در محور Y در اين دو نمودار با يکديگر تفاوت داشته و اين عامل نيز به بيشتر به نظر رسيدن اختلاف بين ميله ها مي انجامد.
ب) حال فرض مي کنيم که موسوي مي خواسته تنها بر سال هاي دولت احمدي نژاد تمرکز کند. از اين رو مي توان تصور کرد که نمودار ادعايي وي از نظر شکلي و سال هاي بررسي با نمودار آقاي احمدي نژاد تفاوت داشته باشد. اما مشکل اينجاست که نموداري که آقاي موسوي آن را نمودار احمدي نژاد مي داند از آمار رسمي ضريب جيني سال هاي 83، 84، 85 و 87 استفاده کرده، در حالي که عنوان سال هاي نمودار را به صورت نادرستي به ترتيب 84، 85، 86 و 87 ذکر کرده است.
ضريب جيني در سالهاي مختلف طبق اعلام بانک مرکزي به شرح ذيل بوده است:

با توجه به نموداري که آقاي موسوي به
عنوان نمودار ارائه شده توسط احمدي نژاد عنوان کرده است قابل مشاهده است
که براي سال 1384 ضريب جيني

ولي نموداري که آقاي موسوي حقيقت ضريب
جيني کشور مي نامد ايشان ضريب جيني سال 1386 را به عنوان ضريب جيني سال
1387، ضريب جيني سال 1385 را به عنوان ضريب جيني سال 1386، ضريب جيني سال
1384 را به عنوان ضريب جيني سال 1385 و بالاخره ضريب جيني سال 1383 را به
عنوان ضريب جيني سال 1384 معرفي کرده است. همچنين ترانکيت اين نمودار در
عدد ديگري يعني
از اين رو تفاوت هاي ميان نمودار ادعايي ايشان به عنوان نمودار ارائه شده توسط احمدي نژاد و نمودار ادعايي به عنوان نمودار واقعي جامعه بسيار زياد بوده و به هيچ وجه شباهتي ميان آن ها ديده نمي شود. اين عدم شباهت به دليل يکسان نبودن مقياس هاي سنجش آن ها و همچنين نادرست و متفاوت بودن ضريب جيني مربوط به هر سال در اين دو نمودار مي باشد.

نموداري که آقاي موسوي مدعي شده احمدي نژاد شبيه آن را نشان داده است (سمت راست) و نموداري که ايشان مدعي است که نمودار واقعي ضريب جيني کشور مي باشد (سمت چپ)
وي گفت: زهرا رهنورد از سال 69 شروع به تحصيل در مقطع فوق ليسانس در رشته علوم سياسي دانشگاه آزاد ميكند و همزمان در سال 70 در رشته هنر مقطع كارشناسي ارشد تحصيل خود را ادامه ميدهد.
وي با تأكيد بر
اينكه زهرا رهنورد كارمند رسمي دانشگاه تهران بوده و در زمان تحصيل از
مرخصي استفاده نكرده است كه اين برخلاف قانون است، افزود: ارتقاي
استادياري به دانشياري و دانشياري به استادي زهرا رهنورد در دانشگاه تهران
تأييد نشده است و وي تأييده ارتقاي خود را از وزارت علوم دريافت كرده است.
وي ادامه داد: زماني كه دانشگاه به مدارك تحصيلي مشكوك ميشود يا مغايرتي
در آن ميبيند براي ارتقاي اساتيد پروندهها را به وزارت علوم ارسال
ميكند، در جريان ارتقاي زهرا رهنورد نيز پرونده وي به هيئت مركزي وزارت
علوم ارسال و توسط توفيقي وزير علوم وقت تأييد شده است.
وي با
تأكيد بر اين كه هيچ دانشگاهي نميتواند مدعي شود كه دانشجو در آن زمان
ميتوانسته بدون داشتن مدرك كارشناسي ارشد در مقطع دكترا ادامه تحصيل دهد،
اظهار داشت: تحصيل دانشجو بدون داشتن مدرك كارشناسي ارشد در مقطع دكترا
غيرقانوني است.
وي درباره مستندات پرونده تحصيلي زهرا رهنورد
گفت: در حال حاضر مستندات پرونده تحصيلي زهرا رهنورد بر روي سايت وزارت
علوم به نشاني www.msrt.ir قرار دارد، اسم اصلي زهرا رهنورد، زهره كاظمي
است.
به نام خداوند جان و خرد
يک راست ميرم سر اصل مطلب:
مناظره امشب نشون داد رييس جمهور ما انسان پاک و شريفيه...
کروبي تنها سعي ميکرد با مغالطه و
ياوه گويي که واقعا مردم رو به خنده واداشت! بحث فساد اقتصادي رو کنار
بزنه...ولي شجاعت دکتر احمدي نژاد سدي است در مقابل همه دشمنان ايران.درود
بر شرفش.
و حالا اصل سوالات:
آقاي کروبي 300 ميليون رو شهرام جزايري به شما کادو داده!؟ فکر کرديد ملت ...!؟ چرا به اين راحتي دروغ مي گوييد...؟
چطور خانه 100 متري شما شده چند هزار متري!؟
چطوري 100 ميليارد خرج فقط تبليغات اين دوره مي کنيد!؟
چطور ميلياردر شديد؟!
به اينها که جوابي نداديد...
حالا شما که نميتونيد بر روزنامه خودتون نظارت کنيد چطور ميخواهيد کشور پهناور و 70 ميليون نفر رو اداره کنيد!؟
بهتره به نفع دکتر کنارگيري کنيد.
در بنياد شهيد زندان! ساختي!؟اگر رييس جمهور بشي چه کار خواهي کرد؟! حتما گشت ارعاب!!!
يه درخواست آيا شما و آقاي... حاضريد ليست اموالتان را منتشر کنيد!؟
واي بر ما اگر رييس جمهور شويد...
يک نکته ديگه درباره ساده بودن کروبي! ايشون به بيانيه رييس اسبق موساد اشاره کرد! گفت اونا ميگن احمدي نژاد براي ما بهترينه!
اين شيخ فکر ميکنه اسراييل و رييس موساد يه بچه شيش ساله هست و اين از دهنش در رفته!؟ يا غرضي توي اين حرف نهفته هست!؟
پس راي من به کوري چشم همه دشمنان پيشکش دکتر احمدي نژاد...
درود بر روان پاک دکتر محمود احمدي نژاد...واقعا بايد اين پاکي رو تقديس کرد...
آقاي دکتر بار ديگر پيروز شد...اين نشونه کوچکي از پيروزي هميشگي حق است.
























26- ... مسئله استخدامي و برنامه و بودجه مخصوصا در چيز پيشنهاد من بود... 
27- ...تنها سازمانهايي است که در چيز آمده... 
28- ... در مراحل بعدي اينها را دونه دونه چيز مي کنم.... 
29- ...تصدي بيش از دوشغل چيز... 
30- ...عوض اينکه پرونده سازي کنند و چيزهايي که... 
31- ... يکي از مشکلات در صحبت با آقاي احمدي نژاد چيزهايي است که ... 
32- ...غير عادي و غير چيز... 
33- ....ايشان مي گويد به ديوان عدالت اداري نامه بنويسيد که فلان چيز را لغو کند... 
34- ...به من مي گويد که يه چيزي بنويس به ديوان عدالت اداري.... 
35- ...در يه چيزهايي که بين است ما طوري عمل بکنيم... 
36- ...اينجا مثلا چيز کرديم.... 
37- ...راي مجلس هم چيز بدانيد... 
38- ...که ظاهرا چيزي از بنده نداشتيد... 
39- ...نمي توانيد افراد را همينطور نام ببريد و به اصطلاح چيزشان بکنيم... 
40- ...سندهايش هست، مدرکهايش هم چيز است.... 
41- ...معاون اجرايي رييس جمهور دنبال اين است که يه چيزي بسازد... 
42- ...اون چيزي که در هشت ماده ايي هست.... 
43- ...سياه کردن برنامه ها، سياه کردن دانشجوها و امثال اينها را چيز مي کنم... 
44- ... در سازمان برنامه و بودجه براي اين است که نگذارد شما چيز بکني... 
45- ... در نتيجه اين چيزي که ديوان محاسبات.... 
46- ...همش بر مي گردد به اين چيزهايي که در ... 
47- ...آقاي احمدي نژاد مسائلي را مي گويد که من مجبور مي شوم چيزهايي را بگويم... 
48- ....سير چيني آمده،نمي توانيم بکاريم، اينطور چيزها... 
49- ...بگويم که براي ما واقعا چيزه که... 

به گزارش
"خبرنویس" به نقل از جهان، فیلم انتخاباتی مهندس موسوی که توسط مجید مجیدی
کارگردان معروف سینما ساخته شده است طبق اعلام قبلی قرار بود که آئینه ای
از واقعیات موجود در جامعه و اتفاقات همراه با میرحسین موسوی باشد اما در
یکی از صحنه های این فیلم زنی که سعی داشت خود را به خودروی حامل میرحسین
برساند در نهایت با ورود به جمع میرحسین و نزدیکانش با گریه و زاری از
وضعیت مواد مخدر و اعتیاد گلایه کرده و دست به دامان مهندس موسوی برای حل
این مشکلات شد. گریه های این زن و نوع بیان مشکلات و مصائب فرزندش از
احساسی ترین لحظات این فیلم انتخاباتی بود.
طبق بررسی های
به عمل آمده مشخص شد که این زن نه یک شهروند درد کشیده که یکی از بازیگران
صدا و سیمای مازندران به نام منیژه حسینیان بوده است که با هماهگی قبلی و
با سناریویی از پیش تعیین شده به اجرای برنامه خود پرداخته و نقش عمده ای
را در واقعی جلوه دادن فیلم انتخاباتی میرحسین موسوی ایفا کرده است.
وقتی با اکثر حامیان میر حسین موسوی، به خصوص قشر جوان آن صحبت میکنی و میپرسی که چرا میخواهید به موسوی رأی دهید؟ و یا اینکه از موسوی و عملکرد آن در گذشته چه میدانید؟ با یک پاسخ پر معنی روبرو میشوی. سکوت!!!
آیا به نظر نمیرسد بخشی از جوانان این مملکت به سخره گرفته شدهاند؟!
بدون شرح!

چرا میخواهند با حجم وسیع دروغ عملکرد بی نظیر دولت نهم را زیر سوال ببرند واقعا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
معاون هیتلر:اگر میخواهی دروغ بگویی!دروغ را انقدر بزرگ بگو و تاییدش کن که دیگر جایی برای انکارش نباشد!!!
برای عدالت
1388/03/10
بسم الله الرحمن الرحیم
چهار سال پیش، وقتی برای ورود به عرصه مدیریت اجرایی کشور آماده می شدم، می دانستم که در چه مسیر ناهمواری قدم می گذارم. از صف آرایی های تاریخی زر و زور و تزویر در برابر عدالت خواهی به خوبی آگاه بودم و خبر داشتم که با چه ناملایماتی مواجه خواهم شد و می دانستم که قدرت مداران خودکامه و حریصی که اجرای عدالت را بر نمی تابند، برای خاموش کردن ندای عدالت طلبی، از هیچ اقدامی فروگذار نکرده و نمی کنند.
اما تحمل فقر و فساد و تبعیضی که عده ای اندک می خواستند بر مردم ما تحمیل کنند حقیقتا برایم دشوار بود. از خدا خواستم تا توفیق قدم نهادن در مسیر اجرای عدالت و تلاش برای احقاق حقوق مظلومان و مستضعفان و ایستادن در برابر مستکبران و متکبران را روزی ام کند.
آری، تاریخ بشریت مشحون است از صحنه های بدیع و افتخار آمیزی که رادمردان و نیک اندیشان برای احقاق حقوق مردم و اقامه قسط و عدل آفریده اند و در این راه از بذل مال و جان و آبروی خود نیز دریغ نکرده اند.
مهم ترین فرازهای تاریخ را، صحنه های مجاهدت و دلیری، زندان و اسیری، محنت و مرارت و صد البته عزت و عظمت این انسان های والا مقام رقم زده است.
عدالت همان رسالت خطیری است که همه انبیا و اولیای الهی مامور به اقامه آن بوده اند و بسیاری از آنان نیز جان پاک خود را بر سر این میثاق نهادند. به خاطر پافشاری بر همین مفهوم قدسی و مبارک بود که مولای متقیان و امیر مومنان علی علیه السلام در محراب عبادت به شهادت رسید.
وقتی به رنج ها و محنت های فراوانی که معصومین علیهم السلام برای مبارزه با سرکشان و زورگویان و برپایی قسط و عدل متحمل شده اند می اندیشم، با خود می گویم که آنچه ما تاکنون برای تحقق عدالت، از صبر بر اهانت و دروغ و تخریب مدعیان گرفته تا طعن و لعن و شماتت سهم خواهان، پرداخته ایم هزینه چندانی نبوده است.
امروز نیز به وضوح ویژه خواران و زیاده خواهان را در پس انبوه شایعات و اتهاماتی که روانه این فرزند ملت و خادم کوچک و همکاران نجیب و صبورم می شود مشاهده می کنم. اما ما تصمیم خود را گرفته ایم و به عهدی که با ملت بسته ایم پایبندیم. در کنار مردمی که عدالت را برای کشور برگزیده اند می مانیم و تا آخرین نفس به این نبرد مقدس ادامه می دهیم ...
---------------------------------------
آدرس سايت ايشان : http://www.ahmadinejad.ir
| دوشنبه 11 خرداد1388 ساعت: 21:38 | توسط:اولدوز | ||||
| سلام،میخواستم از کارای اصلاح طلب ها هم افشاگری کنی. اینکه قرار لباس روحانیت و از دوش خاتمی بردارن اینکه با این کار رای میر حسین می پره اینکه رسوا میشن و ما بهشون میخندیم. اون وقته که بوی دماغ سوخته همه جا رو برداره. ![]() اینا رو بگین تا اون آدمای ساده هم بدونن کی واقعا برای ایران داره دل میسوزونه. موفق باشی. | |||||

به گزارش ایفنا نیوز، دكتر محسن رضایی، نامزد دهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری در گفتگو با شبكه خبری و انگلیسیزبان پرستیوی گفت: رهبر معظم انقلاب فرمودهاند كه اگر آمریكا تغییر كند ما نیز تغییر خواهیم كرد، ما در دولت ائتلافی یك بسته پیشنهادی به آمریكا ارائه میكنیم كه براساس آن تشریح میشود آمریكا چه گامهایی باید بردارد و ما نیز در مقابل چه خواهیم كرد.
دكتر رضایی خاطرنشان كرد: اگر این روند به خوبی پیش برود در اجلاس شهریور ماه سازمان ملل با آقای اوباما ملاقات خواهم كرد.
دكتر رضایی با بیان این مطلب كه ما در عرصه سیاست خارجی دچار افراط و تفریط شدیم، تصریح كرد: دولت آقای خاتمی سیاست انفعال را در پیش گرفت و دولت نهم نیز ماجراجویی را اتخاذ كرد، اما ما راه سومی را انتخاب میكنیم كه در آن عزت مردم ایران حفظ شود.
در دولت من چالشهای میان آمریكا و ایران كاهش مییابد
وی در توضیح برنامههای ارائه شده خود گفت: وقتی من ریاست دولت را برعهده بگیرم حتی یك روز را هم از دست نخواهم داد چرا كه سیاستهای اصل 44 قانون اساسی را بر پایه پژوهش استوار و تدوین كردیم و براساس آن نیز دورنمای ایران سال 1404 تنظیم شد، به همین دلیل در دولت من چون شناخت، آگاهی و برنامهریزی براساس اصل 44 وجود دارد فرصتسوزی معنایی نخواهد داشت.
دكتر رضایی در ادامه با تاكید بر این كه من به آینده فكر میكنم به خبرنگار پرستیوی گفت: ما در شرایطی به سر میبریم كه كشورمان با مشكلات عدیدهای روبروست و شعارزدگی زیاد شده است، من میخواهم چند مشكل كشور را به موازات هم حل كنم و دور جدیدی از عملگرایی را آغاز كنم.
دكتر رضایی تاكید كرد: من میخواهم انقلاب اقتصادی همراه با تحول فرهنگی به علاوه اصلاحات سیاسی در كشور ایجاد كنم و در این امر از ظرفیت بینظیر نسل سوم انقلاب و بانوان بهره خواهم برد.
وی در پایان متذكر شد: من آمادگی مناظره با همه نامزدها را دارم و معتقد هستم كه این مناظرهها در انتخاب و شناخت مردم بسیار تعیینكننده هستند.
براي ديدن جدول به صورت بزرگ بر تصوير کليک کنيد
طبق جدول پخش برنامه هاي کانديداهاي رياست جمهوري در رسانه ملي هر کانديدا بيش از 17 ساعت فرصت تبليغات راديويي و تلويزيوني خواهد داشت.
طبق اين جدول ، جمعه اول خرداد ماه ميرحسين موسوي، دوم خردادماه، محسن رضايي، سوم خردادماه مهدي کروبي و چهارم خردادماه محمود احمدينژاد در برنامه 30 دقيقهاي "با دوربين" در شبکه يک سيما به تشريح برنامه هاي خود خواهند پرداخت .
هم چنين بر اساس اين جدول، پخش يک مستند 30 دقيقه اي نيز از هر يک از نامزدها در برنامه هاي شبکه يک سيما گنجانده شده است که بر اين اساس، به ترتيب 8 خردادماه محمود احمدينژاد، 9 خردادماه ميرحسين موسوي، 10 خردادماه محسن رضايي، 11 خردادماه مهدي کروبي در اين برنامه هاي مستند توانمندي ها ، دستاوردها و برنامه هاي خود را با مردم مطرح خواهند کرد .
مستند دوم هر يک از نامزدها نيز به ترتيب 16 خردادماه مهدي کروبي، 17 خردادماه محمود احمدينژاد، 18 خردادماه ميرحسين موسوي، 19 خردادماه محسن رضايي از همين شبکه پخش خواهد شد.
4 برنامه گفتگوي ويژه خبري 45 دقيقهاي شبکه دوم سيما نيز به کانديداها اختصاص يافته است که بر اين اساس از به ترتيب، 7 خردادماه مهدي کروبي، 11 خردادماه محسن رضايي، 15 خردادماه محمود احمدينژاد و 19 خردادماه ميرحسين موسوي در آن حضور خواهند يافت . اين برنامه از ساعت 22:45 تا 23:30 به روي آنتن مي رود.
شبکه سه سيما نيز پخش مناظرههاي تلويزيوني چهار نامزد دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري را از 12 خرداد ماه به شکل دو به دو آغاز ميکند.
بر اساس جدول نخستين مناظره تلوزيوني بين مهدي کروبي و محسن رضايي خواهد بود که روز 12 خردادماه ساعت 22:30 تا ساعت 24 برگزار خواهد شد.
اين شبکه روز 13 خردادماه مناظره بين محمود احمدينژاد وميرحسين موسوي روز 14 خردادماه مناظره بين محسن رضايي و ميرحسين موسوي، روز 16 خرداد ماه مناظره بين محمود احمدينژاد و مهدي کروبي ، روز 17 خردادماه مناظره بين مهدي کروبي و ميرحسين موسوي و روز 17 خردادماه مناظره بين محمود احمدينژاد و محسن رضايي را در همين ساعت به روي آنتن خواهد برد .
همچنين چهار برنامه پاسخ به کارشناسان از سوي چهار نامزد دهمين انتخابات رياست جمهوري به مدت 60 دقيقه از ساعت 18:30 تا 19:30 روي آنتن شبکه چهار سيما خواهد بود و بر اين اساس برنامه 5 خردادماه با حضور مهدي کروبي، 12 خردادماه با حضور ميرحسين موسوي، 15 خردادماه با حضور محسن رضايي و 19 خردادماه با حضور محمود احمدينژاد برگزار مي شود .
شبکه خبر نيز گفتگوي 30 دقيقهاي با نامزدهاي دهمين انتخابات رياست جمهوري را پخش خواهد کرد . در اين سري برنامه ها که از ساعت 19:30 تا 20 روي آنتن شبکه خبر خواهد رفت نخستين برنامه به محسن رضايي در 6 خردادماه ، دومين برنامه به محمود احمدينژاد در 10 خردادماه، سومين برنامه به ميرحسين موسوي در 15 خردادماه و چهارمين برنامه به مهدي کروبي در 19 خردادماه اختصاص دارد.
شبکه جامجم نيز با برنامههاي "ايرانيان خارج از کشور" در 60 دقيقه و مستند 30 دقيقهاي به تبليغات رياست جمهوري ميپردازد که اولين برنامه به ميرحسين موسوي، دومين برنامه ايرانيان خارج از کشور به محمود احمدينژاد، سومين برنامه ايرانيان خارج از کشور به محسن رضايي و چهارمين برنامه ايرانيان خارج از کشور به مهدي کروبي اختصاص داده شده است .
همچنين دراين شبکه مستند 30 دقيقهاي محسن رضايي 12 خردادماه، محمود احمدينژاد 14 خردادماه، ميرحسين موسوي 16 خردادماه و مهدي کروبي 18 خردادماه پخش خواهد شد .
طبق جدول برنامه هاي تبليغاتي کانديداها در راديو نيز که از اول تا 20 خرداد طراحي شده است شبکه سراسري صدا (راديو ايران ) ، از ساعت 17 تا 17:45 اول تا چهارم خرداد ماه را به برنامه اي تحت عنوان مستقيم با مخاطب اختصاص داده است که تکرار آن نيز 8:30 تا 9:15 صبح روز بعد از هر برنامه پخش خواهد شد ، اين سري از برنامه ها اول خردادماه به محمود احمدينژاد، دوم خرداد ماه به مهدي کروبي، سوم خردادماه به محسن رضايي و چهارم خردادماه به ميرحسين موسوي اختصاص دارد .
هم چنين شبکه ايران در 14 خردادماه برنامه تخصصي محمود احمدينژاد، در 16 خردادماه برنامه تخصصي مهدي کروبي، در 18 خردادماه برنامه تخصصي محسن رضايي و در 19 خردادماه برنامه تخصصي ميرحسين موسوي را پخش خواهد کرد.
در راديو جوان نيز دهم خردادماه مهدي کروبي، 12 خردادماه محسن رضايي، 16 خردادماه ميرحسين موسوي، 19 خردادماه محمود احمدينژاد به مدت 45 دقيقه در برنامه اي تخصصي حاضر خواهند شد. راديو جوان اين برنامه ها را از ساعت 16:15 تا 17 و تکرارآن را از 7:15 تا 8 صبح روز بعد پخش خواهد کرد.
راديو ورزش برنامه تبليغي خود را از 15:30 تا 16:15 دقيقه و تکرار آن را از 9:15 تا 10 صبح به روي آنتن خواهد برد بر اين اساس پنج خرداد ماه محسن رضايي، 7 خردادماه ميرحسين موسوي، 16 خردادماه محمود احمدينژاد، 19 خردادماه مهدي کروبي در برنامه تخصصي 45 دقيقهاي راديو ورزش حضور خواهند داشت.
برنامههاي تبليغي کانديداها در راديو معارف در ساعتهاي 17:45 تا 18:30 هشت تا نوزده خرداد ماه گنجانده شده است و تکرار هر برنامه نيز ساعت 11 تا 11:45 دقيقه روز بعد از آن خواهد بود . بدين ترتيب 8 خردادماه ميرحسين موسوي، 11 خردادماه محمود احمدينژاد، 15 خردادماه مهدي کروبي و 19 خردادماه محسن رضايي در برنامه تخصصي 45 دقيقهاي راديو معارف حاضر خواهد شد.
6 خردادماه محمود احمدينژاد، 9 خردادماه مهدي کروبي، 12 خردادماه محسن رضايي و 17 خردادماه ميرحسين موسوي در برنامه راديو گفتگو به مدت 45 دقيقه شرکت خواهند کرد و بر اساس جدول ساعت اين برنامه ها 19:45 تا 20:30 است و فرداي آن روز از ساعت 10 تا 10:45 اين برنامه ها از راديو فرهنگ پخش ميشود.
انتخابات ریاست جمهوری صحنه ی رقابت جدی است

نامه ی زیر در اعتراض به عملکرد رسانه ی ملی از سوی مهندس موسوی خطاب به سران قوه ی مقننه و قضائیه و هم چنین دادستان کل کشور منتشر شد :
بسم الله الرحمن الرحیم
حضور محترم حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی ریاست محترم قوة قضاییه
حضور محترم جناب آقای دکتر لاریجانی ریاست محترم مجلس شورای اسلامی
حضور محترم جناب حجت الاسلام و المسلمین دری نجف آبادی دادستان کل کشور
با سلام، همانگونه که استحضار دارید در آستانة یکی از مقاطع حساس تاریخ سرزمینمان قرار داریم که در آن مردم شریف ایران با شرکت در انتخابات ریاست جمهوری وظیفة دینی و ملی خود را در تعیین سرنوشت کشور ایفا می کنند. اهمیت نقش رسانه های عمومی در این عرصه خطیر بر كسی پوشیده نیست. معالاسف تاكنون نحوة اطلاع رسانی رسانة ملی چه به لحاظ کمیت و چه به لحاظ کیفیت، حتی نسبت به دوره های قبل تنزلی آشکار داشته است و در نتیجه این شائبه را در اذهان عموم به وجود آورده که گویی قرار نیست انتخابات دهمین دورة ریاست جمهوری صحنة برابر و جدی رقابت نامزدها باشد. نقض مکرر و آشکار بیطرفی از سوی بخشهای خبری خاص و نیز کممایه بودن برنامههایی که باید با هدف دعوت به مشارکت حداکثری در انتخابات مردم تهیه و ارائه شوند به طور اساسی با ایدة انتخاب آزادانه، آگاهانه و مسؤلانه یکایک شهروندان در تعارض است.
از جنابعالی انتظار میرود با توجه به وظیفة قانونی خود در قبال نظارت بر اجرای دقیق قانون انتخابات، نسبت به پیگیری امر اقدام مؤثر مبذول فرمایید.
با احترام
میرحسین موسوی 29/2/88
همچنین در حین سخنرانی میرحسین در مسجد امام جعفر صادق(ع) عده ای ناشناس به قصد ایجاد تنش و تشویش اذهان اقدام به پرتاب و انفجار گاز اشک آور نمودند که به دلیل ازدحام جمعیت موجب آسیب و نگرانی مردم شد.
علی رغم فضای ملتهب ایجاد شده مهندس موسوی به سخنرانی خود ادامه داد و مردم نیز بر عزم خود مبنی بر تداوم سخنرانی پافشاری کردند.
در
همین حال وهب احمدي نام معلم فداكاري است كه به چشمانش گاز اشک آور
زدهاند. به همراه تعدادي دانشآموز به مسجد آمده بودند تا از مهندس
ميرحسين موسوي استقبال كنند.
احمدي گفت: حين حمله تنشآفرينان در
مراسم ميرحسين از آنها خواستم اجازه دهند مهندس موسوي سخنان خود را بيان
کند و بگذارند ميرحسين پس از سالها حرفش را بزند كه تنش آفرينان به سمت من
حمله كرده و به چشمان من گاز اشک آور زدند.
وي در ادامه با اشاره
به پلاکاردهايي که تنش آفرينان با خود به همراه داشتند گفت: تنشآفرينان
در پلاكاردهاي جداگانه نوشته بودند «نظر شما درباره احمدينژاد چيست؟
صادقانه بگوييد».
وي با اشاره به خرابکاري تنش آفرينان در مراسم
ميرحسين گفت: آنها با كندن پلاكاردها و قطع بلندگو قصد داشتند سخنراني
مهندس ميرحسين موسوي را قطع كنند.
برخي از ساكنين ملارد خبر از
جمع آوري پلاكاردهايي كه توسط مردم براي استقبال از ميرحسين موسوي تهيه و
نصب شده بود توسط بخشداري دادند به صورتي كه از طرف بخشداري اجازه پخش
قرآن از مسجد ملارد نيز داده نشده بود.
شايان ذکر است اغتشاش گران در جلسه ميرحسين موسوي توسط مردم محلي به بيرون از محل سخنراني رانده شدند.

1) ما مسلمانها چون گوشت خوک نمیخوریم، آنفلوآنزای خوکی نمیگیریم؟
نه، ربطی ندارد! راه اصلی انتقال این بیماری، تنفسی است (نه خوراکی)؛ یعنی میتواند با سرفه و عطسه منتقل شود. این بیماری حتی راحتتر از این حرفها هم منتقل میشود.کافی است دستمان با چیزی تماس پیدا کند که ویروس روی آن نشسته باشد. آنوقت اگر دست آلودهمان را به دهان، بینی یا چشممان بزنیم، ویروس منتقل میشود.
2) علائم آنفلوآنزای خوکی، وحشتناک است؟
اتفاقا علائمش خفیف است: تب، سردرد، سرفه، گلودرد، خستگی، کوفتگی بدن و آبریزش بینی. اما طول میکشد و به درمانهای رایج جواب نمیدهد.
3) اگر واکسن آنفلوآنزا بزنیم، در مقابل آنفلوآنزای خوکی هم ایمن میشویم؟
اینطور نیست. ویروس آنفلوآنزای خوکی، ویروس جدیدی است که از تلفیق سه نوع ویروس آنفلوآنزای انسانی، مرغی و خوکی به وجود آمده است. بنابراین واکسنهای متداول آنفلوآنزا زورشان به این ویروس نمیرسد. تولید یک واکسن موثر برای این بیماری نیز طبیعتا چند ماه طول میکشد.
4) تا وقتی خطر آلودگی به این ویروس وجود دارد، باید دور تمامی سفرهای خارجی را خط کشید؟
البته اگر میخواهید به مکزیک یا بقیه کشورهای مبتلا بروید، بهترین توصیه این است که نروید! ولی اگر مجبورید به کشوری در مجاورت یکی از این کشورها سفر کنید، این دو توصیه را فراموش نکنید: شستشوی مکرر دستها و استفاده از ماسکهای تنفسی.

5) آنفلوآنزای خوکی از بیماریهای پُر سر و صدای قبلی (ابولا و آنفلوآنزای مرغی و سارس) خطرناکتر است؟
نه! آنفلوآنزای خوکی آنقدرها مرگبار نیست، ولی بدیاش این است که از انسان به انسان سرایت می کند که سارس با همه وحشتی که ایجاد کرده بود، هرگز به آن نرسید.
با این حال، سارس در حد فاصل سالهای 2000 تا 2003 بیش از 770 نفر را کشت و بیش از 10 برابر این تعداد را هم مبتلا کرد. آنفلوآنزای مرغی هم که لابد یادتان هست؛ میلیونها مرغ را قربانی کرد و جان 250 انسان را در 12 کشور دنیا گرفت.
6) خطر آنفلوآنزای خوکی از خطر یک آنفلوآنزای ساده هم کمتر است؟
این هم یعنی افتادن از آن طرف بام! میانگین سنی قربانیان آنفلوآنزای خوکی در مکزیک، بین 25 تا 45 سال است؛ در حالی که آنفلوآنزای ساده معمولا کودکان، سالمندان و بیمارانی را قربانی میکند که دارای سیستم ایمنی ضعیف باشند. ضمن این که این آنفلوآنزا جدید است، هنوز درمان قطعی و واکسن موثری ندارد و همهگیریاش در گوشه و کنار جهان رو به افزایش است. پس قطعا خطرناکتر از یک آنفلوآنزای ساده است.

ابتدا بهتر است بدانیم که طالع بینی و پیش بینی آینده ی زندگی بشر از روی ستارگان، تاریخچه ای به اندازه ی عمر بشر دارد. قرنها پیش انسان ستارگان را خداوندان یا اهریمنانی می پنداشت ، كه در سیر حوادث خاكی و زمینی و سرنوشت پادشاهان و بعدها انسانهای دیگر نیز مداخله می كردند . به این ترتیب نوعی ستاره پرستی و ستاره باوری در مردم به وجود آمد ، كه بسیاری از معابد و اهرام كه امروزه هنوز هم پابر جا هستند ، شاهد این باورند . به تدریج این اعتقاد در مردم ایجاد شد ، كه وضعیت خاص ستارگان نسبت به یكدیگر با حوادث و پیش آمدهای كاملا خاصی بر روی زمین ارتباط دارند .
انسان ذاتا کنجکاو و خواستار کشف است و برای رسیدن به این هدف در هر زمینه ای پا به عرصه نهاده که یکی از این زمینه ها نجوم است. آنچه که در دسترس و به صورت مکتوب موجود است کتیبه های مربوط به بابل می شود که نشان میدهد وقایع نجومی و حوادث رخ داده در آن زمان با هم همزمان بوده است و بعد از آن مردم در آینده با استفاده از این مکتوبات وقایعی را پیش بینی کردند که اکثرا نادرست از کار در آمده است.
در طالع بینی نجومی ، بر خلاف اخترشناسی كه یكی از علوم طبیعی دقیق است ، تلاش می شود با توجه به وضعیت ستارگان آسمان ، اتفاقات ، پیش آمدها و حوادث اجتماعی و زمینی پیشگویی شود . بر این اساس ، طالع بینها بر این باورند كه چگونگی وضعیت صورتهای فلكی ، سیاره ها ، خورشید و ماه نسبت به یكدیگر به هنگام تولد هر انسان ، پیشگویی درباره خصوصیات روانی و رفتاری و حوادث زندگی آینده او را امكان پذیر می سازد .
معنا و مفهوم سیاره ها و علائم نجومی دایرة البروج یا مدار جانوری برای ما انسانها اغلب به صورتی عجیب و غریب تعیین و تعریف می شدند. به این ترتیب كه مثلا" رنگ و صورت ظاهر یك سیاره نفوذ زیادی بر روی اثر و كاركرد آن داشت. سیاره مریخ قرمز رنگ را خدای جنگ نامیدند و سیاره ناهید را با نور دوست داشتنی اش ، الهه عشق نام نهادند . در دایرةالبروج ، «حمل»، خشمگین ، تند خو و آتشین مزاج شمرده می شد و «میزان» ، متوازن و آرام. دانستن روشها ومسائل طالع بینی می تواند کمک کند که به محتوای و اصل موضوع طالع بینی دید بهتری پیدا کرد برای این منظور به تعریف طالع بینی نجومی میپردازیم:

منظور از " طالع نمای نجومی " معمولا نمایش وضعیت خورشید ، ماه و سیاره ها و همچنین وضعیت نشانه های نجومی دایرةالبروج یا مدار جانوری در لحظه تولد هر انسان است . برای این كار آسمان را به 12 خانه یا برج تقسیم می كنند . در چند قرن قبل از میلاد مسیح، نخستین برج در این تقسیم بندی در لحظه ی طلوع در اول بهار تقریباً زیر افق شرقی قرار می گرفت و در پی آن 11 برج دیگر طلوع می کرد . برج ششم دقیقا" زیر افق غربی، برجهای 7 تا 12 ورای خط افق قرار می گرفتند.
برجها هر یك معنا و مفهوم خاصی دارند : مثلا" برج اول خصلت و منش و نهاد و سرشت روحی ، برج دوم سرمایه ها و كالاهای مادی ، برج سوم روابط با خویشاوندان و همسایگان و برج چهارم اصل و منشا ، پدر ومادر و آداب را معین می كند . به هر حال در این مورد باید گفت كه این تنها طبقه بندیهای تقریبی و عمومی است. برج پنجم مخصوص بخت و اقبال شرط بندی و اوقات فراغت و تفریح و برج ششم به سلامتی اختصاص دارد . برج هفتم برای ازدواج و شریك زندگی و نیز شركای شغلی و تجاری و برج هشتم برای مرگ مهم است . برج 9 مخصوص مهاجرت و سفرهای خارج ، برج 10 برای شغل ، برج 11 برای دوست و برج 12 برای دشمن است .

طالع بینان می گویند برای منش و خصلت هر انسان این مساله مهم است كه كدام نشانه نجومی دایرةالبروج و كدام سیاره ها در لحظه تولد او در كدام برج قرار داشته اند . علاوه بر آن وضعیت خورشید ، ماه و سیاره ها نسبت به یكدیگر و همچنین وضعیت این ستارگان در نشانه های نجومی دایرة البروج دارای اهمیت است .
سیاره ها ، كه اختر طالع شناسان ، خورشید و ماه را نیز جزو آنها می شمارند ، دارای تمایل قطبی منفی و مثبت اند و هنگامی كه در علائم نجومی مخصوصی كه منطقه " حكمرانی " آنهاست ، قرار می گیرند ، اثر زیادی دارند . به این ترتیب مثلا ماه هنگامی كه در علامت نجومی سرطان قرار می گیرد بیشترین اثر را می گذارد . طالع بینان می گویند كه خورشید بسیار با نفوذ است . در مجله هایی كه طالع نما دارند ، غالبا خورشید تنها ستاره ای است كه وضعیت آن با دقت مورد رسیدگی قرار می گیرد . خورشید نمودار نیروی زندگی و قدرت است . طالع بینان می گویند كه خورشید در علامت نجومی شیر یا اسد فرمانروایی دارد و بر خلاف ماه تمایل قطبی مثبت دارد . اگر بخواهیم درباره نفوذهای طالع بینی و خصوصیات هر یك از سیاره ها از این لحاظ به بحث بپردازیم ، خیلی به درازا خواهد كشید.

توصیفهای زیبا درباره آینده ی یك نوزاد از طریق مطالعه دقیق خصوصیات رفتاری پدر و مادر و اطرافیانش به دست می آید ، كه البته در این مورد احتیاج به علائم نجومی نیست ، بلكه بیشتر نیاز به آگاهیهای روانشناسی است . دو قلوها با وجود تاریخ تولد یكسان مشخصه های كاملا متفاوت از یكدیگر دارند ، باید طالع نماهای نجومی و خصوصیات رفتاری بسیار مشابهی داشته باشند ، كه این مساله همیشه درست نیست . یا اصولا" می بایست افرادی كه در زمان و مكان یكسان متولد می شوند دارای خصوصیاتی شبیه هم باشند ، حال این كه اغلب این طور نیست . همچنین كسانی كه به طالع نماهای نجومی عقیده دارند ، باید از خود بپرسند كه چرا دقیقا زمان تولد باید در این طالع نماها این اندازه اهمیت داشته باشد . انسان با تمام اعضا و جوارهش در حقیقت مدتها پیش از تولد در شكم مادر خود زندگی می كند .
از طرف دیگر در حال حاضر دیگر علائم نجومی و صورتهای فلكی بر یكدیگر تطابق ندارند و به عبارت دیگر علامت نجومی حمل در صورت فلكی حوت قرار دارد ، نكته جالب و در خور توجهی است . با وجود تمام این نظریات مخالف و ایرادهایی كه بر طالع نماهای نجومی وارد است ، بسیاری از انسانها به نفوذ ستارگان در سرنوشت خود عقیده دارند و در كارهای خود به پیشگوییهای طالع بینی رجوع می كنند و بر اساس آن تصمیمگیری میکنند. اما آنها با این کارشان اشتباهات منطقی و عقلی زیادی مرتکب میشوند. اول اینکه چرا پیشگویی واقعاً صحیح است؟ به عنوان مثال آیا اگر کسی به ما بگوید که «امروز پول زیادی به دست خواهی آورد.» و بعد از یک 15 دقیقه شما پولی بر روی زمین پیدا کردید، این دلیلی میتواند باشد که پیشگویی او درست بوده است؟ دوم اینکه آیا هر آن چه که طالعبین به عنوان طالع شما گفته تماماً صحیح است؟ در بعضی از طالعها میگوید که «امروز دوست قدیمیتان با شما تماس میگیرد. او مشکل بسیار حادی دارد که برای رفع آن به کمک شما احتیاج دارد.» آیا واقعاً در آن روز دوست قدیمیتان با شما تماس گرفته است؟ یا میگوید که «شما امروز عشق خود را پیدا میکنید.» آیا واقعاً شما در آن روز عشق خود را پیدا کردهاید؟ به بیان دیگر چه تعداد از پیشگوییهایی که میشود برای شما به حقیقت میپیوندد و چه تعداد از آنها اشتباه از آب در میآید؟ مردم سعی میکنند که پیشگوییهای درست را به یاد داشته باشند و آنهایی که اشتباه بوده را فراموش کنند.

دو سپاه در برابر هم صف آرایی کرده بودند. در یک سو علی علیه السلام بود، همو که در غدیر نبی دستش را به بالای سر برده بود و در دیگر سو طلحه که پیامبر او را طلحه الخیر نامیده بود، زبیر که پیامبر او را سیف الاسلام خوانده بود و عایشه که همسر پیامبر و ام المومنین بود.
حارث بن نوط کاملا گیج شده بود نمی دانست که در کدام جبهه حاضر شود و کدام را بر دیگری برتری دهد. این بود که به نزد امام علی علیه السلام آمد و پرسید: «مگر ممکن است که طلحه و زبیر و عائشه بر امر باطلی گرد آمده باشند؟!» علی بدو پاسخ داد:
یا حارث انت ملبوس علیک، إن الحق و الباطل لایعرفان بأقدار الرجال و بإعمال الظن، أعرف الحق تعرف أهله و اعرف الباطل تعرف أهله .
«ای حارث! امر بر تو مشتبه شده است. حق و باطل، از راه بزرگی مردان و خوش گمانی به این و آن شناخته نمیشود، حق را بشناس تا اهل حق را بشناسی و باطل را بشناس تا اهل باطل را بشناسی»!
اکنون نیز ما در آستانه انتخاب بزرگی قرار داریم. اگرچه خوشبختانه جنگی به مثل جمل میان یاران امام و انقلاب برقرار نشده اما صفگیری آنها در قالب جناح ها و گروه های سیاسی در این انتخابات صف آرایی مهمی است. تمام نامزدهای کنونی جز یاران امام و انقلاب هستند و اگر صرفا به این عامل توجه شود نمی توان به درستی به انتخاب دست زد. بسیاری از مردم صرفا در انتخاب نامزد خود به دنبال اسامی رفته اند. اما می توان از الگوی روش شناختی امام علی علیه السلام برای شناخت خوب تر از خوب استفاده کرد.
امام به حارث فرمودند که بزرگی افراد را مدنظر قرار نده بلکه ابتدا حق و باطل را بشناس و سپس ببین که حق بر کدام یک منطبق است و باطل بر کدام. در واقع شناخت بر انتخاب تقدم دارد.
ما نیز در این انتخابات به جای آنکه خود را به بزرگی و قدر نامزدها و یا سنجش آنها مشغول کنیم بهتر است که
1- ابتدا بدانیم و تشخیص دهیم که مهمترین نیازهای جامعه امروز ما چیست؟ نخستین اولویتهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ما چیست؟
2- سپس توجه کنیم کدام نماینده به بهترین شکل می تواند این اهداف را محقق سازد.
3- و در نهایت با توجه به سابقه نامزدها در مسئولیتهای خود و بررسی عملکرد آنها برای دانستن میزان انطباق وعده ها با عملکردها به ارزیابی عملی توانایی نامزدها مبادرت کنیم.
به این ترتیب باید دانست که برای انتخاب نامزد خود باید به جای توجه به افراد به برنامه های او و میزان انطباق این برنامه ها با شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه خود توجه کنیم.

یک نماینده اصولگرای مجلس رقابت اصلی در انتخابات را میان احمدی نژاد و موسوی خواند و گفت: حضور محسن رضایی به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری جلوی تک صدایی را در جبهه اصولگرایان گرفت .
علی مطهری در گفتگو با مهر، با بیان اینکه در ظاهر 2 نفر از جریان اصلاح طلبان و 2 نفر از جریان اصولگرایان داوطلب ریاست جمهوری دهم شده اند، گفت : رقابت اصلی در انتخابات بین احمدی نژاد و موسوی خواهد بود.
وی با اشاره به طرحی که قرار بود از سوی برخی اصولگرایان عملیاتی شود، یادآور شد: در حقیقت ما به دنبال یک طرحی بودیم که در آن علی اکبرولایتی رئیس جمهور و محمد باقر قالیباف معاون اول در دولت مورد نظر باشند.
این نماینده مردم تهران در مجلس افزود: ابتدا تصور می کردیم این طرح با استقبال 70 تا 80 درصدی اصولگرایان مواجه شود که در این رابطه هم جلسات متعددی را برگزار کردیم ولی متاسفانه به نتیجه مطلوب نرسیدیم و نهایتا "طرح دولت ولایتی - قالیباف" خود به خود منتفی شد.
مطهری فضای سرد حاکم بر انتخابات ریاست جمهوری دهم را ناشی از تعداد اندک داوطلبین واجد شرایط در حال حاضر دانست
مطهری با اشاره به کاندیداتوری محسن رضایی در عرصه انتخابات تصریح کرد: سابقه نظامی محسن رضایی خیلی مهم نیست و به نظر می رسد در مجموع حضور رضایی در انتخابات ریاست جمهوی دهم مثبت است.
این نماینده اصولگرای مجلس گفت: حضور محسن رضایی به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دهم به نوعی جلوی تک صدایی درجبهه اصولگرایان را گرفت و مشخص کرد که در این طیف سیاسی گفتمانی غیر از گفتمان احمدی نژادی وجود دارد.
این نماینده مجلس در عین حال اظهار داشت: البته نهایتا حضور رضایی تاثیر چندانی در نتیجه کل انتخابات نخواهد داشت چرا که وی بخشی از آرای موسوی و بخشی از آرای احمدی نژاد را جمع خواهد کرد، بنابراین لطمه ای هم به دو طرف نخواهد زد .
مطهری فضای سرد حاکم بر انتخابات ریاست جمهوری دهم را ناشی از تعداد اندک داوطلبین واجد شرایط در حال حاضر دانست .

یکی از مباحث مهم پیش رو در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در سال 1388 تعامل و مواجهه ایران و آمریکا است.طلیعه این مساله با پیام نوروزی باراک اوباما رییس جمهور ایالات متحده به روشنی پدیدار می باشد. اگرچه چند روزی از صدور این پیام و واکنشهای مقامات عالیرتبه نظام به آن می گذرد اما خوانش و تحلیل این فعل و انفعالات به ترسیم چشم اندازهای پیش رو در عرصه این روابط می پردازد و ما را در ارائه چارچوب تحلیلی مناسب برای پیش بینی ها یاری می دهد.اهمیت این موضع آن قدر فراوان است که مقام معظم رهبری در سخنرانی خود در حرم رضوی یکی از آزمون های بزرگ انقلاب را چگونگی تعامل و مواجهه با آمریکا دانستند.
حال به بررسی پیام نوروزی باراک اوباما و اهداف و نتایج آن و واکنشهای ایران به این پیام می پردازیم .اگرچه دادن پیام توسط روسای جمهور قبلی آمریکا در عید نوروز به ایرانیان مرسوم بود اما اکثر این پیامها ویژگیهای شعاری و غیر سازنده داشت.در اکثر این پیامها مردم ایران مخاطب قرار گرفته شده و برای آنان آرزوی آزادی و رفاه و رهایی از دست حاکمان فعلی می شد!مثلا جرج بوش در پیام نوروزی سال گذشته اش این چنین گفت:
اگر چه آمریکا همیشه از مردم ایران در راه آزادیخواهی پشتیبانی می کند، اما هیچ گاه از تلاش دولت ایران برای دستیابی به سلاح هسته ای حمایت نخواهد کرد....ایالات متحده آمریکا سال نو را به همه ایرانیان تبریک می گوید. مردم آمریکا برای مردم و تاریخ و فرهنگ ایران احترام قائلند. اما ما مشکلاتی با دولت ایران داریم. چرا که دولت ایران با تهدید و تمهید تصمیماتی گرفته و عملکردی داشته که مردم ایران را منزوی کرده است!
با این سابقه تاریخی به نظر می رسد پیام فعلی اوباما دارای ویژگیهایی است که آن را از پیامهای مشابه متمایز کرده است .این ویژگیها باعث می شود که تحلیل و تبیین آن برای ترسیم چارچوب آینده روابط ایران و آمریکا دارای اهمیت باشد:
دولت بوش همواره با جدادانستن ملت و دولت ایران ، مستقیما به مردم ایران پیام می داد و با مردم ایران سخن می گفت اما این مرتبه اوباما علاوه بر مردم رهبران ایران را نیز مخاطب قرار داده و می گوید : تمایل دارم كه با مردم ایران و رهبران جمهوری اسلامی ایران مستقیما صحبت كنم .این مساله با رویکرد پیشین بوش دارای تفاوت است.اوباما برای اولین بار در لفظ به این مساله تصریح کرده است.
2-پذیرش واقعیت نظام جمهوری اسلامی ومشروعیت آن پس از 30 سال:
اگرچه بیش از 30 سال از انقلاب اسلامی ایران گذشته بود اما ایالات متحده از موضع استکبار، واقعیت و مشروعیت نظامی حقوقی و سیاسی جمهوری اسلامی را برنمی تافت و از الفاظی مانند رژیم ایران،حاکمان فعلی ایران و ... استفاده می کرد.اما در پیام اوباما دو بار به تعمد از لفظ رهبران جمهوری اسلامی یاد می شود.از آنجا كه اوباما رهبران جمهوری اسلامی را مخاطب قرار داده است ، پس مشروعیت حكومت ایران را نیز پذیرفته است و این مرتبه حداقل در ظاهر سخنی از تغییر رژیم در ایران نیست. امری که بارها جرج بوش در پیام نوروزی خود بر آن تاکید می کرد.باراك اوباما با استفاده از واژه جمهوری اسلامی برای اولین بار انتخاب مردم ایران را به رسمیت شناخت .اقدامی كه دولت های پیشین آمریكا برای جلوگیری از مشروعیت بخشی به حكومت ایران آن را انجام نمی دادند.
یکی از نقاط کلیدی این پیام تقاضای رییس جمهور ایالات متحده برای رابطه مستقیم و تعامل با ایران است.
اوباما در این پیام می گوید:
دولت من اکنون به دیپلماسی متعهد است که طیف کاملی از مسائلی را که پیش روی ماست مورد بررسی قرار می دهد و در صدد ایجاد یک پیوند سازنده میان ایالات متحده، ایران و جامعه جهانی است. این فرایند با تهدید به پیش نمی رود. به جای آن ما خواستار برقراری ارتباطی صادقانه و مبتنی بر احترام متقابل هستیم.
تا پیش از این، شرط ورود به مذاکره و گفتگو میان ایران و آمریکا، در تبیین مصداق ها و پیش شرط خلاصه می شد. آمریکا برای مذاکره با ایران پیش شرط هایی مبنی بر تعلیق غنی سازی اورانیوم، عدم دخالت در عراق و حمایت نکردن از گروه حزب الله را پیش می کشید .که البته ایران نیز ضمن بی رغبتی به مذاکره با آمریکا پیش شرط هایی چون رفع تحریمها و یا بازگشایی حسابهای مسدود ایران در آمریکا را مطرح می کردند.حذف این پیش شرطها از نکات مهم این پیام است.
اگرچه این پیام در سیاق کلام تفاوتهایی با سخنان بوش دارد اما مانند او به ناگاه به مسیر اصلی خود باز می گردد و اتهامات تکراری را به ایران وارد می سازد.این بیت تکرار ترجیع بند دستگاه سیاست خارجی ایران علیه ایران است.اگرچه تلاش شده است تندی برخی لغات حذف گردد اما در عمل راه طی شده توسط اسلاف توسط اوباما نیز طی شده است:
شما دارای چنین حقی هستید اما این حق با مسئولیت های واقعی همراه است و به این جایگاه نه از راه ترور یا به کمک جنگ افزار، بلکه از طریق اقدامات مسالمت آمیز که نشان دهنده و معیار سنجش این بزرگی حقیقی ملت و تمدن ایران است می توان دست یافت.بزرگی، توانایی برای ویران کردن نیست، نشان دادن توانایی شما برای ساختن و آفریدن است.
این امر از نکات منفی این پیام است.
با تحلیل محتوای سخنان آماده شده برای اوباما می توان به این نکته رسید که تیم طراح پیام با رویکرد جذب مخاطب عامی،فرهیخته و سیاست سازان دستگاه سیاست خارجی ایران به نگارش پیام دست زده اند.تاکید بر وجوه مثبت تمدن و فرهنگ ایرانی، تمرکز بر نوروز و شناخت آن توسط اوباما به منظور حس همگرایی فرهنگی،ارجاع به شعری از سعدی و درنهایت سخن گفتن به زبان فارسی با لفظ عیدتان مبارک! از برنامه های از پیش طراحی شده تیم اوباما به منظور جلب مخاطب ایرانی و اعتمادسازی همدردانه بود.
پاسخ مقام معظم رهبری به این پیام و سایر اقدامات مشابه آمریکا:
این پیام در کنار سایر سخنان اوباما در بخشی از سخنان مقام معظم رهبری در اولین روز سال نو در صحن رضوی مورد مورد اشاره قرار گرفت.از آنجا که مقام رهبری طبق قانون اساسی در بالاترین سطح و ناظر بر فعالیت قوای سه گانه و نیروهای مسلح بوده و تعیین خط مشی ها و خطوط کلی حرکت نظام را بر عهده دارد ،خطوط مهم جهت گیری نظام در قبال رابطه با آمریکا جهت برنامه ریزی برای آینده نیز توسط ایشان تبیین می گردد.
با توجه به این مساله نقاط کلیدی سخنان مقام معظم رهبری جهت ادراک موضع ایران مرور می گردد.

نکته اول مورد اشاره وجود سوابق منفی آمریکا می باشد.مواردی مانند تحریك مخالفین پراكندهى جمهورى اسلامى و كمك به حركتهاى تجزیهطلب و تروریستى، تصرف و حبس دارائىها و اجناس ایران،نشان دادن چراغ سبز به صدام برای حمله به ایران،حمله به هواپیمای مسافربری ایران،ارسال سلاح به منطقه،تحریم 30 ساله ایران،تبلیغات و اهانت به مقامات ایران،حمایت از اسراییل و ... ذهن ایرانیان را نسبت به دولت آمریکا به صور کلی منفی و بدبین کرده است.حذف این سابقه فقط با کلمه درمانی امکان ندارد.
نکته بعدی که در موضع گیری مقام معظم رهبری مشهود است عدم ورود ایران به بازی چماق و یا هویج سیاستگذاران خارجی ایالات متحده است. این موضع در بیان ایشان به روشنی واضح است:الان دولت جدید آمریكا می گوید ما مایلیم با ایران مذاكره كنیم، بیائید گذشته را فراموش كنیم. می گویند ما به سمت ایران دست دراز كردیم. خوب، این چه جور دستى است؟ اگر دستى دراز شده باشد كه یك دستكش مخمل رویش باشد، اما زیرش یك دست چدنى باشد، این هیچ معناى خوبى ندارد.
این نگاه حاکی از آن است که در عالی ترین سطوح تصمیم گیری در ایران ، این رویکرد وجود دارد که وارد سیستم دوگانه برخورد ایالات متحده و بازیهای پیچیده آنها نشوند.
ایران از حرف درمانی و شعار درمانی جهت بهبود روابط استقبال نکرد.ایران جهت ادراک حسن نیت و عدم ورود به بازی چماق و هویج آمریکا نیازمند دریافت سیگنالهای عملی برای اعتماد جهت تعامل است:
اولاً تغییر در الفاظ كافى نیست - كه حالا ما چندان تغییرى در الفاظ هم ندیدیم - تغییر باید تغییر حقیقى باشد. ...تغییر نباید فقط لفاظى باشد، نباید با نیتهاى ناسالم باشد. یك وقت بگویند ما میخواهیم سیاست خودمان را تغییر دهیم، اما هدفها را عوض نمیكنیم، تاكتیكها را عوض میكنیم؛ این تغییر، تغییر نیست؛ این خدعه است. یك وقت تغییر، تغییر واقعى است؛ آن وقت باید در عمل مشاهده شود.
در نهایت نیز از سوی ایشان مسائلی مانند رفع تحریمها و یا آزادسازی اموال بلوکه شده به عنوان نمونه هایی از اقدامات عملی معرفی شد.
یکی از اصلی ترین نکاتی که ایشان مطرح کردند این بود که ایران درباره مسائل اصلی خود با عقلانیت تصمیم سازی می کند:
ما در زمینهى مسائل مهمِ خودمان احساساتى نیستیم؛ از روى احساسات تصمیم نمیگیریم؛ ما با محاسبه تصمیم میگیریم.
این مساله شاید یکی از اصلی ترین گزاره های سخان رهبری است و بدان معنا می توان تفسیر گردد که هم چنانکه سخنان جذاب ،برنامه ریزی شده و نوروزی شما موجب نمی گردد که ما هیجان زده شویم و صرفا با کلمه درمانی آن هم ناچیز دچار احساسات شویم در برابر اقدامات واقعی و همراه با تغییر واقعی آمریکا نیز بدون احساسات و عقلانی بر خورد خواهد شد .البته نه در حرف و نه عمل این امر روی نداده است:
ما سابقهاى از دولت جدید و رئیس جمهور جدید آمریكا نداریم؛ نگاه میكنیم، قضاوت خواهیم كرد. شما تغییر كنید، ما هم رفتارمان تغییر خواهد كرد. شما تغییر نكنید، ملت ما این سى سال را روزبهروز آبدیدهتر و متحملتر و قوىتر و باتجربهتر شده است.

یکی از مهم ترین اصول در سیاستگذازی خارجی تحلیل مخاطب و نیات و برنامه ها و بازی های اوست.رشته های دانشگاهی و روشهای کامپیوتری و روانشناسانه ای برای تحلیل نیات ،اهداف و سخنان رهبران به وجود آمده و علاوه بر متن سخنرانی ها تحلیلهای روانشناسانه و تحلیل محتوا نیز به دست سیاستگذاران خارجی می رسد. این تحلیلها برای تصمیم گیری اکثرا از خود متن از اهمیت بیشتری برخوردار است. از نگاه رهبران نظام اسلامی ،در دستگاه سیاست خارجی آمریکا صهیونیستها و عوامل آنها از این نقش و جایگاه برخوردارند و لذا تحلیلها و گزارش آنها غرض ورزانه است:
نصیحت من به مسئولین آمریكائى - چه رئیس جمهور و چه دیگران - این است؛ روى این حرفها با دقت فكر كنید، بدهید برایتان ترجمه كنند - البته به صهیونیستها ندهید ترجمه كنند! - از انسانهاى سالم مشورت بخواهید، نظر بخواهید. تا وقتى دولت آمریكا روش خود را، عمل خود را، جهتگیرى خود را، سیاستهاى خود را، مثل این سى سال علیه ما ادامه دهد، ما همان آدم سى سال قبل، همان ملت این سى سال هستیم...
نتیجه گیری:
اگرچه باراک اوباما در پیام نوروزی خویش با وجود تکرار اتهامات تلاش برای دسترسی ایران بمب هسته ای و یا ترور،کوشید متفاوتتر سخن بگوید و لحن خود را متعادلتر سازد،اما به نظر می رسد از سوی ایران این رویکرد ایالات متحده به عنوان یک قطعه از پازل سیاست چماق و هویچ و دست چدنی در پوشش دستکش مخملی ادراک گردیده است.این مساله ریشه در واقعیتهای 30 ساله سیاست خارجی آمریکا علیه ایران دارد.سیاست خارجی ایالات متحده پس از پیروزی انقلاب اسلامی در قبال ایران رویکردی تخاصمی،منازعه جویانه و حتی خشن داشته است.به نظر می رسد دولت اوباما با توجه به نیاز خود به ایران برای حل مسائل افغانستان و عراق و با توجه به محدودیتهای دوران بحران بزرگ اقتصادی باید به اقدامات عملی،واقعی و ابتکاری برای ایجاد حس اعتماد اقدام نماید و از تعقیب سیاست چماق و هویج منصرف گردد. این تغییر نیاز به تغییر در در ماهیت سیاست خارجی آمریکا دارد.تغییری که انجام آن در کوتاه مدت بعید به نظر می رسد.
حامیان دکتر محمود احمدی نژاد

حزب موتلفه اسلامی
جبهه پیروان خط امام و رهبری
جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی
جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی
حجت الاسلام آقا تهرانی: نماینده مجلس
حجت الاسلام حمید رسایی: نماینده مجلس
حجتالاسلام والمسلمین جعفر شجونی: عضو شورای مركزی جامعه روحانیت مبارز
سرکار خانم اعظم عالیه، همسر شهید مطهری
مهدی کوچک زاده: نماینده مجلس
مسعود اميني : وبلاگ نويس

• فرماندار ماکو
• فرماندار خوی
• مشاور استاندار کردستان
• مشاور فرهنگی وزیر فرهنگ و آموزش عالی در سال 1372
• استاندار استان اردبیل در سال های 1372 تا 1376
• عضو هیات علمی دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت از سال 1368 تا کنون
• شهردار تهران از سال 1382 تا 1384
• ایشان در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران در سوم تیرماه 1384، از سوی ملت ایران به عنوان رییس جمهوری اسلامی ایران برگزیده شد.
ایشان در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران در سوم تیرماه 1384، از سوی ملت ایران به عنوان رییس جمهوری اسلامی ایران برگزیده شد.
دکتر احمدی نژاد علاوه بر تدریس، راهنمایی دانشجویان و پرداختن به امور اجرایی، در زمینههای ذیل نیز فعالیت داشته است:
• روزنامه نگاری و نگارش مقالات متعدد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی
• مدیر مسوول روزنامه همشهری و راه اندازی همشهری محله در 22 منطقه تهران، همشهری مسافر، همشهری دیپلماتیک، همشهری جوان، همشهری ماه و ضمیمه اندیشه، ضمیمه دانشجو و ...
• موسس و عضو انجمن تونل ایران
• عضو انجمن مهندسین عمران ایران
• عضو اولین شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ایران
• عضو اولین شورای مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاهها و موسسات آموزش و عالی کشور

پدر وی آهنگر بود و دارای هفت فرزند. محمود احمدی نژاد فرزند چهارم خانواده است و از یك سالگی به همراه خانواده در تهران اقامت دارد. وی دوران تحصیلات خود را از ابتدا تا پایان دوره متوسطه در مدارس منطقه نارمك تهران از جمله سعدی و دانشمند پشت سر گذاشت و در كنكور سراسری رتبه 130 را كسب كرد.
احمدی نژاد در سال 1354 در رشته مهندسی عمران دانشگاه علم و صنعت دوره تحصیلات عالی را شروع كرد و در سال 1365 در مقطع كارشناسی ارشد همان دانشگاه پذیرفته شد. وی در سال 1368 نیز به عضویت هیات علمی دانشكده عمران دانشگاه علم و صنعت درآمد و در سال 1376 موفق به دریافت مدرك تحصیلی دكترای مهندسی و برنامه ریزی حمل و نقل شد.
احمدی نژاد طی سالهای تدریس در این دانشگاه، راهنمایی دهها پایان نامه كارشناسی ارشد و دكترای تخصصی در زمینه های مختلف مهندسی عمران ، راه و حمل و نقل و مدیریت ساخت را بر عهده داشته است.
مقالات و پژوهشهای متعدد علمی حاصل كار دانشگاهی دكتر احمدی نژاد است.

وی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در كسوت دانشجو و با شركت در مجالس مذهبی و سیاسی وارد فضای سیاسی جامعه شد و با مشاركت در تهیه و توزیع اعلامیه های روشنگر، به خیل مبارزان و انقلابیون مسلمان پیوست.
او پس از پیروزی انقلاب اسلامی از پایه گذاران انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ایران بود. با شروع جنگ تحمیلی، وی به منطقه عملیاتی در غرب كشور شتافت و تا سال 1365 در فعالیت های پشتیبانی در این منطقه تلاش كرد و از سال 1366 تا پایان دوران دفاع مقدس به عنوان داوطلب بسیجی در بخش مهندسی رزمی به خدمت پرداخت.
احمدی نژاد در دهه شصت، چهار سال به عنوان معاون فرماندار، فرماندار ماكو و خوی و همچنین دو سال به عنوان مشاور استاندار كردستان خدمت به مردم استانهای آذربایجان غربی و كردستان را پشت سر گذاشت.
وی دوران تحصیلات خود را از ابتدا تا پایان دوره متوسطه در مدارس منطقه نارمك تهران از جمله سعدی و دانشمند پشت سر گذاشت و در كنكور سراسری رتبه 130 را كسب كرد
وی در سال 1372 و در زمانی كه به عنوان مشاور فرهنگی وزیر فرهنگ و آموزش عالی فعالیت می كرد به عنوان اولین استاندار استان جدید التاسیس اردبیل منصوب شد. دكتر احمدی نژاد سالهای 1372 تا 1376 که مدیریت استان اردبیل را بر عهده داشت، با وجود شرایط دشوار جوی برای انجام فعالیت عمرانی، این استان بر اساس رده بندی سازمان برنامه و بودجه، در زمینه های مختلف و بویژه در فعالیتهای عمرانی به عنوان استان برتر شناخته شد.

دكتر احمدی نژاد پس از بازسازی 7500 واحد مسكونی تخریب شده در جریان زلزله اردبیل كه در مدت كوتاه هفت ماه صورت گرفته بود، مورد تقدیر قرار گرفت.
وی در مهر ماه سال 1376 به دوره خدمت در استانداری اردبیل پایان داد و از آن پس با عنوان عضو هیات علمی دانشكده عمران دانشگاه علم و صنعت سرگرم تدریس و انجام فعالیت های مختلف علمی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بوده است.
رئیس جمهور اسلامی ایران در 13 اردیبهشت ماه سال 1382 بر اساس تصمیم اعضای شورای اسلامی شهر تهران به عنوان شهردار كلانشهر تهران برگزیده شد تا دور تازه از خدمتگزاری به مردم را تجربه كند.
دكتر محمود احمدی نژاد در مرحله دوم نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری كه در روز سوم تیرماه برگزار شد، با كسب بیش از 17 میلیون رای در دور دوم به عنوان ششمین رییس جمهور ایران اسلامی برگزیده شد.

- حزب مشارکت
- سازمان مجاهدین انقلاب
- حزب کارگزاران
- مجمع روحانیون مبارز
انجمن طراحان گرافیک ایران
حجت الاسلام مجید انصاری، عضو مجمع تشخیص مصلحت
حجت الاسلام سید هادی خامنهای؛
حجت الاسلام سید محمد خاتمی، رییس جمهور پیشین
عاتقه صدیقی، همسر شهید رجایی
عبد الله رمضانزاده، سخنگوی دولت سید محمد خاتمی
این لیست به مرور تکمیل خواهد شد.

1- عضو شورای انقلاب اسلامی 1359-1358
2-عضو شورای مرکز ی حزب جمهوری اسلامی 1361-1357
3- رییس دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی 1360-1358
4- قائم مقام دبیرکل حزب جمهوری اسلامی 1360-1358
5- سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی 1360-1358
6- وزیر امور خارجه 1361-1360
7- نخست وزیر 1368-1360
8- رییس ستاد انقلاب فرهنگی 1360
9- رییس شورای اقتصاد 1368-1360
10- رییس بنیاد مستضعفان 1368-1360
11- رییس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح
12- عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه دارد-1368
13- عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی ادامه دارد-1375
14- مشاور سیاسی رییس جمهور 1376-1368
15- مشاور عالی رییس جمهور 1384-1376
16- رییس شورای هنر - ادامه دارد-1378
17- رییس فرهنگستان هنر - ادامه دارد-1378
نخست وزیر 1368-1360
موسوی در دانشگاه تربیت مدرس دروسی چون مسائل ایران و ریشههای انقلاب را تدریس کرده و در دیگر دانشگاه ها نیز به شکل پراکنده تدریس هایی داشته است. از جمله تدریس تاریخ تمدن و فرهنگ و معماری در دانشگاه ملی در سالهای 1357-1354. او در این سالها رساله های بسیاری را راهنمایی کرده که از جمله آنها می توان به این موارد اشاره کرد:

1- مقایسة آرای سیدقطب و دکتر شریعتی استاد راهنما-کارشناسی ارشد
2- مقایسة آرای امام خمینی(ره) و آیتا... نائینی استاد راهنما-کارشناسی ارشد
3- استراتژی امنیت ملی استـاد مشاور-دوره دکتـری
4- کاریزما در مدیریت استـاد مشاور-دوره دکتـری
5- چالشهای مردمسالاری در ایران استاد راهنما-کارشناسی ارشد
6- نفت و سیاست خارجی در دوران پهلوی2 استاد راهنما-کارشناسی ارشد
7- نفت و سیاست خارجی در دهه اول انقلاب استـاد راهنما-دوره دکتـری
8- چرایی به قدرت رسیدن دولت مطلقه نوگرا در ایران استـاد راهنما-دوره دکتـری
9- امنیت ایران در عصر جهانی شدن،چالشها و سیاستها استـاد مشاور-دورة دکتـری
10- توسعة مرکز شهر اردبیل استاد راهنما-کارشناسی ارشد
11- طرح دانشگاه هنر اسلامی تبریز استاد راهنما-کارشناسیارشد
12- دولت رانتیر و جامعه مدنی در ایران (1376-1357) استاد راهنما-کارشناسیارشد
13- تأثیر ایدئولوژی سیاسی بر رفتار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و آفریقای جنوبی استـاد مشـاور-دورة دکتـری
14- الگوی مدیریت تکنوکراتیک و تأثیر آن بر موقعیت طبقة متوسط جدید ایران استاد مشاور- کارشناسی ارشد
15- بستـرهای همکـاری و رقابـت روسـیه و ایالات متحده در آسیای مرکزی استاد راهنما-کارشناسی ارشد
موسوی که در سالهای 58 تا 60 سرمقاله های روزنامه جمهوری اسلامی را می نوشت، آثار مکتوب بسیاری در حوزه فرهنگ و سیاست دارد، از جمله « فرهنگ و واژگان علوم سیاسی در اسلام » انتشارات قلم 1356، «تحلیلی بر دو مفهوم قرآنی» انتشارات قلم 1356، « پنج گفتار دربارة انقلاب و جامعه» تألیف دفتر نشر فرهنگ اسلامی1377-1375

میرحسین موسوی متولد خامنه در سال 1320 است. کاسب زاده آذری سالهای پرافتخاری را پیش و پس از انقلاب در کارنامه کاری خود به ثبت رسانده است. سالهایی که از عالم هنر به سیاست آمد و از سیاست به هنر بازگشت و اینک بار دیگر به عالم سیاست باز گشته است. میرحسین موسوی، اگر چه فوق لیسانس معماری دارد اما بیش از آنکه در عرصه معماری شناخته شده باشد، چهره ای سیاسی است. وی در سال 1348 از دانشگاه ملی آن زمان (شهید بهشتی کنونی) در رشته معماری کارشناسی ارشد دریافت داشته است و از سال 1358 تا کنون عضو شورای انقلاب فرهنگی است.
هر چند او به عنوان آخرین نخست وزیر نظام جمهوری اسلامی ایران (پس از مهدی بازرگان، محمدعلی رجایی، محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوی کنی) پس از اتمام دوره خدمتش در این منصب، عطای سیاست را به لقایش بخشید و به عالم هنر بازگشت.
مهندس موسوی در زمان ریاست جمهوری حضرت آیت الله خامنهای، به نخست وزیری رسید. او همچنین عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی و مدیر مسوول ارگان این حزب بوده است. با نزدیک شدن به انتخابات دوم خرداد، اصلاح طلبان امروزی به فکر حضور ایشان در انتخابات افتادند. به همین دلیل بلافاصله سران جناح چپ به سراغ میر حسین موسوی رفتند.

رایزنیهای ایشان با کارشناسان سیاسی ادامه داشت و امیدواری نزد جناح مذکور به بالاترین حد خود رسیده بود (که حتی روزنامهٔ سلام، موسوی را نامزد جناح چپ معرفی کرد) که ناگهان در پاییـز ۷۵ موسوی با انتشار بیانیهای انصراف خود را از نامزدی انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد، که در این ارتباط نقل میشود که وی چند روز قبل از انتشار آن بیانیه، با دوستان صمیمی خود مشورتهای آخر را انجام داده و همان مشاوره ایشان را منصرف میکند. بعد از آن به دنبال جانشین موسوی به سراغ خاتمی کم شهرت آن زمان میروند که وقت بسیار کمی برای جناحی که از حاکمیت خارج بود و باید به طور گسترده تبلیغات میکرد، ایجاد شده بود و ازآن طرف هم کمبود امکانات مالی و نداشتن رسانهٔ فراگیر (به جز روزنامه سلام که در سال ۷۸ توقیف شد)، همه را به پیش بینی شکست نمایندهٔ کم شهرت (به نسبت موسوی) جناح چپ ، سوق میداد که شکست بزرگ جناح راست که قصد یک دست کردن حاکمیت را داشتند، باعث شد. همین حکایت دعوت گسترده از مهندس موسوی در انتخابات ۸۴ هم تکرار شد که باز هم مهندس موسوی از نامزدی سر باز زد و از حضور ملت ایران عذر خواست.
میرحسین موسوی، اگر چه فوق لیسانس معماری دارد اما بیش از انکه در عرصه معماری شناخته شده باشد، چهره ای سیاسی است
او که مدرکش را در بهار سال 48 از دانشگاه ملی (شهید بهشتی) در رشته معماری و شهرسازی اخذ کرد، طرح اداره مرکزی آب و فاضلاب اصفهان را در سال 1348 نوشت و تا سال 50 آن را اجرا کرد. سپس طرح مجموعه کانون توحید را در سال 1350 اجرایی کرد تا آثاری ماندگار در معماری سیاسی ایران برجای گذارد. چرا که کانون توحید چه پیش از انقلاب و چه پس از آن مرکز تجمع سیاسیون منتقد بوده و هست. چه آن زمان که مطهری در آنجا سخنرانی می کرد و چه در سالهای اخیر.

از آثار معماری مهندس معمار در سالهای پس از انقلاب نیز می توان به طراحی ساختمان مزار شهدای هفت تیر، طرح مرکز مطالعات، طرح دانشگاه شاهد، طرح تکیه شهدای اصفهان، طرح بنای یادبود شهید خرازی، طرح مجموعه فرهنگی تجاری بینالحرمین شیراز و طراحی سایت دانشگاه علامه طباطبایی در سالهای دهه دوم اشاره کرد.
همسر او زهرا رهنورد ریاست دانشگاه الزهرا را به عهده داشت. او دانش آموخته علوم سیاسی است با این همه او نیز در عالم هنر دستی دارد تندیس "نرگس عاشقان" ساخته اوست که در میدان مادر (محسنی) در تهران نصب است.
موسوی در دهه های بعد از فعالیت خود کاست تا جایی که ساخت مسجد سلمان فارسی نهاد ریاست جمهوری در سال 1376 تنها نماد فعالیت او در سالهای اخیر است. البته میرحسین در طول این سالها بیشتر به نقاشی روی آورد و چندین نمایشگاه نقاشی انفرادی و جمعی را برپا نمود. 2فرزند نتیجه زندگی مشترک میرحسین موسوی با زهرا رهنورد است.

حزب اعتماد ملی
سید محمد علی ابطحی، عضو مجمع روحانیون مبارز
ایت الله سید محمد موسوی بجنوردی، عضو مجمع روحانیون مبارز
عباس عبدی، روزنامه نگار
جمیله کدیور، نماینده ادوار مجلس
غلامحسین کرباسچی، شهردار اسبق تهران
عطاء الله مهاجرانی، وزیر ارشاد دولت سید محمدخاتمی
محمد علی نجفی، وزیر آموزش و پرورش دولت هاشمی رفسنجانی

1- موسس کمیته امداد امام خمینی (ره)
2- نماینده تام الاختیار امام خمینی (ره) در استان لرستان
3- موسس و سرپرست بنیاد شهید انقلاب اسلامی
4- سرپرست حجاج و نماینده امام در امور حج
5- عضویت در مجلس بازنگری قانون اساسی
6- عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام
1- همراهی با امام خمینی از قیام خرداد
2- حمایت از امام خمینی بعنوان مرجعیت تقلید
3- ارتباط مستمر با امام خمینی در نجف اشرف و هماهنگی با دیگر بزرگان انقلاب بمنظور تبیین اندیشه های امام و انتشار اطلاعیه های ایشان در سراسر کشور
موسس و دبیر کل حزب اعتماد ملی
4- تشکیل کمیته حمایت از متحصنین قبل از انقلاب
5- تامین مالی خانواده های زندانیان سیاسی بنا به فرمان امام
6- تبعید و زندان توسط رزیم ستم شاهی
7- نماینده دوره اول ،دوم ، سوم ، و ششم مجلس شورای اسلامی
8- نایب رئیس و رئیس مجلس سوم شورای اسلامی
9- عضویت در شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی
10- عضویت در جامعه روحانیت مبارز
11- موسس و دبیر مجمع روحانیون مبارز
12- رئیس مجلس ششم شوراس اسلامی
13- موسس و دبیر کل حزب اعتماد ملی

مهدی کروبی متولد 1316 الگودرز
همسر: فاطمه کروبی متولد 1325
تاریخ ازدواج: فروردین 1341
آغاز تحصیلات حوزوی: سال 1333 در قم
آغاز تحصیلات دانشگاهی : سال 1343 دانشکده الهیات دانشگاه تهران
پایان تحصیلات دانشگاهی سال 1351( به دلیل دستگیری های مکرر و نیز زندگی مخفی در برخی سال های فاصله1343 تا 1351 و نیز به خاطر تأثیر در ارائه پایان نامه که شرح آن در متن زندگینامه آمده، اخذ لیسانس حدود 8 سال به طول انجامید).
در سال 1316 در الیگودرز به دنیا آمدم. تا کلاس ششم ابتدایی در آن شهرستان بودم و در ابتدای دهه سی تحصیلات جدید را همراه با تحصیلات حوزوی در قم ادامه دادم. با شرکت در انتخابات متفرقه دیپلم ادبی و پس از آن«تصدیق مدرسی» دریافت کردم.
در سال 1341 زندگی مشترک با خانم فاطمه کروبی را آغاز نمودم.
پس از حدود یک دهه حضور در قم و همزمان با آغاز مبارزات امام(ره) به همراهان ایشان پیوستم و از همان زمان دستگیری ها و زندان و تبعیدها آغاز شد.
در سال 1342 در آزمون ورودی دانشگاه تهران برای تحصیل در رشته فقه و حقوق اسلامی پذیرفته شدم. قبولی دانشگاه پس از اولین بازداشت بود. این بازداشت در سال 1342 و چهار روز بعد از دستگیری امام و برقراری حکومت نظامی در قم بود و 50 روز به طول انجامید.
پس از حدود یک دهه حضور در قم و همزمان با آغاز مبارزات امام(ره) به همراهان ایشان پیوستم و از همان زمان دستگیری ها و زندان و تبعیدها آغاز شد.
آذرماه سال 43 دومین بازداشت من بود که در قم دستگیر و به زندان قزل قلعه منتقل شدم و مدت 25 روز همراه با حاج آقا مصطفی خمینی و مرحوم ربانی شیرازی در آن زندان بودیم.
در سال 1344 بعد از انجام سخنرانی در شهرهای آبادان و کرمانشاه دستگیر و پس از چند روز بازداشت، از آن شهرها اخراج شدم.
در اسفند همین سال فرزند اولم محمدحسین به دنیا آمد.
در ابتدای سال 1345 و به دنبال برخی تحرکات در قم، آیت الله منتظری و تعداد دیگری از روحانیون دستگیر شدند و حکم بازداشت من هم صادر شد که من مخفیانه از کشور خارج(شدم) و به نجف رفتم. در اوایل زمستان همان سال پس از بازگشت به ایران دستگیر و بعد از چند روز بازداشت به گنبدکاووس تبعید شدم.

دو ماه پس از بازگشت از تبعید، مجدداً به خاطر توزیع نامه سرگشاده امام به هویدا، تحت تعقیب قرار گرفتم و در مدرسه ای روبروی بیمارستان دکتر سپیر در خیابان سیروس مخفی شدم. در این مدت میهمان مرحوم شیخ محمد رحیمی بودم. آن مرحوم همان کسی بود که حدود دو سال قبل در نارمک به قتل رسید. پس از چند روز که در این مدرسه مخفی بودم ساواک به آنجا حمله کرد و دستگیر شدم و یکی از سخت ترین بازداشتها را تجربه کردم. در این مدت مأموران ساواک با انواع شکنجه ها می خواستند منبع اصلی توزیع این نامه (را)که آقای دعایی مدیرفعلی روزنامه اطلاعات بود(پیدا کنند)؛ که علیرغم شکنجه های زیاد، ایشان را معرفی نکردم.
بعد ازبازجویی ها و شکنجه های زیاد مرا به زندان قزل قلعه منتقل کردند که در آنجا با آقایان رفسنجانی، مرحوم ربانی شیرازی، (دکتر) شریعتی سبزواری، فهیم کرمانی و مرآتی- داماد مرحوم سیدحسن معینی- هم زندان بودیم. پس از سه ماه بازداشت در قزل قلعه مرا به بند 4 زندان قصر منتقل کردند که در آنجا با گروه های مختلف مذهبی ،ملی و کمونیستها هم بند شدیم.
از زندانیان مربوط به 15 خرداد آقایان محسن طاهری، امیرحسینی و آقا تقی درچه ای را به یاد می آورم. آقایان دکتر شیبانی، علی بابایی و مفیدی از نهضت آزادی، و از کمونیست های سرشناس آقایان عمومی و کی منش در آنجا زندانی بودند. شهید محمد منتظری و آقای علوی داماد آیت الله طالقانی هم در زندان بودند.
یکی از اتفاقات جالبی که در زندان قزل قلعه پیش آمد این بود که همسرم پس از سه ماه بی خبری به ملاقات من آمد. در لابه لای خوراکی هایی که برایم آورد نامه ای قرار داده بود که در آن نوشته بود محمدحسین و محمدتقی به شما سلام می رسانند. من در آن زمان متوجه شدم که فرزند دوم ما که به دنیا آمده پسر است و نام او را محمدتقی گذارده اند ( محمدتقی در حالیکه دانش آموز بود مرتباً به جبهه می رفت که در آخرین حضور در جبهه بر اثر برخورد با مین پای خود را از دست داد. او اکنون تحصیلات خود در رشته حقوق بین الملل را به پایان رسانده و با دریافت درجه دکترا، عضو هیئت علمی دانشگاه است).
به هرحال این زندان شش ماه طول کشید. اما در روزهای پایانی شش ماه ، دادگاه تجدیدنظر به پرونده من رسیدگی کرد و مرا به 3 ماه زندان محکوم نمود اما به هرحال شش ماه، حبس را کشیده بودم!
بازداشت بعدی من در سال 1348 به خاطر توزیع کتابهای امام(ره) اتفاق افتاد که سه ماه بدون محاکمه در زندان قزل قلعه بودم و آزاد شدم.
در سال 1349 که ماجرای شهادت آیت الله سعیدی پیش آمد، شبانه به منزل بسیاری از افراد یورش بردند و آنها را دستگیر کردند که من فراری شدم و مدتی با نام مستعار «اسلامی» در مدرسه ای در شهر ری تدریس می کردم. در سال 50 شناسایی و دستگیر شدم اما به خاطر آنکه پرونده مشمول مرور زمان شده بود پس از مدت کوتاهی آزاد شدم.
قبل از آخرین بار که متواری شدم، درس من در دانشگاه به پایان رسید اما به دلیل آن که اگر به سربازی می رفتم به خاطر محکومیت های سیاسی باید به عنوان سرباز صفر خدمت می کردم، ارائه پایان نامه خود را دوبار به تأخیر انداختم که در این زمینه مرحوم دکتر ناظرزاده کرمانی به توصیه شهید مطهری کمک زیادی به من کرد؛ همانطور که برای پرداخت شهریه دانشجویی به بنده که وضع مالی نامناسبی داشتم نیز مرحوم دکتر ناظرزاده بسیار مساعدت می کرد.
از کسانی که در دانشگاه با ما هم دوره بودند آقایان ناطق نوری، سید محمد خامنه ای، محقق داماد، سید ابوالفضل شفایی، جلیلوند و معراجی را به یاد می آورم. برخی از هم دوره ای های ما با دریافت گواهی اجتهاد از مرحوم آقای شریعتمداری، از سربازی معاف شدند و بعضی دیگر نیز به سربازی رفتند. عده ای دیگر مثل بنده نیز از معافیت های دوره ای بهره مند شدند.
در سال 1351 که از طرف دولت برای گروهی از مشمولان معافیت صادر شد بلافاصله از فرصت استفاده کردم و پایان نامه خود را ارائه و لیسانس را دریافت کردم. در همین سال فرزند سوم ما یعنی علی به دنیا آمد.
بعد از گرفتن لیسانس فعالیت ها ادامه یافت که منجر به دستگیری ام در سال 52 شد و مدت کوتاهی در زندان بودم.
سخت ترین زندان مربوط به سال 53 بود. در آن سالها، علی رغم آنکه وضع مالی خودم بسیار نامساعد بود اما کمک هایی از افراد علاقه مند به امام و مبارزات ایشان جمع آوری می کردم و در اختیار مبارزین و خانواده های آنها قرار می دادم. همین امر باعث شد که در سال53 که برخی از دستگیری ها به راه افتاد تعدادی از فعالان دستگیر شده در زیر شکنجه مرا معرفی کرده بودند و بر همین اساس من هم دستگیر شدم و بدترین شکنجه ها را در همین بازداشت تحمل کردم. چون برای ساواک اسلحه و منابع مالی گروه های مبارز و نحوه تأمین آنها خیلی مهم بود.

در این دوره از زندان که بیش از سه سال به طول انجامید آیت الله منتظری، مرحوم آیت الله طالقانی، آیت الله انواری، و شهید مهدی عراقی همراه ما بودند. همچنین از گروه های مبارز غیرمذهبی خاوری، پرویز حکمت جو و پاک نژاد نیز با ما در زندان اوین بودند. حکمت جو در همان ایام توسط ساواک به قتل رسیده بود اما اعلام کردند که در زندان فوت کرده است. خانواده ایشان پس از انقلاب به بنده مراجعه کردند و من هم در حد مقدورات مساعدت هایی برای آنها انجام دادم. از دیگر کسانی که در این مدت در زندان با هم بودیم آقای محمد محمدی(نماینده دوره اول گرگان در مجلس شورای اسلامی و پدر همسر زیدآبادی) و همچنین دوتن از سران شاخه نظامی سازمان مجاهدین خلق یعنی محمود عطایی و پرویز یعقوبی بودند. همینطور سه تن از اعضای حزب ملل اسلامی یعنی آقایان ابوالقاسم سرحدی زاده(وزیر اسبق کار و نماینده دوره ششم مجلس)، کاظم بجنوردی(رئیس فعلی کتابخانه ملی) و محمود طباطبایی، آقای دکتر شیبانی از نهضت آزادی و مرحوم لاجوردی از همراهان ما در این دوره بازداشت بودند.
در اواخر سال 56 از زندان آزاد شدم. اما فعالیت های خود را ادامه دادم در حالیکه کم کم فضا به گونه ای شده بود که بازداشت ها به حداقل رسیده بود. در عین حال در ماه رمضان 57 که قرار بود همراه عده ای دیگر از روحانیون در محلی تجمع داشته باشیم از طریق شنود تلفن، از قرار ما مطلع شده بودند و مرا همراه با آیت الله انواری دستگیر کردند و به کلانتری بردند که در حوالی پل گیشا بود. بعد از چند دقیقه افرادی دیگر مانند شهید باهنر و آیت الله اردبیلی را نیز به همان کلانتری آوردند اما این بازداشت بسیار کوتاه بود.
بعد از 17 شهریور 57 هم که ما اعلامیه های امام را توزیع می کردیم دنبال دستگیری بنده بودند اما من در منزل یکی از بستگان در خیابان نیروی هوایی مخفی بودم. در همین مدت افرادی چون آقای مهندس مرتضی نبوی( مدیرمسئول فعلی روزنامه رسالت) و یکی از دوستان به نام آقای عباس طائب به آنجا مراجعه کردند و اعلامیه های امام را گرفتند. اما ساواک مرا پیدا نکرد و دستگیر نشدم. در همین سال 57 آخرین فرزنده بنده یعنی یاسر که اکنون دانشجوست به دنیا آمد.
همچنین در اوایل سال 58، امام حکمی صادر کردند و نمایندگی تام الاختیار خود در لرستان را به اینجانب محول نمودند
تجربه من در توزیع کمک بین خانواده زندانیان باعث شد که در آستانه پیروزی انقلاب، جمع آوری و توزیع کمک برای بعضی اعتصابیون به بنده محول شود و پس از آن هم حکم مسئولیت کمیته امداد برای بنده به همراه آقایان عسگراولادی و شفیق در اسفندماه 57 صادر شد.
همچنین در اوایل سال 58، امام حکمی صادر کردند و نمایندگی تام الاختیار خود در لرستان را به اینجانب محول نمودند. بنده هم به تناسب مسئولیت ها، هم در تهران و هم در لرستان حضور داشتم. در زمستان سال 58 از سوی مردم الیگودرز به نمایندگی اولین دوره مجلس شورای اسلامی برگزیده شدم. پس از آن در حالی که برای سرکشی به امور لرستان در خرم آباد بودم، از رادیو حکم امام را شنیدم که دستور تأسیس بنیاد شهید توسط اینجانب را صادر کرده بودند.
در سال 1362 با رأی یک میلیون و چهارصد و چهل هزار نفر به عنوان نماینده دوم مردم تهران به مجلس راه یافتم. پس از آن نیز در سال 1367- در حالی که با انشعاب از جامعه روحانیت مبارز تهران، مجمع روحانیون مبارز را به همراه آقایان موسوی خوئینی ها، خاتمی و بعضی دوستان دیگر تأسیس کرده بودیم- باز هم به عنوان دومین نماینده مردم تهران به مجلس رفتم. البته جرقه ی اولیه انشعاب از جامعه روحانیت مربوط به سال 62 و در آستانه انتخابات مجلس دوم بود که شرح آن را قبلاً اعلام کرده ام. در کنار سایر مسئولیت ها، امام نمایندگی خود در امور حج را درسال 64 به بنده محول کردند و آخرین مسئولیتی که در سال 1368 توسط ایشان به بنده محول شد سرپرستی برخی از اموال به وکالت از طرف امام بود. البته تقریباً همزمان با این حکم در یک حکم جمعی به همراه تعداد دیگری از مسئولان کشوری به عضویت مجلس بازنگری قانون اساسی درآمدم.
پس از رفتار بی سابقه شورای نگهبان در انتخابات مجلس چهارم، ترجیح دادم که چند سال از حضور مستقیم در عرصه های سیاسی خودداری کنم. اگر چه در برخی از مناسبت ها و حوادث مانند دستگیری آقای عباس عبدی در سال 72 ناچار به موضع گیری صریح شدم؛ اما به همراه دوستان و همفکران به این نتیجه رسیدیم که مدتی از دخالت مستقیم در امور سیاسی خودداری کنیم تا کشور مدتی به صورت یکپارچه در اختیار دوستانی باشد که در مجلس و دولت هم عقیده بودند.
شروع جدی فعالیت مجدد ما در سال 75 و با دعوت از آقای مهندس موسوی برای ریاست جمهوری و پس از امتناع ایشان، قانع کردن آقای خاتمی برای پذیرش کاندیداتوری ریاست جمهوری بود.
آخرین مسئولیت بنده پس از نمایندگی و ریاست مجلس ششم، عضویت تشخیص مصلحت نظام می باشد...

به نظر شما چه اهمیتی دارد؟ حالا بگوییم خلیج فارس یا خلیج عربی... اصلا بهتر نیست که بگوییم "خلیج" بدون هیچ پسوند و پیشوندی؟ این جوری دیگه اصلا دعوامون نمیشه... یا مثل آن دوست عزیز که پیشنهاد داده بود بگوییم "خلیج اسلامی"....بهتر نیست؟ دعوای عرب و عجم را هم برای همیشه حل می کنیم؟
اصلا یک سوال جدیدتر چرا می گوییم خلیج فارس و نمی گوییم خلیج ایرانی؟
اول سوال آخر:
ما ایرانی ها از زمان آریایی ها به خودمان می گفتیم ایرانی اما یونانی ها از همان زمانهای قدیم به ما می گفتند پارس. و چون کتابهای یونانی در دنیا رواج یافت، دیگر نقاط هم به ما گفتند پارس و نام این پهنه آبی هم به خلیج فارس شهرت یافت. به عنوان مثال وقتی در کتب انگلیسی زبان به نامهایی چون Persian carpet و یا Persian civilization بر می خورید آنها را باید به فرش ایرانی و تمدن ایرانی ترجمه کنید و نه فرش پارسی و یا تمدن فارسی! پس معنای خلیج فارس این نیست که این پهنه آبی فقط مخصوص فارسهاست. اینجا مخصوص همه ایرانی هاست.
به همین علت است که در شعر عصار می خوانیم:
وطن یعنی سرای ترک تا پارس وطن یعنی خلیج تا ابد فارس
البته این امر تازگی ندارد مثلا ما به دولتی که در جزیره ای در غرب فرانسه شکل گرفته می گوییم انگلستان. در حالی که اشتباه است و باید به آن پادشاهی متحد United Kingdom بگوییم. چرا که این جزیره از چند بخش مانند انگلند، اسکاتلند و ولز تشکیل شده که انگلستان تنها به بخش انگلند آن اشاره دارد! اما دیگر این گونه مشهور شده و لذا منظور از انگلستان تمام این جزیره است و نه فقط بخش انگلند آن.
بنابراین به خوبی مشخص است که نزاع موجود تنها یک نزاع بر سر اسم نیست که با تغییر آن به غائله خاتمه دهیم.
اکنون سوال اول:
برای این اصرار می توانیم دلایل تاریخی و سیاسی اقامه کنیم.
دلایل تاریخی خلیج فارس را در مقاله های متعددی دیده و خوانده اید. بیش از دو هزار سال است که به این پهنه آبی می گویند خلیج فارس. برای مطالعه این دلایل تاریخی می توانید به مقالات زیر مراجعه نمایید: نگارخانه خلیج فارس و یا فارس برای همیشه. راستی چرا باید این نام دو هزار ساله را به کناری بنهیم؟
اما دلایل سیاسی
برای آنکه بدانیم چرا این نام اهمیت دارد باید با فضای روابط بین الملل آشنا شویم و چند مقدمه را بدانیم:
در روابط بین الملل جزییات بسیار اهمیت دارند. دیپلماتها و سیاستمداران در بسیاری مواقع حرفها و مواضع خود را با تغییر جزییات به اطلاع کشور مقابل می رسانند. لذا یکی از وظایف سفرا و دیپلماتها رصد کردن جزییات بعضا ریزی است که به چشم ما نمی آید. مثلا ممکن است برخی تصور کنند که سفر روسای جمهور به دیگر کشورها مانند زمانی است که ما به مهمانی اقوام خود می رویم، در حالی که بر سر جزییات یک سفر یا دیدار دیپلماتیک ساعتها بحث و گفتگو میان مقامات تشریفات کشورها رخ می دهد. مثلا اینکه رییس جمهور کشور میزبان در فرودگاه به استقبال رییس جمهور دیگر بیاید و یا اینکه در کاخ خود به انتظار بنشیند معناهای متفاوتی را مبادر می کند. حال اینکه در کاخ خود و در اتاق پذیرایی بنشیند، یا به درب کاخ بیاید، یا از پله های کاخ پایین بیاید و یا اینکه صبر کند رییس جمهور مهمان از پله ها بالا بیاید و... اینها همه معنا دارد. آیا او را به عصرانه دعوت کند و یا به شام، و یا اصلا دعوت نکند، دلالتهای گوناگونی دارد.
به این ترتیب می بینید که در روابط بین الملل تمام جزییات مهم است. دیپلماتها با تغییرهای عملی در جزییات با هم حرف می زنند. نوع و سطح روابط دو کشور را از نوع دیدارها و این گونه جزییات می توان حدس زد. اکنون که به اهمیت جزییات پی بردیم می فهمیم که موضع گیری در روابط بین الملل ساده نیست. وقتی نمی توان از جزییات گذشت چگونه می توان به تغییر نامی با قدمت بیش از دو هزار سال بی تفاوت بود؟
بسیاری از اقدامات در روابط بین الملل برای آزمایش و تست طرف مقابل صورت می پذیرد. علاوه بر این روابط بین الملل مانند زندگی شخصی نیست که وقتی به خواسته آن دولت تن دادید آن دولت از شما تشکر کند و برود سراغ کار خودش! بلکه بلافاصله خواسته بعدی را مطرح می کند. بنابراین شما تنها زمانی باید به خواسته یک دولت تن دهید که مطمئن باشید ادامه مقاومت به ضرر شما تمام می شود. مثلا اگر ما در برابر تغییر نام خلیج فارس کوتاه آمدیم، بلافاصله مساله جزایر سه گانه و ادعای امارات برای تصاحب آنها جدی تر می شود و اگر در این مورد کوتاه آمدیم ادعاهای بعدی مطرح می شود.
مثلا اکنون که دولت متاسفانه در این مساله قاطعیت لازم را نشان نداده سبب شده که برخی رسانه های قطری ادعایی را مطرح کرده اند که تمام جزایر خلیج فارس به اعراب تعلق دارد و ایران آنها را تصرف کرده است! در حالی که اساسا تاریخ برعکس آن را نشان می دهد. کافی است نگاهی به نقشه های تاریخی بیندازیم تا ببینیم که اساسا همین قطر و امارات و... نیز بخشی از قلمرو ایران بوده اند. به عنوان مثال به نقشه ایران در زمان ساسانیان دقت کنید:

بنابراین به خوبی مشخص است که نزاع موجود تنها یک نزاع بر سر اسم نیست که با تغییر آن به اصطلاح به غائله خاتمه دهیم.
بسیاری از جزییات و دعواهایی که در نظام بین الملل مشاهده می شوند، اگرچه ظاهری ساده دارند اما نشانگر درونی متلاطم و نزاع های ساختاری هستند. به قول شاعر: رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون.
اختلاف ما و کشورهای عربی بر سر نام این پهنه آبی نیست بلکه اختلاف بسیار ریشه ای و چند بعدی است. برای دانستن منشا این اختلاف به مقاله زیر مراجعه نمایید: اختلاف ما و اعراب، چرا؟

مقدمه:
در این چند روز مساله کنفرانس ضد نژاد پرستی و اتفاقاتی که در آن برای ریاست محترم جمهور افتاد در صدر وقایع و تحلیلها می باشد. در اخبار یکی دو روز گذشته ما با تصویر سخنرانی ریاست محترم جمهور و سپس تشنج ایجاد شده در جلسه و هم چنین تشویق های حضار روبرو بوده ایم. پس از دیدن این صحنه ها این سوالها در ذهن پدید می آید که این کنفرانس چرا و توسط چه کسی برگزار شد؟ چرا ریاست جمهور ایران در آن شرکت کرد؟سایر شرکت کنندگان در آن چه کسانی بودند؟ایجاد و شکل گیری این اتفاقات و تشنجات به چه دلیل بود؟ اخلاگران در سخنرانی ریاست جمهور ایران چه کسانی بودند ؟و ...
این کنفرانس در اصل "کنفرانس بازبینی دوربان در ژنو"در سال 2009 نام داشت و در واقع ادامه " کنفرانس جهانی ضد نژاد پرستی دوربان"که در سال 2001 برگزار شد،بود.شعار کنفرانس "اتحاد علیه نژاد پرستی:حرمت و عدالت برای همه" بود. البته این کنفرانس به کنفرانس دوربان 2 موسوم می باشد.
این کنفرانس در ادامه کنفرانسهای سازمان ملل متحد درباره مبارزه با نژاد پرستی برگزار گردید.بانی اصلی برگزاری این

کنفرانس،سازمان ملل متحد بود. این اجلاس اکثرا در ژنو برگزار می گردید.اما به پاس بزرگداشت مبارزات مردم آفریقای جنوبی در حذف آپارتاید و تبعیض نژادی اجلاس قبل در شهر دوربان آفریقای جنوبی برگزار شده بود. این نشست به ابتکار سازمان ملل متحد برای یک هفته و به منظور بررسی پیشرفت ها و دست آورد های این مبارزه از سال 2001 تا کنون در ژنو جریان دارد. در این کنفرانس مقرر است مسائل مربوط به قاچاق انسان، تبعیض علیه مهاجران در برخی کشور ها و تبعیض نسبت به اقلیت های قومی و مذهبی مطرح و راه های مبارزه با آن ها مورد بررسی قرار گیرد.
شرکت در این کنفرانس برای تمام اعضای سازمان ملل امکان پذیر بود.در جهان امروز علاوه بر دولتها که تا چند دهه پیش تنها بازیگران عرصه بین الملل بودند،بازیگران دیگری نیز در عرصه بین المللی ظهور و بروز یافته اند که این انحصار را از میان برده اند.سازمانهای مردم نهاد(NGO) که در سطح فروملی و یا فرا ملی فعالیت می کنند از دیگر بازیگرانند.علاوه بر این بازیگران جدید،سازمانهای بین المللی نیز در عرصه جهانی نقش آفرینی می کنند.با این اوصاف حاضران در کنفرانس تمام بازیگران بین المللی شامل دولتها،سازمانهای مردم نهاد از طیف های مختلف طرفدار حقوق بشر،حقوق اقلیتهای قومی،طرفدار صلح،محیط زیستی،هم جنس گرا،فمینیست،طرفدار حقوق اقلیتهای دینی ،و ...،نهادها و آزانسهای مرتبط با سازمان ملل،سازمانهای حقوق بشری جهانی و منطقه ای بوده اند.شاید بی مناسبت نباشد که شباهتی میان این کنفرانس و کشتی نوح(ع) بیابیم که در آن تمام جانداران و مخلوقات خدا از هر نوع و رنگی حضور داشتند.
اما در سطح ریاست جمهور ایران از معدود کشورهایی بود که حضور داشت. که در ذیل بررسی دلایل این امر می پردازیم:
1-سابقه ی به نسبت مثبت کنفرانس دوربان 1:
در نشست دوربان 1 گروه هایی شامل نمایندگان رسمی دولتها و نمایندگان سازمان های غیر دولتی فعال در زمینه مبارزه با نژاد پرستی و حقوق بشر در آن شرکت کرده بودند. گرچه در آن نشست در بخش نمایندگان رسمی به علت تهدید هیئت آمریکایی به سرپرستی کالین پاول وزیر خارجه وقت آمریکا به خروج از نشست قطعنامه ای تند علیه رژیم اسرائیل در متن نهایی بیانیه گنجانده نشد، اما نشست سازمان های غیر دولتی در آن سال شاهد جنجال و تبلیغات ضد صهیونیستی شدیدی علیه صهیونیستها بود.
در نشست سازمان های غیر دولتی در آن سال گروههای فعال حقوق بشر، رژیم اسرائیل را به سبب اقدامات خشونت بار

و نژاد پرستانه علیه ملت فلسطین محکوم کرده و خواستاراقدام از سوی جامعه جهانی برای توقف آن شدند.
این مسئله سبب گردید تا فعالان حقوق بشر و دولتهای اسلامی چشم امید خود را به نشست ژنو بدوزند تا شاید بتوانند در نشست مذکور، هم در سطح غیر دولتی و هم در سطح دولتی، اسرائیل را به عنوان رژیمی نژاد پرست معرفی کنند.
اما باید توجه داشته باشید که بر خلاف باورهای عمومی و برخلاف بسیاری از نوشته های روزنامه های عربی و غیر عربی این کنفرانس در بخش دولتها تصمیمی درباره نژادپرست بودن صهیونیسم اتخاذ نکرده وحتی اصلا موضوع نژادپرست بودن صهیونیسم را مطرح و بررسی نکرده است و تنها برخی سران مدعو و نمایندگان در سخنانشان به موضوع اشاره ای تلویحی یا صریح کردند ولی طرح دقیق و رسمی این موضوع هرگز در کار نبود .
در نشست سازمان های غیر دولتی دوربان 1گروههای فعال حقوق بشر، رژیم اسرائیل را به سبب اقدامات خشونت بار و نژاد پرستانه علیه ملت فلسطین محکوم کرده و خواستاراقدام از سوی جامعه جهانی برای توقف آن شدند.
2- خنثی سازی تلاشهای حامیان غربی اسراییل برای کمرنگ سازی بار ضد اسراییلی کنفرانس قبل:
سازمان ملل تحت فشار آمریکا، اسرائیل و کشورهای اروپایی و بمنظور جلوگیری از تحریم جهانی مجبور به تغییر در پیش نویس پایانی بیانیه این کنفرانس شد و دو تغییر عمده در بیانیه پایانی این کنفرانس اتخاذ کرد که بر اساس این تغییرات نباید از اسرائیل به عنوان صهیونیست نام برده شود و دیگر اینکه از فلسطینی ها هم نباید به عنوان قربانی نژادپرستی یاد شود. بر اساس این دو تغییر می توان گفت اهداف اولیه کنفرانس دوربان 2محکومیت اسرائیل نیست بلکه برعکس تلاش برای کمرنگ کردن تاثیرات نتایج دوربان یک که در آن اسرائیل توسط سازمانهای مردم نهاد به عنوان نژادپرست محکوم شد، است. در کنفرانس دوربان یک از آنجا که سازمانهای غیردولتی قطعنامه 3371 سازمان ملل قطعنامه ای را که در آن صهیونیسم به عنوان نژاد پرست متهم شده است احیا کردند، آمریکا و اسرائیل تصمیم به تحریم این کنفرانس و عدم شرکت گرفتند.
بر این اساس ،موضع گیری سران سازمان ملل از ابتدای کنفرانس جانبدارانه و به نفع اسراییل بود:
بان کی مون دبیر کل سازمان ملل در اظهار نظری آشکار گفت:
" نژاد پرستی انکار حقوق بشر است و می تواند به یک ابزار تبدیل شود . هولوکاست نمونۀ پایدار این انکار است. نژاد پرستی همچنین می تواند به صورت نفرت از یک ملت یا جمعی خاص ابراز شود یهودی ستیزی و یا "هراس از اسلام" اشکال دیگر نژاد پرستی است".
او هم چنین هشدار داد که نباید صهیونیسم و نژاد پرستی را یکی گرفت!
3-گستره مخاطبان این کنفرانس:
یکی دیگر از دلایلی که دکتر احمدی نژاد را واداشت در این کنفرانس شرکت کند،گستره مخاطبان آن بود.این همایش از معدود همایشهایی است که علاوه بر دولتها،سازمانهای مردم نهاد را از سراسر جهان در بر می گیرد.حضور هزاران نفر از سازمانهای مردم نهاد و سازمانهای حقوق بشری و تمرکز رسانه ها بر این کنفرانس فرصت ارتباط با لایه های اجتماعی پایین دستی جوامع و توده ها را به جای دولتها برای آقای احمدی نژاد فراهم می کند.
تحریم کنندگان کنفرانس:
کنفرانس ژنو با باحمله اسرائیل و همپیمانان امریکایی،انگلیسی،آلمانی،کانادایی ،ایتالیایی و استرالیایی آن مواجه شده است .هم چنین هلند و زلاند نو نیز این کنفرانس را تحریم کرده اند.
با وجود اینکه امریکا در جلسات مقدماتی این همایش شرکت می کند تا به نفع اسرائیل در ساختار بیانیه نهایی آن تاثیر بگذارد ولی سازمانهای یهودی امریکا این اقدام را نیز مورد انتقاد قرار دادند .

شاید از ابتدا مشخص بود که سخنان آقای دکتر احمدی نژاد در این کنفرانس با مخالفت و جو سازی های جبهه استکبار روبرو شود.اما شدت عصبانیت این جبهه به حدی بود که باعث شگفتی ناظران شد.سخنرانی دکتر احمدی نژاد همراه با انتقاد به ساختار تبعیض آمیز سازمان ملل،انتقاد بر رژیم اتمی جهانی،انتقاد از عملکرد دولت صهیونیستی و نزاد پرستی آن بود.گزارش کامل سخنان دکتر احمدی نژاد را در این لینک بخوانید.
در این سخنرانی در اقدامی خلاف عرف دیپلماتیک نمایندگان بیست و سه کشورعضو اتحادیۀ اروپا سالن کنفرانس را ترک کردند.این اقدام پیایندهای دیگری در عرصه دیپلماتیک داشت . اولین روز نشست عملاً تحت الشعاع اظهارات رئیس جمهور اسلامی ایران قرار گرفت. دبیر کل سازمان ملل متحد اظهارات دکتر احمدی نژاد را رد کرد و آن را مخالف اهداف چنین کنفرانسی دانست!
در مقابل شماری از حاضران نیز گفته های احمدی نژاد را ستودند و با کف زدن هایی او را تشویق کردند. در ابتدای گشایش کنفرانس چند نفر با لباس مبدل و بینی های قرمز شده به شکل دلقک با دادن شعار هایی علیه محمود احمدی نژاد و نژاد پرست خواندن او جو سالن را متشنج کردند. که مأموران آنهارا از سالن بیرون بردند.یکی از این افراد تلاش می کرد یک گوجه فرنگی یا شی قرمزی را به سمت رییس جمهور پرتاب کند. اما رییس جمهور ایران با اعتماد به نفس و لبخند به صحبتهای خود ادامه داد كه این عكس العمل وی با تشویق حضار روبرو شد. عكس ها و فیلم های منتشر شده از

این افراد به نقل از پلاكاردهای موجود در دست آنان نشان می دهد كه این افراد عضو اتحادیه جوانان دانشجوی یهودی فرانسه هستند.
این افراد كه كلاه گیس های ویژه دلقك ها را بر سر داشتند، در بین سخنان رییس جمهوری با فریاد زدن برای لحظاتی جو سالن سخنرانی را متشنج كردند.
این افراد كه مشخص نیست چگونه در سالن اصلی این كنفرانس كه ویژه نمایندگان رسمی كشورها است، حضور پیدا كرده بودند، در پلاكاردها و دست نوشته هایی كه در دست داشتند، حروف UGFD كه مخفف كلمات des union france de juifs etudiants (اتحادیه جوانان دانشجوی یهودی فرانسه) درج شده بود.
كارگردان تلویزیونی مراسم هم سعی داشت جایگاه خالی كشورهای غربی و چند نفر كه گاهی در جایگاه خبرنگاران فریاد میزدند را نشان دهد و به هنگام تشویق پر شور اكثر حاضران، نمایندگان كشورهایی كه با تشویق كنندگان همراهی نمیكردند را نشان دهد.
اخلال گران در پلاكاردها و دست نوشته هایی كه در دست داشتند، حروف UGFD كه مخفف كلمات des union france de juifs etudiants (اتحادیه جوانان دانشجوی یهودی فرانسه) درج شده بود.

اما این صحنه ها خللی در روحیه و سخنرانی دکتر احمدی نژاد نداشت و او با اعتماد به نفس و لبخند به سخنرانی خود ادامه داد که با تشویق و نمجید حضار روبرو شد.
این اعتماد به نفس در داستان دانشگاه کلمبیا نیز از او دیده شده بود.این اعتماد به نفس که حکایت از ایمان آقای احمدی نژاد به گفته ها و اندیشه هایش دارد.یقینی که او را از چنین طوفانهایی سالم بیرون می آورد.طوفان رسانه ها،طوفان دیپلماتیک،طوفان تبلیغات. اما او این گونه می اندیشد:
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی بر کند چون تو را نوح است کشتی بان زطوفان غم مخور
به گزارش واحد مرکزی خبر ، آقای احمدی نژاد در کنفرانس بین المللی مبارزه با نژاد پرستی در ژنو سوئیس موسوم به دوربان 2 افزود: سلام خدا بر پیامبران الهی از حضرت آدم تا نوح تا ابراهیم، موسی، عیسی و پیامبر خاتم صلوات الله علیهم اجمعین که همه منادی یکتاپرستی، برادری، محبت، کرامت انسانی و عدالت بوده اند.

رئیس جمهور خطاب به رئیس کنفرانس دوربان دبیرکل سازمان ملل، کمیسر حقوق بشر و حاضران در جلسه گفت: ما در این جا گرد آمده ایم تا در ادامه کنفرانس مبارزه نژادپرستی با بررسی اوضاع کنونی راهکار عملی در این مبارزه انسانی مقدس را جستجو کنیم.
رئیس جمهور گفت: در حوادث چند قرن اخیر ظلم های بزرگی بر بشریت رفته است.
احمدی نژاد افزود: در قرون وسطی، عالمان و اندیشمندان به مرگ محکوم می شدند و پس از آن برده داری ، برده فروشی ، شکار انسان های بیگناه و جدا کردن آنان از خانواده های خود و انتقال آنان به اروپا و آمریکا در بدترین شرایط و در مقیاس میلیونی رواج داشته است.
وی گفت: آن زمان ،دوران تاریکی بود که همراه با اشغال سرزمین ها و چپاول منابع و کشتار و آوارگی مردم بی پناه بوده است.
این منطق با کدام ارزش انسانی و الهی سازگار است، عدالت یا برابری در برابر قانون یا کرامت انسانی یا تبعیض بی عدالتی، نقض حقوق انسانی، تحقیر اکثریت انسانها و کشورها
رئیس جمهور ادامه داد: سالها گذشت تا ملت ها با قیام خود و با بهای سنگین و به قیمت کشته شدن میلیونها انسان ، متجاوزان را بیرون و حکومت های مستقل و ملی برپا کردند.
احمدی نژاد افزود: قدرت طلبان در فاصله زمانی کوتاهی ، دو جنگ بزرگ را بر اروپا و بخشی از آسیا و آفریقا تحمیل کردند و حاصل آن حدود صد میلیون نفر قربانی و ویرانی بسیاری از سرزمین ها و آبادی ها بود.
وی افزود: پیروزمندان جنگ ، خود را فاتح جهان و ملت های دیگر را شکست خورده پنداشتند و با وضع قوانین و ساز و کارهای ظالمانه ، حقوق ملت ها را نادیده گرفتند و پایمال کردند .
رییس جمهور گفت: شورای امنیت از موارد جنگ جهانی اول و دوم است و آنان با چه منطقی برای خود امتیاز وتو قائل شده اند.
احمدی نژاد ادامه داد: این منطق با کدام ارزش انسانی و الهی سازگار است، عدالت یا برابری در برابر قانون یا کرامت انسانی یا تبعیض بی عدالتی، نقض حقوق انسانی، تحقیر اکثریت انسانها و کشورها.

وی اضافه کرد: این شورا عالی ترین و بالاترین مرجع تصمیم گیری در صلح و امنیت جهانی است وقتی تبعیض قانونی وجود داشته باشد و منشاء قانون به جای عدالت و حق، زور و قدرت باشد چگونه می توان انتظار عدالت و صلح داشت.
رییس جمهور تاکید کرد: قدرت طلبی، بت پرستی منشاء نژادپرستی، تبعیض و تجاوز و ظلم است.
وی افزود: گرچه امروز بسیاری از نژاد پرستان نیز در حرف و شعار، نژادپرستی را محکوم می کنند، اما وقتی چند کشور قدرتمند اجازه دارند بر مبنای تشخیص منافع خود برای بقیه کشورها تصمیم گیری کنند به راحتی می توانند همه قوانین و ارزش های بشری را لگدمال کنند چنانچه کرده اند.
رییس جمهور گفت: پس از جنگ جهانی دوم حکومتی کاملاً نژادپرست را در سرزمین اشغالی فلسطین به روی کار آورند.
احمدی نژاد افزود: پس از جنگ جهانی دوم به بهانه قربانی شدن یهودیان و سوء استفاده از هولوکاست با تجاوز و لشکرکشی ملتی را آواره و عده ای را از اروپا، آمریکا و دیگر کشورها به سرزمین آنان منتقل کردند و حکومتی کاملاً نژادپرست را در سرزمین اشغالی فلسطین برپا کردند.
وی افزود: در واقع به بهانه جبران صدمات نژادپرستی در اروپا خشن ترین نژادپرستان را در نقطه دیگری یعنی فلسطین حاکم کردند.
رییس جمهور گفت: خودخواهی دولت وقت آمریکا منشا جنگ های اخیر در جهان بوده است.
احمدی نژاد افزود: شورای امنیت این حکومت غاصب (رژیم صهیونیستی) را تثبیت و در طول60 سال دائما از او دفاع کرد و دست غاصبان را برای هر نوع جنایتی باز گذاشت.
رئیس جمهور گفت: از این بدتر آنچه عده ای از دولت های غربی و آمریکا خود را متعهد به دفاع از نژادپرستان نسل کش می دانند و در حالیکه وجدان های پاک بشری بمباران، اشغال و آدم کشی و فجایعی را که در غزه اتفاق افتاد محکوم می کنند از آن جنایتکاران حمایت می کنند.
در واقع به بهانه جبران صدمات نژادپرستی در اروپا خشن ترین نژادپرستان را در نقطه دیگری یعنی فلسطین حاکم کردند
احمدی نژاد افزود: قبل از آن نیز در برابر همه رسوایی های این رژیم سکوت یا حمایت کرده اند.
رئیس جمهور گفت: منشا جنگ های اخیر نظیر حمله آمریکا به عراق یا لشکرکشی گسترده به افغانستان چه بوده است؟ آیا غیر از خودخواهی دولت وقت آمریکا و فشار صاحبان ثروت و قدرت برای بسط نفوذ و سلطه، تامین منافع تولید کنندگان سلاح، نابودی یک فرهنگ متعالی چند هزار ساله، از بین بردن خطرات بالقوه و بالفعل کشورهای منطقه علیه رژیم اشغالگر قدس و چپاول منابع انرژی مردم عراق بوده است؟
احمدی نژاد افزود: به راستی چرا یک میلیون کشته و زخمی و چند میلیون نفر آواره شدند، به راستی چرا صدها میلیارد دلار خسارت بر مردم عراق و صدها میلیارد دلار هزینه لشکر کشی بر مردم آمریکا و متحدان او تحمیل شد.
رئیس جمهور گفت : آیا حمله آمریکا به عراق با طراحی صهیونیست ها و هم پیمانان آنان در هیئت حاکمه وقت آمریکا که از یک طرف بر صندلی قدرت تکیه زده اند و از طرفی صاحبان شرکت های تولید سلاح هستند نبوده است؟
احمدی نژاد افزود: آیا با لشکر کشی به افغانستان صلح و امنیت وآسایش و رفاه به این کشور برگشت؟
رئیس جمهور گفت: آمریکا و متحدان او حتی قادر به جلوگیری از تولید مواد مخدر نبوده اند و در دوره حضور آنان تولید آن چند برابر شده است.
احمدی نژاد گفت: سوال اساسی این است که دولت وقت آمریکا و متحدان او چه کاره بوده اند؟ آیا نماینده ملت های جهان بوده اند؟ آیا برگزیده ملت ها هستند؟ آیا از مردم دنیا وکالت دارند که در همه جای جهان و البته بیشتر در منطقه ما دخالت می کنند؟
رئیس جمهور افزود: آیا این اقدامات - اشغال عراق و افغانستان - از مصادیق خودخواهی و نژادپرستی و تبعیض و لگدمال کردن عزت و استقلال ملت ها نیست؟

رییس جمهور گفت: خانم ها و آقایان؛ مسئولان اقتصاد بحران زده جهان چه کسانی هستند؟ و بحران از کجا آغاز شده است؟ از آفریقا، از آسیا یا ابتدا از آمریکا و سپس از اروپا و متحدان آنها.
احمدی نژاد افزود: مدتهای طولانی قوانین و مقررات ناعادلانه اقتصادی را با قدرت سیاسی بر تعاملات اقتصادی بین الملل تحمیل و نظام مالی و پولی را بدون تعبیه نظارت بین المللی وضع کردند و بر دولت ها و ملت هایی تحمیل کردند که هیچگونه دخالتی در روندها و سیاست ها نداشتند.
رئیس جمهور تصریح کرد: آنان حتی به ملت های خود هم اجازه نظارت ندادند و با کنار گذاشتن اخلاق از مناسبات اقتصادی تمام قوانین و مقررات را به نفع گروهی از صاحبان سرمایه و قدرت رقم زدند.
وی افزود: آنان با تعریفی خاص از بازار آزاد و رقابت، بسیاری از فرصت ها را از دیگران سلب کردند و مشکلات خود را به دیگران منتقل کردند.
احمدی نژاد گفت: امروز موج بحران با دهها هزار میلیارد دلار بدهی و هزاران میلیارد دلار کسری بودجه به خودشان برگشته است امروز هم برای اصلاح وضع با پولهای بدون پشتوانه و در واقع از جیب شهروندان خود و سایر ملت ها شروع به تزریق صدها میلیارد دلار به بانک ها و کمپانی ها و بازارهای مالی رو به ورشکستگی کردند و مجدداً مردم خود را بدهکارتر و بحران را پیچیده تر می کنند.
رئیس جمهور افزود: آنها به فکر حفظ قدرت و ثروت های خود هستند و مردم جهان و حتی مردم خودشان در نزد آنان ارزشی ندارند.
وی گفت: آقای رئیس، خانم ها و آقایان، ریشه اصلی نژادپرستی عدم فهم حقیقت انسان بعنوان مخلوق برگزیده خدا و انحراف از مسیر اصلی زندگی بشر و مأموریت های آدمی در آفرینش است.
احمدی نژاد افزود: غفلت از پرستش آگاهانه خدا و تفکر در فلسفه حیات و مسیر کمال انسان که از نتایج طبیعی آن پایبندی به ارزش های الهی و انسانی است موجب شد تا افق نگاه آدمی تنزل کند و منافع محدود و زودگذر مبنای سنجش و اقدام او شود.
سوال اساسی این است که دولت وقت آمریکا و متحدان او چه کاره بوده اند؟ آیا نماینده ملت های جهان بوده اند؟ آیا برگزیده ملت ها هستند؟ آیا از مردم دنیا وکالت دارند که در همه جای جهان و البته بیشتر در منطقه ما دخالت می کنند؟
رئیس جمهور اضافه کرد: به این ترتیب هسته های قدرت شیطان صفت شکل گرفت و با حذف فرصت های عادلانه برای رشد دیگران بر دامنه توسعه خود افزود.
رئیس جمهور گفت: نژادپرستی را باید نماد جهالت دانست که اکنون به عنوان خطر در تحقق زندگی مسالمت آمیز انسان محسوب می شود.
احمدی نژاد ژنو افزود: بی شک نژادپرستی به افسارگسیختگی تبدیل شده که اکنون به عنوان خطر تحقق زندگی مسالمت آمیز را سد کرده است.
وی تصریح کرد: بی شک نژادپرستی را باید نماد جهالتی دانست به عمق تاریخ و نشانه ای از جمود و خمود در برابر رشد عمومی بشر، از اینرو انتظار آن است که جلوه های نژادپرستی را در شرایط و موقعیت هایی جستجو کنیم که فقر دانش و فقدان فهم در جامعه، فراگیر باشد.
رئیس جمهور اضافه کرد: لذا راه اصلی مبارزه با چنین مظاهری ترویج آگاهی های عمومی و تعمیق فهم همگانی نسبت به فلسفه وجودی آدم و حقیقت جهان انسان محور است که لازمه یا نتیجه آن بازگشت به ارزش های معنوی، اخلاقی و فضائل انسانی و معالاً خداگرایی است.

رئیس جمهور گفت: باید کوشید به سوء استفاده صهیونیست ها و حامیان آنان از ابزار سیاسی بین المللی پایان داد.
احمدی نژاد در ادامه سخنرانی خود گفت: جامعه جهانی باید در یک جریان فراگیر برای روشنگری بیشتر در برخی جوامع مبتلا و عقب مانده، حرکتی جمعی انجام دهد و به سرعت این مظهر زشت و پلید را ریشه کن کند.
وی افزود : امروز جامعه بشری با نوعی نژاد پرستی مواجه است که زشتی آن حیثیت انسانی را مخدوش و جامعه جهانی را شرمنده کرده است.
رئیس جمهور با بیان اینکه صهیونیسم جهانی مظهر تمام عیار نژاد پرستی است گفت: صهیونیسم جهانی با توسل دروغین به دین کوشیده است تا با سوء استفاده از عواطف دینی افراد بی اطلاع چهره زشت خود را پنهان کند.
احمدی نژاد افزود: آنچه که باید مورد توجه جدی قرار گیرد اهداف برخی قدرت های بزرگ و صاحبان منافع وسیع در جهان است که با استفاده از قدرت اقتصادی، نفوذ سیاسی و ابزار گسترده رسانه ای مذبوحانه می کوشند با پشتیبانی همه جانبه از جنایات رژیم صهیونیستی از زشتی وجودی آن بکاهند.
وی افزود: در مبارزه با این پدیده شوم نمی توان به کار فرهنگی بسنده کرد بلکه باید با احترام به خواست ملت ها ، عزم دولت های همبسته را در راه ریشه کنی این نژادپرستی آشکار جزم کرد و شجاعانه در مسیر اصلاح مناسبات و سازوکارهای بین المللی گام نهاد.
رئیس جمهور اجلاس جهانی ضد نژادپرستی را صحنه آزمونی بزرگ دانست و گفت: افکار عمومی جهان امروز و فردا درباره ما قضاوت خواهند کرد.
احمدی نژاد خطاب به حضار تصریح کرد: همه شما از تلاش های گسترده کانون های قدرت جهانی برای انحراف در مسیر ماموریت واقعی این نشست مهم آگاه شده اید.
رئیس جمهور ادامه داد: متاسفانه ادبیات حمایت از صهیونیست ها که به معنای مشارکت و همدستی آشکار در جنایات آنهاست مشاهده می شود و این بر مسئولیت نمایندگان محترم ملت ها در افشای این جریان ضد بشری و اصلاح مناسبات و رفتارها می افزاید.
احمدی نژاد گفت: باید دانست که دور نگه داشتن ظرفیت عظیم جهانی چنین نشستی از مصادیق اصلی، به معنای کمک به تداوم وجود زشت ترین مصداق بارز نژادپرستی است.
رئیس جمهور افزود: امروز لازمه دفاع از حقوق بشر این است که اولا از حقوق ملت ها مبنی بر آزاد بودن در تصمیم گیری های مهم جهانی بدون تاثیرپذیری از برخی قدرت ها دفاع و ثانیا برای اصلاح ساختارها و مناسبات جهانی اقدام شود.
جهان به سمت تغییرات اساسی پیش می رود
امروز جامعه بشری با نوعی نژاد پرستی مواجه است که زشتی آن حیثیت انسانی را مخدوش و جامعه جهانی را شرمنده کرده است
رئیس جمهور گفت: شرایط عمومی جهان به سرعت به سمت تغییرات اساسی پیش می رود و مناسبات قدرت بسیار شکننده شده است.
احمدی نژاد افزود: صدای شکستن ستون های ستم جهانی شنیده می شود و ساختارهای سیاسی و اقتصادی کلان در حال فرو ریختن و بحران های سیاسی، امنیتی رو به تعمیق است.
وی اضافه کرد: بحران رو به گسترش اقتصاد جهانی که هیچ افق روشن برای اصلاح آن وجود ندارد، ابعاد کمی و کیفی تحولات پیش رو را بسیار شگرف می کند.
رئیس جمهور گفت: بارها بر ضرورت بازگشت از مسیر غلطی که مدیریت مسلط امروز جهان در پیش گرفته تأکید کرده و در مورد نتایج تأخیر در آن هشدار داده ام.
احمدی نژاد گفت: اکنون نیز در این نشست ارزشمند جهانی خطاب به شما مدیران، اندیشمندان و نیز همه ملت های جهان که تشنه صلح، آزادی، پیشرفت و رفاه هستند، عرض می کنم که مدیریت ناعادلانه مسلط بر جهان به پایان راه خود رسیده است.

وی افزود: این بن بست از آن جهت که منطق این مدیریت تحلیلی ظالمانه است اجتناب ناپذیر بود چرا که منطق حرکت جمعی جهان، حرکتی متعالی، هدفمند، انسان محور و خداگراست و حرکتی که با هر سیاست و برنامه ای که در جهت منافع ملت ها نباشد، مقابله می کند.
رئیس جمهور گفت: پیروزی حق بر باطل، آینده روشن بشر و برپایی نظام عادلانه جهانی وعده خدا و همه پیامبران و امید مشترک و تاریخی همه جوامع و نسل هاست.
احمدی نژاد افزود: تحقق چنین آینده ای لازمه حکمت در آفرینش و مورد باور همه قلب ها و جایگاه ارزشمند انسان است.
کاپیتالیسم غربی به پایان راه خود رسیده است
رئیس جمهور گفت: کاپیتالیسم غربی مانند کمونیسم به پایان راه خود رسیده است.
احمدی نژاد مسیر قطعی این مقصد بزرگ را شکل گیری جامعه جهانی امکان عملی تحقق نظام مشترک جهانی و سرانجام ورود اندیشمندان ، مدیران و مردم جهان برای مشارکت فعال و عادلانه در تصمیم گیری های کلان و اساسی دانست.
رئیس جمهور افزود: اکنون ظرفیت های عظیم، فنی و فناوری های اطلاعاتی و ارتباطاتی فهم مشترک وفراگیری از جامعه جهانی را پدید آورده و بستر لازم را برای تحقق نظام مشترک فراهم کرده است.
احمدی نژاد خاطر نشان کرد: اکنون این مسئولیت عظیم فرهیختگان، دانشمندان و مسئولان در سراسر جهان است که با ایمان ، نسبت به این راه قطعی نقش تاریخی خود را ایفا کنند.
رئیس جمهور گفت: براین حقیقت تاکید می کنم که کاپیتالیسم غربی همانند کمونیسم از آن جهت به پایان راه خود رسیده که جهان و انسان را آنگونه که هست، ندیده و کوشیده است تا مسیر و مقصدی خودساخته به بشریت تحمیل کند.
احمدی نژاد افزود: کاپیتالیسم غربی به جای توجه به ارزش های انسانی و الهی، عدالت، آزادی، عشق و برادری ،رقابتی سخت را برای کسب منافع مادی فردی و گروهی مبنای زندگی قرار داده است.
صدای شکستن ستون های ستم جهانی شنیده می شود و ساختارهای سیاسی و اقتصادی کلان در حال فرو ریختن و بحران های سیاسی، امنیتی رو به تعمیق است
رئیس جمهور تغییر فوری در ساختار شورای امنیت و حذف امتیاز تبعیض آمیز حق وتو را خواستار شد.
احمدی نژاد در سخنرانی خود در اجلاس جهانی مبارزه با نژاد پرستی به دو نکته اشاره کرد و گفت: نخست اینکه اصلاح وضع موجود جهان صد البته شدنی است اما باید دانست که این امر جز با همکاری همه دولت ها و ملت ها ممکن نیست، از این رو باید از ظرفیت های همکاری جهانی حداکثر استفاده را به عمل آورد.
رئیس جمهور خطاب به حضار افزود: حضور اینجانب در این نشست و همراهی با شما اندیشمندان، احترام به این مسأله مهم و نیز به موضوع مهم حقوق بشر و دفاع از حقوق ملت ها در برابر پدیده شوم نژادپرستی است.
احمدی نژاد گفت: مطلب دوم؛ نظر به کارایی نداشتن نظام ها و مناسبات سیاسی، اقتصادی، امنیتی و فرهنگی بین المللی، لازم است با ملاحظه ارزش های الهی، انسانی و تعریف درست و واقعی از انسان و بر اساس عدالت و ارزش گذاری به حقوق همه انسان ها در سراسر جهان و اعتراف به اشتباهات گذشته مدیریت مسلط و با تغییر در نگاه و ابزار نسبت به اصلاح در ساختارهای موجود، اقدام شود.
رئیس جمهور تأکید کرد: تغییر فوری در ساختار شورای امنیت و حذف امتیاز تبعیض آمیز حق وتو و تغییر در نظام مالی و پولی جهانی باید در دستور کار قرار گیرد.
احمدی نژاد گفت: بدیهی است درک نکردن فوریت در تغییر، معادل هزینه های سنگین تر تأخیر است.
وی با بیان اینکه حرکت در جهت عدالت و عزت انسان ها، حرکت شتابان در مسیر آب است، از جهانیان خواست اکسیر عشق و محبت را فراموش نکنند.
احمدی نژاد افزود: قطعیت آینده روشن بشر، سرمایه بزرگی است که می تواند ما را هر چه آگاهتر و امیدوارتر گردهم نگه دارد تا برای ساختن جهانی پر از عشق و نعمت و عاری از فقر و نفرت، شایستگی برخورداری هر چه بیشتر از رحمت خدا و مدیریت صالح انسان کامل را بیابیم.
رئیس جمهور گفت: بیایید یکایک ما در این امر مهم سهمی شایسته داشته باشیم؛ به امید آن روز روشن زیبا.
شیطان پرستی چیست؟
( قسمت دوم )
شیطان پرستی جدید به خدایی اعتقاد ندارد و شیطان را تنها نوعی کهن نماد ( archetype ) می داند و انسانها را تنها در برابر خود مسئول میداند و اعتقاد دارد که انسان به تنهایی می تواند راه درست و غلط را تشخیص دهد به همین دلیل هم این اعتقاد بیشتر به عنوان یک اعتقاد فلسفی شناخته می شود .
شیطان در این اعتقاد نماد نیروی تاریکی طبیعت ، طبیعت شهوانی ، مرگ ، بهترین نشانه قدرت و ضدمذهب بودن است.
این اعتقاد دارای شاخه های متعددی است اما می توان گفت جز یکی دو نوع آن همگی دارای اصول زیر می باشند:
Atheism - : خدایی در شیطان پرستی وجود ندارد.
Not dualistic - : روح و جسم غیرقابل دیدن هستند و هیچ جنگی بین عالم خیر و شر وجود ندارد.
Autodeists - : خود پرستی ، خدایی جز خود انسان وجود ندارد و هر انسانی خود یک خداست.
Materialistic - : اعتقاد به اصالت ماده
- وابسته به راه چپ بودن در برابر راه راست که راه خدایی است .
- ضد مذهب بودن خصوصا مذاهبی که اعتقاد به زندگی پس از مرگ دارند.
- عدم پرستش شیطان زیرا شیطان جسم نیست و وجود خارجی ندارد.
- اعتقاد به استفاده از لذت در حد اعلای آن زیرا تمام خوشی دنیایی است و این خوشی ها خصوصا لذات جنسی پتانسیل لازم را برای کارهای روزانه آماده می کنند و به هر شکلی انجام آنها لازم و ضروری است .
در بررسی نمادهای متعلق به شیطانپرستی خط بسیار روشنی از ارتباط صهیونیسم و شیطانیسم به وضوح قابل مشاهده است .
در ذیل برخی از نمادها كه به عنوان نگین انگشتر ، گردنبند ، تصاویر بر روی دستبندها ، پیراهن ، شلوار ، كفش ، ادكلن ، ساعت و ... درج شده و از جمله به ایران اسلامی نیز راه یافته است ، مورد بررسی و معرفی قرار میگیرد :


اگر نوشته وسط نماد یعنی (Satanism) به معنای شیطانگرایی به همراه دایره حذف كنیم ، آن وقت یك ستاره پنجضلعی بر جای میماند كه همان نشانه ستاره صبح یا پنتاگرام (pentagram) باقی میماند .

این سمبل نیز همان پنتاگرام است ، با فرق اینكه انواع آن گاه پنجضلعی وارونه (snvertedpentagram ) یا دیو (Buphomet ) و به شكل در میان نمادهای شیطانپرستان به چشم میخورد .
برخی از شیطانگرایان محدوده جغرافیایی « تحت سلطه » این نماد و در واقع منطقه نفوذ شیطانگرایی را در نقشه ذیل توصیف مینمایند . (محدوده در ایسلند و اروپا)
درمیان پنتاگراهای قبلی تصویر سر یك بز تعبیه شده است كه اقدامی ضد مسیحی ، به این معناست كه مسیحیان معتقدند كه مسیح همچون یك بره برای نجات ایشان قربانی شده است و با توجه به اینكه ایشان بز را نماد شیطان و در برابر بره میدانند این آرم را انتخاب كردهاند.

666: یك سمبل با عنوان « شماره تلفن شیطان » توسط گروههای هوی متال وارد ایران اسلامی شده اما در حقیقت علامت انسان و نشانه جانور در میان شیطانپرستان تلقی میشود و براساس مكاشافات 13:18 « ... پس هر كس حكمت دارد عدد وحش را بشمارد ،زیرا كه عدد انسان است و عددش 666 است . » از سالها پیش تاكنون این عدد با اشكال مختلف بر روی دیوارهای شهرهای بزرگ كشور مشاهده میشد .

صلیب وارونه (upside down cross ) : این نماد و حكایت از « وارونه شدن مسیحیت دارد » و عمدتا استهزا و سخره گرفتن این دین است . صلیب وارونه در گردن بندهای بسیاری مشاهده شده و خوانندههای راك انواع مختلف آنرا به همراه دارند .

نماد صلیب شكسته یا چرخ خورشید (swastika or sun wheelc) : چرخ خورشید یك نماد باستانی است كه در برخی فرهنگهای دینی همچون كتیبههای بر جای مانده از بوداییها و مقبرههای سلتی و یونانی دیده شدهاست .
لازم به توضیح است این علامت سالها بعد توسط هیتلر به كار رفت ، لكن برخی با هدف به سخره گرفتن مسیحیت این سمبل را وارد شیطانپرستی كردند .

چشمی در حال نگاه به همه جا (All seeing Eye) : چشم در برخی نمادهای روشنفكری نیز به كار میرود . اما شیطانپرستی اعتقاد دارند چشم در بالای هرم « چشم شیطان » است و « بر همه جا نظارت و اشراف دارد » .
این علامت در پیشگویی ، جادوگری ، نفرینگری و كنترلهای مخصوص جادوگری مورد استفاده قرار میگیرد .گفتنی است این نماد بر روی دلار آمریكایی به كار رفته است .

این نمادها به انگلیسی (Ankh) انشاءمیشود و سمبل شهوترانی و باروری است .
این نمادها به معنای روح شهوت زنان نیز تعبیر میشود . امروزه نماد “ فمنیسم “ در واقع یك نماد برداشت شده دقیقا از سمبلهای شیطانی است .
پرچم رژیم صهیونیستی : قابل توجه جدی است كه رژیم صهیونیستی علاوه بر حمایتهای آشكار و پنهان ،حتی از قرار گرفتن نماد رسمی كشور نامشروعش در كانون علائم شیطانگرایان نیز پرهیز ندارد .

ضد عدالت (Anti justice) : با توجه به اینكه تبر رو به بالا نماد عدالت در روم باستان به شمار می آمده است شیطانپرستان تبر رو به پایین را با عنوان نماد ضد عدالت در راه پیمودن مسیر تاریك انتخاب كردهاند .
همچنین گفتنی است كه فمنیستها از دو تبر رو به بالا به معنی مادرسالاری باستانی استفاده مینمودند.

سر بز (Goat Head) : بز شاخدار ، بز مندس mendes (همان ba"al بعل خدای باروی مصر باستان) ، بافومت ، خدای جادو ، scapegoat (بز طلیعه یا قربانی) این یكی از راههای شیطانپرستان برای مسخره كردن مسیح است زیرا گفته میشود كه مسیح مانند برهای برای گناهان بشر كشته شد . همانطور كه در توضیح نمادهای اول اشاره شد ،این نماد تصویر كاملی است از بز قرار گرفته در نماد پنتاگرام .

هرج و مرج (Anarchy) : این نماد به معنای از بین بردن تمام قوانین است و دلالت بر این امر دارد كه « هر چه تخریب كننده است تو انجام بده » این نماد عمدتا مورد استفاده گروههای هویمتال است .
برای مشاهده نقشه در ابعاد بزرگتر بر روی آن کلیک کنید.

مسیحیت به سه شاخه كاملاً جدا و مخالف یكدیگر یعنی كلیسای كاتولیك روم، ارتدكس و پروتستان تقسیم شده است. این سه كلیسا در اعتقادات دینی و مراسم عبادی كاملاً از یكدیگر جدایند و مانند سه دین مختلف عمل می كنند و حتی انجیل كلیسای پروتستان با انجیل كلیسای كاتولیك تفاوت زیادی دارد. یكی از ویژگی های كلیسای پروتستان رابطه بسیار نزدیك آنها با دولت های اروپایی می باشد و این دولت ها برای ترویج مسیحیت پروتستان از مبلغان خود در كشورهای جهان سوم حمایت های گسترده مالی، تبلیغاتی و سیاسی می كنند؛ به عنوان مثال در انگلیس دولت و كلیسای پروتستان از هم جدا نیست و ملكه انگلیس در رأس دولت و كلیسا قرار دارد.
در یك قرن گذشته جریان جدیدی كه در بین پروتستان ها فوق العاده قدرتمند شده است مكتب نوظهور «مبلغان انجیل» می باشد. قبل از جنگ جهانی دوم این مكتب نوظهور به بنیادگرایی معروف است در جامعه آمریكا نفوذ فراوانی دارد.
آنچه مشخص است اینکه این نحله فکری، بنیاد محکم الهی و آسمانی ندارد و بر اساس یکسری شواهد و حدس و گمانها، پایه ریزی شده است
اصول و مبانی جریان مبلغان انجیل در آمریكا و انگلیس حمایت همه جانبه عقیدتی و سیاسی از صهیونیسم می باشد و آنها اعتقاد دارند كه پیروان كلیسای پروتستان برای ظهور دوباره مسیح باید چند خواسته مسیح را كه در تفاسیر انجیل در قرن بیستم به عنوان پیشگویی های انجیل بیان شده، عملی نمایند. پیروان این مكتب خود را از مبلغان انجیل می دانند و اعتقاد دارند پیروان این مكتب، مسیحیان دوباره تولد یافته می باشند كه فقط اینان اهل نجات خواهند بود و دیگران هلاك خواهند شد. از ویژگی های ممتاز پیروان این مكتب اعتقاد راسخ و تعصب خاص به صهیونیسم می باشد و تعصب این مسیحیان به صهیونیسم بیش از صهیونیست های یهودی مقیم اسرائیل و آمریكا می باشد. اما یک ایدئولوژی بسیار مهم و مقدسی که پیروان صهیونیسم مسیحی، به آن اعتقاد دارند، واقعه آرماگدون است. این ایدئولوژی در واقع یک نحله فکری خاص است که دارای نگرشی آخرالزمانی است و بنیادگرایان مسحی علاقه زیادی به این موضوع داشته و به همین خاطر، به طرق مختلف به ارائه اطلاعات و تبلیغات وسیعی در این رابطه پرداخته اند.

آنچه مشخص است اینکه این نحله فکری، بنیاد محکم الهی و آسمانی ندارد و بر اساس یکسری شواهد و حدس و گمانها، پایه ریزی شده است.
آرماگدون در تفکر صهیونیسم مسیحی همان نبرد آخرالزمان است که امروزه در دو منطقه اروپا و آمریکا، هفتاد میلیون هوادار سرسخت دارد که برای استحکام بخشیدن به بنیانهای فکری و نظری خود، هر تلاشی چه در عرصه ملی و بین المللی انجام می دهند تا از ساحت عقیده خود دفاع کنند.
آرماگدون واژه ای عبری است به معنای تپه شریفان یا کوه. تپه ای که در جنوب شرقی هیفا در قسمت شمالی کشور فلسطین قرار دارد و در محدوده کرانه های باختری رود اردن واقع شده است. گفته شده که در گذشته مکانی استراتژیک در مسیر و تقاطع شمال به جنوب و شرق به غرب بوده است. آنچه قابل توجه است اینکه این منطقه بسیار محدود و کوچک است. به هر حال آنچه مهم است اینکه امروزه این مکان به عنوان مکانی برای جنگ آخرالزمان بنیادگرایان انتخاب شده است. منطقه آرماگدون در غرب رود اردن و در میان الجلیل و السامره در دشت یزرعین قرار دارد. جاییکه حتی ناپلئون بناپارت نیز روزگاری درباره آن گفته که در آن بزرگترین نبرد جهان رخ می دهد.

اما بنیادگرایان مسیحی معتقدند برای ظهور و بازگشت دوم مسیح، جنگی هسته ای و اتمی در محل آرماگدون به وقوع می پیوندد که دارای فجایع بسیار زیادی است و به واسطه این نبرد عظیم، اکثر شهرهای جهان دچار تخریب و نابودی خواهد شد.
در کتاب مقدس تنها یک بار در مکاشفات یوحنا، فصل16، آیه 16، نسبت به این مکان سخن گفته شده است. به این صورت که:" ...و آنها را در جایی گرد آورد که به زبان عبرانی آرماگدون می نامند."
در عهد عتیق هیچ نشانی از این صحرا و واقعه آرماگدون وجود ندارد. پس تنها در رویای مکاشفات انجیل در عهد جدید یک بار آمده و در منابع اسلامی همچون قرآن و روایات هیچ سخنی از آرماگدون بیان نشده است. حال آنکه در میان مجموعه عظیم روایاتی که در دست داریم تنها شش هزار روایت مختص به موضوع آخرالزمان و مهدویت می باشد اما همانطور که گفته شد نامی از این جنگ در این میان به چشم نمی خورد.
در عهد عتیق هیچ نشانی از این صحرا و واقعه آرماگدون وجود ندارد
این ادعا وجود دارد که در نبرد مورد نظر دو نیرو با یکدیگر وارد درگیری می شوند که یکی نیروهای شر و بی ایمان می باشند که فرماندهی آنها را فردی به دجال بر عهده دارد که ضد مسیح است و شریکان او عبارتد از اعراب، مسلمان و حامیان روسی که ارتشی چهارصد میلیونی را تشکیل می دهند.
جری فالول، که یکی از مبلغان سرسخت و جدی مسیحیت صهیونیستی می باشد و در کاخ سفید هم هواداران بسیاری دارد، در این رابطه چنین می گوید:" روسیه و هم پیمانان آنها(ایران، آفریقای جنوبی(حبشه)، آفریقای شمالی(لیبی)، اروپای شرقی(جومر)، قفقاز) در خیل سپاهیان شر قرار دارند و این جنگ فراگیر و اتمی است و عده زیادی از بین خواهند رفت.

اما گروه مقابل نیروهای خیر می باشند که همان حامیان اسرائیل هستند که به رهبری مسیح وارد جنگ می شوند و اینان دارای خصوصیتی ویژه هستند و آن اینکه حامل نور و خیر و خوبی هستند. اما نتیجه جنگ این است که مسیح، اولین ضربه را با سلاح های کشنده ی خود، بر نیروهای شر وارد می کند و این ارتش را از بین خواهد برد به گونه ای که گفته شده آنچنان حمام خونی به را افتد که تا افسار اسبان در آن فرو خواهد رفت.
در جایی دیگر جری فالول به طرز موذیانه و با زیرکی، با استفاده از برخی از روایات کتاب مقدس و البته با تفسیری شخصی با کمک ظن خود، از قول خداوند چنین عباراتی را بیان می کند:
"بیایید و قربانی که را برای شما آماده کرده ام، بخورید. به کوه های اسرائیل بیایید و گوشت بخورید و خون بنوشید! گوشت جنگاوران را بخورید و خون رهبران جهان را بنوشید که مانند قوچ ها و بره ها و گاوهای پرواری شده اند.
نهایتا جنگ آرماگدون با ایمان آوردن یهود به مسیح، به عنوان منجی ایشان، به پایان خواهد رسید، پس از آنکه دو سوم آنها در این نبرد از بین می روند. سپس مسیح، مومنان به خویشتن را همراه خود به آسمانها می برد و اینان از بالای آسمان در حالیکه در راحتی و خوشی هستند، نظاره گر نبرد آرماگدون خواهند بود و بعد از اتمام جنگ به همراه مسیح به زمین بازمی گردند تا برای مدتی طولانی زندگانی سرشار از سعادت و آسایش را سپری کنند.به نظر می رسد در توصیفاتی که از جنگ هسته ای شده است، چاشنی اوهام و خیالات نیز راه یافته است. با بررسی دقیق تر بهتر است به طور همه جانبه به شرح این موضوع بپردازیم.
ادامه دارد...
منابع:
"آرماگدون"،محمود النجیری،ترجمه زعفرانی و عباسپور،نشر هلال
"آرماگدون، صهیونیسم و پروتستانتیزم"،حیدر رضا ضابط، سایت موعود
" صهیونیزم مسیحی " ، : سید امیر حسین – اصغری، سایت موعود
"یهودیت"،عبدالرحیم سلیمانی سروستانی،نشر صدف
"آرماگدون" مجموعه لوح های فشرده موعود
| سخنرانی احمدی نژاد در دوربان2: | |||||
| سوءاستفاده حامیان صهیونیستها از ابزار بین المللی باید پایان یابد | |||||
| رئیس جمهوری اسلامی ایران گفت: باید به سوء استفاده صهیونیستها و حامیان آنان از ابزار سیاسی بین المللی پایان داد و با احترام به خواست ملتها عزم دولتهای همبسته را در راه ریشه کنی این نژادپرستی آشکار جزم کرد و شجاعانه در مسیر اصلاح مناسبات و سازوکارهای بین المللی گام نهاد. | |||||
به گزارش خبرگزاری مهر، دکتر محمود احمدی نژاد روز دوشنبه در کنفرانس بین المللی مبارزه با نژاد پرستی در ژنو سوئیس موسوم به دوربان 2 سخنرانی خد را این گونه آغاز کرد : سلام خدا بر پیامبران الهی از حضرت آدم تا نوح تا ابراهیم، موسی، عیسی و پیامبر خاتم صلوات الله علیهم اجمعین که همه منادی یکتاپرستی، برادری، محبت، کرامت انسانی و عدالت بوده اند. رئیس جمهور خطاب به رئیس کنفرانس دوربان دبیرکل سازمان ملل، کمیسر حقوق بشر و حاضران در جلسه گفت: ما در این جا گرد آمده ایم تا در ادامه کنفرانس مبارزه نژادپرستی با بررسی اوضاع کنونی راهکار عملی در این مبارزه انسانی مقدس را جستجو کنیم. رئیس جمهور گفت: در حوادث چند قرن اخیر ظلم های بزرگی بر بشریت رفته است. احمدی نژاد افزود: در قرون وسطی، عالمان و اندیشمندان به مرگ محکوم می شدند و پس از آن برده داری ، برده فروشی ، شکار انسان های بیگناه و جدا کردن آنان از خانواده های خود و انتقال آنان به اروپا و آمریکا در بدترین شرایط و در مقیاس میلیونی رواج داشته است. وی گفت: آن زمان ،دوران تاریکی بود که همراه با اشغال سرزمین ها و چپاول منابع و کشتار و آوارگی مردم بی پناه بوده است. رئیس جمهور ادامه داد: سالها گذشت تا ملت ها با قیام خود و با بهای سنگین و به قیمت کشته شدن میلیونها انسان ، متجاوزان را بیرون و حکومت های مستقل و ملی برپا کردند. احمدی نژاد افزود: قدرت طلبان در فاصله زمانی کوتاهی ، دو جنگ بزرگ را بر اروپا و بخشی از آسیا و آفریقا تحمیل کردند و حاصل آن حدود صد میلیون نفر قربانی و ویرانی بسیاری از سرزمین ها و آبادی ها بود. وی افزود: پیروزمندان جنگ ، خود را فاتح جهان و ملت های دیگر را شکست خورده پنداشتند و با وضع قوانین و ساز و کارهای ظالمانه ، حقوق ملت ها را نادیده گرفتند و پایمال کردند . رئیس جمهور با انتقاد از تعیین حق وتو در شورای امنیت برای چند کشور هسته ای بعد از جنگ جهانی دوم ادامه داد: این منطق با کدام ارزش انسانی و الهی سازگار است، عدالت یا برابری در برابر قانون یا کرامت انسانی یا تبعیض بی عدالتی، نقض حقوق انسانی، تحقیر اکثریت انسانها و کشورها. وی اضافه کرد: وقتی در این شورا که عالی ترین و بالاترین مرجع تصمیم گیری در صلح و امنیت جهانی است تبعیض قانونی وجود داشته باشد و منشاء قانون به جای عدالت و حق، زور و قدرت باشد چگونه می توان انتظار عدالت و صلح داشت. رئیس جمهور تاکید کرد: قدرت طلبی و بت پرستی منشاء نژادپرستی، تبعیض و تجاوز و ظلم است. وی افزود: گرچه امروز بسیاری از نژاد پرستان نیز در حرف و شعار، نژادپرستی را محکوم می کنند، اما وقتی چند کشور قدرتمند اجازه دارند بر مبنای تشخیص منافع خود برای بقیه کشورها تصمیم گیری کنند به راحتی می توانند همه قوانین و ارزش های بشری را لگدمال کنند چنانچه کرده اند. رئیس جمهور گفت : پس از جنگ جهانی دوم حکومتی کاملاً نژادپرست را در سرزمین اشغالی فلسطین به روی کار آورند. احمدی نژاد افزود : پس از جنگ جهانی دوم به بهانه قربانی شدن یهودیان و سوء استفاده از هولوکاست با تجاوز و لشکرکشی ملتی را آواره و عده ای را از اروپا، آمریکا و دیگر کشورها به سرزمین آنان منتقل کردند و حکومتی کاملاً نژادپرست را در سرزمین اشغالی فلسطین برپا کردند. وی افزود: در واقع به بهانه جبران صدمات نژادپرستی در اروپا خشن ترین نژادپرستان را در نقطه دیگری یعنی فلسطین حاکم کردند. رئیس جمهور گفت : خودخواهی دولت وقت آمریکا منشا جنگ های اخیر در جهان بوده است.
رئیس جمهور گفت : از این بدتر آنچه عده ای از دولت های غربی و آمریکا خود را متعهد به دفاع از نژادپرستان نسل کش می دانند و در حالیکه وجدان های پاک بشری بمباران، اشغال و آدم کشی و فجایعی را که در غزه اتفاق افتاد محکوم می کنند از آن جنایتکاران حمایت می کنند. احمدی نژاد افزود: قبل از آن نیز در برابر همه رسوایی های این رژیم سکوت یا حمایت کرده اند. رئیس جمهور گفت: منشا جنگ های اخیر نظیر حمله آمریکا به عراق یا لشکرکشی گسترده به افغانستان چه بوده است؟ آیا غیر از خودخواهی دولت وقت آمریکا و فشار صاحبان ثروت و قدرت برای بسط نفوذ و سلطه، تامین منافع تولید کنندگان سلاح، نابودی یک فرهنگ متعالی چند هزار ساله، از بین بردن خطرات بالقوه و بالفعل کشورهای منطقه علیه رژیم اشغالگر قدس و چپاول منابع انرژی مردم عراق بوده است؟ احمدی نژاد افزود: به راستی چرا یک میلیون کشته و زخمی و چند میلیون نفر آواره شدند، به راستی چرا صدها میلیارد دلار خسارت بر مردم عراق و صدها میلیارد دلار هزینه لشکر کشی بر مردم آمریکا و متحدان او تحمیل شد. رئیس جمهور گفت: آیا حمله آمریکا به عراق با طراحی صهیونیست ها و هم پیمانان آنان در هیئت حاکمه وقت آمریکا که از یک طرف بر صندلی قدرت تکیه زده اند و از طرفی صاحبان شرکت های تولید سلاح هستند نبوده است؟ احمدی نژاد افزود: آیا با لشکر کشی به افغانستان صلح و امنیت وآسایش و رفاه به این کشور برگشت؟ رئیس جمهور گفت: آمریکا و متحدان او حتی قادر به جلوگیری از تولید مواد مخدر نبوده اند و در دوره حضور آنان تولید آن چند برابر شده است. احمدی نژاد گفت: سئوال اساسی این است که دولت وقت آمریکا و متحدان او چه کاره بوده اند؟ آیا نماینده ملت های جهان بوده اند؟ آیا برگزیده ملت ها هستند؟ آیا از مردم دنیا وکالت دارند که در همه جای جهان و البته بیشتر در منطقه ما دخالت می کنند؟
رئیس جمهور گفت: مسئولان اقتصاد بحران زده جهان چه کسانی هستند؟ و بحران از کجا آغاز شده است؟ از آفریقا، از آسیا یا ابتدا از آمریکا و سپس از اروپا و متحدان آنها. احمدی نژاد افزود: مدتهای طولانی قوانین و مقررات ناعادلانه اقتصادی را با قدرت سیاسی بر تعاملات اقتصادی بین الملل تحمیل و نظام مالی و پولی را بدون تعبیه نظارت بین المللی وضع کردند و بر دولت ها و ملت هایی تحمیل کردند که هیچگونه دخالتی در روندها و سیاست ها نداشتند. رئیس جمهور تصریح کرد: آنان حتی به ملت های خود هم اجازه نظارت ندادند و با کنار گذاشتن اخلاق از مناسبات اقتصادی تمام قوانین و مقررات را به نفع گروهی از صاحبان سرمایه و قدرت رقم زدند. وی افزود: آنان با تعریفی خاص از بازار آزاد و رقابت، بسیاری از فرصت ها را از دیگران سلب کردند و مشکلات خود را به دیگران منتقل کردند. احمدی نژاد گفت: امروز موج بحران با دهها هزار میلیارد دلار بدهی و هزاران میلیارد دلار کسری بودجه به خودشان برگشته است امروز هم برای اصلاح وضع با پولهای بدون پشتوانه و در واقع از جیب شهروندان خود و سایر ملت ها شروع به تزریق صدها میلیارد دلار به بانک ها و کمپانی ها و بازارهای مالی رو به ورشکستگی کردند و مجدداً مردم خود را بدهکارتر و بحران را پیچیده تر می کنند. رئیس جمهور افزود: آنها به فکر حفظ قدرت و ثروت های خود هستند و مردم جهان و حتی مردم خودشان در نزد آنان ارزشی ندارند. وی گفت: ریشه اصلی نژادپرستی عدم فهم حقیقت انسان بعنوان مخلوق برگزیده خدا و انحراف از مسیر اصلی زندگی بشر و مأموریت های آدمی در آفرینش است. احمدی نژاد افزود: غفلت از پرستش آگاهانه خدا و تفکر در فلسفه حیات و مسیر کمال انسان که از نتایج طبیعی آن پایبندی به ارزش های الهی و انسانی است موجب شد تا افق نگاه آدمی تنزل کند و منافع محدود و زودگذر مبنای سنجش و اقدام او شود. رئیس جمهور اضافه کرد: به این ترتیب هسته های قدرت شیطان صفت شکل گرفت و با حذف فرصت های عادلانه برای رشد دیگران بر دامنه توسعه خود افزود. رئیس جمهور گفت: نژادپرستی را باید نماد جهالت دانست که اکنون به عنوان خطر در تحقق زندگی مسالمت آمیز انسان محسوب می شود. احمدی نژاد ژنو افزود: بی شک نژادپرستی به افسارگسیختگی تبدیل شده که اکنون به عنوان خطر تحقق زندگی مسالمت آمیز را سد کرده است. وی تصریح کرد: بی شک نژادپرستی را باید نماد جهالتی دانست به عمق تاریخ و نشانه ای از جمود و خمود در برابر رشد عمومی بشر، از اینرو انتظار آن است که جلوه های نژادپرستی را در شرایط و موقعیت هایی جستجو کنیم که فقر دانش و فقدان فهم در جامعه، فراگیر باشد. رئیس جمهور اضافه کرد: لذا راه اصلی مبارزه با چنین مظاهری ترویج آگاهی های عمومی و تعمیق فهم همگانی نسبت به فلسفه وجودی آدم و حقیقت جهان انسان محور است که لازمه یا نتیجه آن بازگشت به ارزش های معنوی، اخلاقی و فضائل انسانی و معالاً خداگرایی است. رئیس جمهور گفت: باید کوشید به سوء استفاده صهیونیست ها و حامیان آنان از ابزار سیاسی بین المللی پایان داد. احمدی نژاد در ادامه سخنرانی خود گفت: جامعه جهانی باید در یک جریان فراگیر برای روشنگری بیشتر در برخی جوامع مبتلا و عقب مانده، حرکتی جمعی انجام دهد و به سرعت این مظهر زشت و پلید را ریشه کن کند. وی افزود : امروز جامعه بشری با نوعی نژاد پرستی مواجه است که زشتی آن حیثیت انسانی را مخدوش و جامعه جهانی را شرمنده کرده است. رئیس جمهور با بیان اینکه صهیونیسم جهانی مظهر تمام عیار نژاد پرستی است گفت: صهیونیسم جهانی با توسل دروغین به دین کوشیده است تا با سوء استفاده از عواطف دینی افراد بی اطلاع چهره زشت خود را پنهان کند. احمدی نژاد افزود: آنچه که باید مورد توجه جدی قرار گیرد اهداف برخی قدرت های بزرگ و صاحبان منافع وسیع در جهان است که با استفاده از قدرت اقتصادی، نفوذ سیاسی و ابزار گسترده رسانه ای مذبوحانه می کوشند با پشتیبانی همه جانبه از جنایات رژیم صهیونیستی از زشتی وجودی آن بکاهند.
رئیس جمهور اجلاس جهانی ضد نژادپرستی را صحنه آزمونی بزرگ دانست و گفت: افکار عمومی جهان امروز و فردا درباره ما قضاوت خواهند کرد. احمدی نژاد خطاب به حضار تصریح کرد: همه شما از تلاش های گسترده کانون های قدرت جهانی برای انحراف در مسیر ماموریت واقعی این نشست مهم آگاه شده اید. رئیس جمهور ادامه داد: متاسفانه ادبیات حمایت از صهیونیست ها که به معنای مشارکت و همدستی آشکار در جنایات آنهاست مشاهده می شود و این بر مسئولیت نمایندگان محترم ملت ها در افشای این جریان ضد بشری و اصلاح مناسبات و رفتارها می افزاید. احمدی نژاد گفت: باید دانست که دور نگه داشتن ظرفیت عظیم جهانی چنین نشستی از مصادیق اصلی، به معنای کمک به تداوم وجود زشت ترین مصداق بارز نژادپرستی است. رئیس جمهور افزود: امروز لازمه دفاع از حقوق بشر این است که اولا از حقوق ملت ها مبنی بر آزاد بودن در تصمیم گیری های مهم جهانی بدون تاثیرپذیری از برخی قدرت ها دفاع و ثانیا برای اصلاح ساختارها و مناسبات جهانی اقدام شود. رئیس جمهور گفت: شرایط عمومی جهان به سرعت به سمت تغییرات اساسی پیش می رود و مناسبات قدرت بسیار شکننده شده است. احمدی نژاد افزود: صدای شکستن ستون های ستم جهانی شنیده می شود و ساختارهای سیاسی و اقتصادی کلان در حال فرو ریختن و بحران های سیاسی، امنیتی رو به تعمیق است. وی اضافه کرد: بحران رو به گسترش اقتصاد جهانی که هیچ افق روشن برای اصلاح آن وجود ندارد، ابعاد کمی و کیفی تحولات پیش رو را بسیار شگرف می کند. رئیس جمهور گفت: بارها بر ضرورت بازگشت از مسیر غلطی که مدیریت مسلط امروز جهان در پیش گرفته تأکید کرده و در مورد نتایج تأخیر در آن هشدار داده ام. احمدی نژاد گفت: اکنون نیز در این نشست ارزشمند جهانی خطاب به شما مدیران، اندیشمندان و نیز همه ملت های جهان که تشنه صلح، آزادی، پیشرفت و رفاه هستند، عرض می کنم که مدیریت ناعادلانه مسلط بر جهان به پایان راه خود رسیده است. وی افزود: این بن بست از آن جهت که منطق این مدیریت تحلیلی ظالمانه است اجتناب ناپذیر بود چرا که منطق حرکت جمعی جهان، حرکتی متعالی، هدفمند، انسان محور و خداگراست و حرکتی که با هر سیاست و برنامه ای که در جهت منافع ملت ها نباشد، مقابله می کند. رئیس جمهور گفت: پیروزی حق بر باطل، آینده روشن بشر و برپایی نظام عادلانه جهانی وعده خدا و همه پیامبران و امید مشترک و تاریخی همه جوامع و نسل هاست. احمدی نژاد افزود: تحقق چنین آینده ای لازمه حکمت در آفرینش و مورد باور همه قلب ها و جایگاه ارزشمند انسان است. رئیس جمهور گفت: کاپیتالیسم غربی مانند کمونیسم به پایان راه خود رسیده است. احمدی نژاد مسیر قطعی این مقصد بزرگ را شکل گیری جامعه جهانی امکان عملی تحقق نظام مشترک جهانی و سرانجام ورود اندیشمندان ، مدیران و مردم جهان برای مشارکت فعال و عادلانه در تصمیم گیری های کلان و اساسی دانست. رئیس جمهور افزود: اکنون ظرفیت های عظیم، فنی و فناوری های اطلاعاتی و ارتباطاتی فهم مشترک وفراگیری از جامعه جهانی را پدید آورده و بستر لازم را برای تحقق نظام مشترک فراهم کرده است. احمدی نژاد خاطر نشان کرد: اکنون این مسئولیت عظیم فرهیختگان، دانشمندان و مسئولان در سراسر جهان است که با ایمان ، نسبت به این راه قطعی نقش تاریخی خود را ایفا کنند. رئیس جمهور گفت: براین حقیقت تاکید می کنم که کاپیتالیسم غربی همانند کمونیسم از آن جهت به پایان راه خود رسیده که جهان و انسان را آنگونه که هست، ندیده و کوشیده است تا مسیر و مقصدی خودساخته به بشریت تحمیل کند. احمدی نژاد افزود: کاپیتالیسم غربی به جای توجه به ارزش های انسانی و الهی، عدالت، آزادی، عشق و برادری ،رقابتی سخت را برای کسب منافع مادی فردی و گروهی مبنای زندگی قرار داده است. رئیس جمهور تغییر فوری در ساختار شورای امنیت و حذف امتیاز تبعیض آمیز حق وتو را خواستار شد. احمدی نژاد در سخنرانی خود در اجلاس جهانی مبارزه با نژاد پرستی به دو نکته اشاره کرد و گفت: نخست اینکه اصلاح وضع موجود جهان صد البته شدنی است اما باید دانست که این امر جز با همکاری همه دولت ها و ملت ها ممکن نیست، از این رو باید از ظرفیت های همکاری جهانی حداکثر استفاده را به عمل آورد. رئیس جمهور خطاب به حضار افزود: حضور اینجانب در این نشست و همراهی با شما اندیشمندان، احترام به این مسئله مهم و نیز به موضوع مهم حقوق بشر و دفاع از حقوق ملت ها در برابر پدیده شوم نژادپرستی است. احمدی نژاد گفت: مطلب دوم؛ نظر به کارایی نداشتن نظام ها و مناسبات سیاسی، اقتصادی، امنیتی و فرهنگی بین المللی، لازم است با ملاحظه ارزش های الهی، انسانی و تعریف درست و واقعی از انسان و بر اساس عدالت و ارزش گذاری به حقوق همه انسان ها در سراسر جهان و اعتراف به اشتباهات گذشته مدیریت مسلط و با تغییر در نگاه و ابزار نسبت به اصلاح در ساختارهای موجود، اقدام شود.
احمدی نژاد گفت: بدیهی است درک نکردن فوریت در تغییر، معادل هزینه های سنگین تر تأخیر است. وی با بیان اینکه حرکت در جهت عدالت و عزت انسان ها، حرکت شتابان در مسیر آب است، از جهانیان خواست اکسیر عشق و محبت را فراموش نکنند. احمدی نژاد افزود: قطعیت آینده روشن بشر، سرمایه بزرگی است که می تواند ما را هر چه آگاهتر و امیدوارتر گردهم نگه دارد تا برای ساختن جهانی پر از عشق و نعمت و عاری از فقر و نفرت، شایستگی برخورداری هر چه بیشتر از رحمت خدا و مدیریت صالح انسان کامل را بیابیم. رئیس جمهور گفت: بیایید یکایک ما در این امر مهم سهمی شایسته داشته باشیم؛ به امید آن روز روشن زیبا. | |||||
سایت خبری ایران: رانندگان و رهگذران پیاده در هنگام عبور از کمپ آوارگان Qalandiya و رامل الله با بیلبوردی بزرگ که بر روی ان نوشته شده"به دخالت ایران در تصمیم مستقل فسلطینیان نه بگویید" مواجه می شوند.
به گزارش سرویس بین الملل سایت خبری ایران(INA) به نقل از آژانس خبری مان، این شعار اهانت امیز به صورت های مختلف بر روی 1500 بیلبورد، پرچم و پوستر در سرتاسر خیابان به سوی رامل الله ایجاد شده است.
همچنین، ساکنان شهر Bethlehem گزارش داده اند که چنین پوسترهایی هم در انجا دیده شده است.
این پرچم ها و بیلبوردها توسط شاخه ی جوانان گروه فتح در فلسطین نصب شده است.
این سایت خبری در انتها نوشته است: اعضای این تشکیلات در حال حاضر برای پاسخ به اقدامشان در دسترس نمی باشند.
جواد ملكزاده امروز احمدینژاد و اعضای دولتش در حالی برای سفر استانی به یزد خواهند رفت كه نمایندگان این استان از بیحاصل ماندن وعدههای دولت نهم پرده برداشتهاند و یك نماینده اصولگرا هم فاش كرده كه در گزارش دیوان محاسبات علاوه بر گم شدن یك میلیارد دلار درآمد نفتی، به واریز نشدن درآمد حاصل از فروش میلیاردها مترمكعب گاز نیز اشاره و مچنین تاكید شده كه دستكم 86 میلیارد تومان از هزینههای استانی دولت نیز فاقد سند است. |
علی دایی در قصر شخصی

جوانی ایت الله خامنه ای

جنای قالیباف

ایت الله رفسنجانی


سید محمد خاتمی

جوانی اقای احمدی نژاد که قبلا هم یکی از عکسهای ایشون رو اینجا قرار دادم
![]()


انتخاب اوباما برای بسیاری از افراد بارقه ای از امید به تغییر را پدید آورد.او که با شعار تغییر پا به عرصه انتخابات گذاشت ، ویژگی های خاصی داشت که به سرعت توجهات به او جلب شد.سیاه پوست بودن او ،این که وی فرزند یک مهاجر کنیایی است، اسلام پدرش در یک مقطع،سابقه زندگی او در اندونزی ، پر جمعیت ترین کشور مسلمان و مسائلی از این گونه ،همه دست به دست هم می دهد که بسیاری از افراد آمدن اوباما را دلیل بر تحولی اساسی در سیاست خارجی ایالات متحده به نفع ایران و جهان اسلام بدانند.او در اولین نطق رسمی اش چنین گفت:
آیا در واقع چنین رویه ای در پیش رو است؟اکثرا در پاسخ به این سوال دو طیف پاسخ داده می شود که عبارتست از ...
ادامش تو ادامه
باز گشت BBC!
کنکاشی در دلایل شکل گیری و محتوای تلویزیون فارسی بی بی سی
تحلیل وضعیت رسانه ها در ترسیم چشم انداز افکار عمومی جامعه دارای اهمیت زیادی است. امروزه افکار عمومی در معرض موارد و مصادر مختلف اطلاعات هستند و مانند گذشته نمی توان با انحصاری کردن ارائه اطلاعات ،کنترل کامل افکار عمومی را در اختیار داشت.امروزه افکار عمومی ایران همان گونه که تحت تاثیر رسانه های داخلی با نظرات مختلف قرار دارند ،تحت تاثیر رسانه های خارجی نیز با شدت و ضعف قرار می گیرند.رسانه های خارجی اگرچه شعار استقلال و بی

طرفی می دهند اما قریب به اتفاق توسط بودجه های دول غربی حمایت شده و در عمل تلاش دارند به شکل دهی افکار عمومی جامعه هدف مبتنی با منافع و اهداف دولت حامی رسانه اقدام نمایند. یکی از مهم ترین این رسانه ها ،BBC است.
این روزها سخن از ایجاد رسانه جدید دیداری ماهواره ای فارسی بی بی سی شنیده می شود.این خبر از جهات زیادی در عالم رسانه دارای اهمیت است.چرا که یکی از رسانه های تاثیر گذار وابسته به یک دولت خارجی در حال پوست انداختن و ورود به مرحله ای جدید است. قبل از این که وارد موضوع دلایل این تغییر رویکرد رسانه ای شویم می بایست در ابتدا با آن آشنا شویم.
بیبیسی BBC (مخفف British Broadcasting Corporation) بنگاه خبری بزرگی در بریتانیا است که 26000 کارمند دارد و بودجه سالیانهاش 4 میلیارد پوند (حدود 8 میلیارد دلار) است.
بیبیسی در سال 1922 میلادی با نام «بنگاه سخنپراکنی بریتانیا با مسئولیت محدود» بنیان گذاشته شد. در سال 1927 پس از دریافت پروانه سلطنتی تبدیل به یک شرکت دولتی شد. فعالیت اصلی بیبیسی تولید برنامه و سرویسهای خبری است که در رادیو، تلویزیون و اینترنت پخش میشوند.
بخش داخلی بی بی سی توسط مالیات مستقیم مردم انگلیس تامین مالی می شود و هزینه های بخش بین المللی این رسانه توسط وزارت امورخارجه بریتانیا تامین می گردد. این بدان معنا ست که علی رغم ادعای مسوولین سیاسی بریتانیا مبنی بر استقلال خبری بی بی سی این رسانه تا حد زیادی تحت تاثیر کار فرمای خود قرار دارد. یکی از فعال ترین بخشهای بین الملل این رسانه بخش فارسی رادیو بی بی سی است.
در برخی منابع تحقیقی از نفوذ بهاییان فارسی زبان در شکل دهی و سیاست گذاری سخن به میان آمده است. نقش این رسانه در اطلاع رسانی انقلاب اسلامی نیز محل گفتگوهای فراوانی است.بی بی سی در فضای اختناق و عدم وجود رسانه های مستقل و حتی کمی مستقل در سالهای منجر به انقلاب تنها رسانه ای بود که به ارائه اخبار انقلاب البته با توجه به منافع خود می پرداخت.اما رژیم شاه از ارائه این گونه اطلاعات بر می آشفت . در این برهه بخش فارسی بی.بی.سی شنوندگان زیادی در ایران داشت و شاه هر از چند گاهی به شدت از نحوه کار و خبرهای بی.بی.سی عصبی

می شد و حتی بریتانیا را تهدید به از دست دادن منافع تجاری و اقتصادی در ایران می کرد. اما باید توجه داشت که بی بی سی در انقلاب اسلامی مسیر رسانه ای خود را طی می کرد.اگرچه این رادیو اخبار تظاهرات و تجمعات عمومی را منتشر می کرد اما در مقابل همان فرصت را در اختیار شاه و طرفدارانش قرار می داد.ضمن اینکه بی بی سی از امام نیز چندان دل خوشی نداشت و می کوشید چهره های دیگری را در برابر ایشان پررنگ کند. بی.بی.سی در آستانه ورود امام خمینی با نقل گزیده هایی از مطبوعات انگلیسی دست به یك جنگ تمام عیار روانی علیه انقلاب زد. این رادیو در اخبار شبانگاهی خود در دهم بهمن گفت: «هرج و مرج در ایران» حاكم شده و «مراحل ابتدایی یك جنگ داخلی را طی می كند.» و «در حال سوق یافتن به سوی یك جنگ همه جانبه داخلی است.» این رادیو در مورد جمهوری اسلامی گفت: «ظهور این اتحاد و یگانگی در پشتیبانی از طرح جمهوری اسلامی آیت الله خمینی فریبنده است» این رادیو با برشمردن گروهك های چپ و راست سعی كرد با تحریك، آنها را در مقابل امام خمینی قرار دهد.هم چنین این رادیو در برنامه ای از پیش تعیین شده استراتژی پررنگ کردن برخی عناصر و معرفی آنها به عنوان رهبران انقلاب را پی گیری می کرد.معرفی و برجسته سازی ملیون،توده ای ها و یا معرفی افرادی مانند بنی صدر و یا قطب زاده به عنوان اقتصاددان مسلمان،متفکر اسلامی یا از رهبران و نخبگان انقلاب از راهبردهای بی بی سی در زمان انقلاب بود.
از اوایل دهه هفتاد شمسی به آرامی از جایگاه رادیو بی بی سی در افکار عمومی ایران کاسته شد.از مهم ترین دلایل این امر می توان به توسعه رسانه های داخلی و تنوع بخشی رسانه اشاره کرد.دوران پس از جنگ این آرامش را پدید آورد که کانال های تلویزیونی و رادیویی داخلی و هم چنین مطبوعات توسعه یابند و رو به رشد محتوایی حرکت کنند.از دیگر دلایل این امر کاهش جایگاه رادیو و ارائه روشهای جدید ارائه محتوا مانند ماهواره و اینترنت بود.از سالهای انتهایی دهه هفتاد و ابتدای دهه هشتاد با توسعه اینترنت در کشور و بروز و ظهور پایگاههای اطلاع رسانی داخلی و خارجی بخش عظیمی از نیازهای خبری افکار عمومی از این طریق تامین می شد و همین مساله باعث شد که این روش بهینه جای

رسانه سنتی تر رادیو را کمتر کند.در این راستا در سال 2001 م سایت خبری بی بی سی فارسی تشکیل شد که توانست بخشی از مخاطبین سنتی را احیا نماید.اما با فیلترینگ این سایت مجددا انگلستان در انتقال اطلاعات مورد نیاز به افکار عمومی ایران ناکام ماند.
با شکست پروژه وب سایت و کاهش تاثیر رسانه رادیو، انگلستان راه حل بسیار پر هزینه اما موثر شبکه ماهواره ای را در دستور کار قرار داد. در سال 1385 وزیر دارایی وقت انگلیس ، طی سخنانی در مؤسسه پژوهشی "چتم هاوس" لندن از تخصیص بودجه سالیانه پانزده میلیون پوند برای راه اندازی و اداره شبکه تلویزیونی فارسی زبان بی.بی.سی سخن گفت.
وزیر سابق دارایی بریتانیا در این سخنرانی گفت که این بودجه پس از آن تخصیص داده شد که طرح راه اندازی این شبکه تلویزیونی را مدیران ارشد بی بی سی ریخته و به تأیید هیئت امنا و وزارت خارجه بریتانیا رساندند.
این پروژه در ادامه استراتژی دولت بریتانیا برای ایجاد کانال ارتباطی موثر با افکار عمومی ایران به منظور مقاصد استعماری این کشور کلید خورد.بریتانیا در ابتدا تلویزیون عربی بی بی سی را برای تاثیر گذاری بر افکار عمومی اعراب ایجاد کرد.
پس از ورود تلویزیون عربی بیبیسی، راه برای پیگیری راه اندازی تلویزیون فارسی بیبیسی هموارتر شد و سرانجام در سال 2006 با موافقت نهایی وزرات خارجه و تصویب بودجه سالیانه برای آن عملا کار تدارک آن آغاز شد. تارنمای فارسی بی.بی.سی در بیانیهای دربارهی برنامههای شبکه فارسی تلویزیون، از همکاری منابع بی بی سی برای گردآوری اخبار در جهان در بیش از 100 دفتر خبری در دنیا خبر داده است. در همین بیانیه آمده شماری از خبرنگاران تلویزیون فارسی بی.بی.سی. در نقاطی از دنیا مانند بیروت، دوشنبه، آباد، بیت المقدس، کابل، واشینگتن و ... بهصورت دایم مستقر شدهاند.بودجه سالیانه تلویزیون فارسی بیبیسی 15میلیون پوند( 22 میلیون دلار) برآورد شده است. این مبلغ از سوی وزارت امور خارجه بریتانیا تامین میشود.فعلا این شبکه روزانه هشت ساعت برای فارسی زبانهای سراسر جهان، برنامههای خبری پخش می کند.
یکی از روشهای همیشگی بی بی سی عدم استفاده از اظهار نظر صریح و رسمی له و علیه است.بی بی سی می کوشد نه با جملات و محتوای خبر بلکه با ایجاد فضای خبری متشکل از نحوه ارائه خبر،تقدم و تاخر خبر،نحوه مصاحبه ها و کارشناسیها،روانشناسی رنگها و تصاویر، ارزشهای خبری خود را منتقل کند.لذا بر خلاف تلویزیون صدای آمریکا در حال حاضر از ارائه نظرات مستقیم بهره می جوید و از یک جنس کارشناسان عموما ضد انقلاب بهره می گیرد، بی بی سی ارائه محتوا را پیچیده تر پیش خواهد گرفت. ایجاد فضاهای تضاربی در این راستاست.
یکی از مشکلات تلویزیونهای سیاسی وخبری لس آنجلسی کیفیت پایین حرفه ای و برنامه سازی است.دکور ها و

استودیوها سطح پایین،فقدان برنامه های تولیدی،عدم پخش مستند،فقدان کارگردانی مناسب خبر ،استفاده از تصاویر سایر شبکه به صوت دست دوم و نه ارجینال از مشکلات حرفه این شبکه ها است.تلویزیون بی بی سی می کوشد با رفع این نقایص و ارائه برنامه های خبری حرفه ای و مستندهای کیفی مخاطب ایرانی را به خود جلب کند. این تلویزیون شیکههای تلویزیونی فارسیزبان سطح پایین لوسآنجلسی و صدای آمریکا را دچار مشکل و افت مخاطب می کند و از این به بعد ما با نوع دیگری از جنگ روانی غرب که پیچیده تر هست روبرو می شویم. یک رسانهی حرفهای مانند بیبیسی، با جذابیت گرافیکی و صوتی عالی و همینطور تنوع و کیفیت بالای برنامهها وبا ظاهرا حفظ بیطرفی«حرفهای» در پوشش خبری وقایع روزمره، به سرعت اعتمادمخاطبان را به خود جلب میکند. وقتی توجه و اعتماد جلب شد و رسانه در عمق به افکار عمومی جهت داده ، مخاطبان را در برابر تزریق نامحسوس خط مشی هایی که «لزوما» در راستای منافع مردم ایران نیستند آسیبپذیر می سازد.
یکی از رویکردهای اصلی این تلویزیون تولید برنامه های اجتماعی از متن و بطن جامعه ایران البته با اهداف خاص است.به گونه ای که مخاطب احساس راحتی و تفاهم با این شبکه بنماید.ساخت برنامه های مستند،مصاحبه و ارتباط با انواع و اقسام افراد و طبقات اجتماعی و تلاش برای اعتماد سازی روانی در این راستاست.
یکی از اصلی ترین مشکلات سیاست خارجی بریتانیا ،سابقه منفی افکار عمومی ایران از این کشور است.دخالت در انقلاب مشروطه،قراردادهای استعماری در دوران قاجار،نقش منفی انگلیس در سر کار آمدن رضا شاه،ظلم و ستم به مردم ایران در دوران تسلط و اشغال خاک ایران توسط متفقین،مخالفت با ملی شدن صنعت نفت و حمایت از محمد رضا پهلوی از مصادیق این امر به شمار می رود.بی بی سی می کوشد با ارائه تصویری متفاوت و پیشرو از بریتانیا این دیدگاه را تغییر دهد.تولید و ساخت مستند دایی جان ناپلئون و پخش آن در اولین روزهای این شبکه در این راستا است.
به گزارش گروه صوتي و تصويري ايرنا، شبكه تلويزيوني بيبيسي افزود:
مقامات اسراييل اعلام كردند كه اين موضعگيري را تا ساعتي ديگر بطور رسمي اعلام خواهند كرد.
در چهارمين هفته از يورش اسرائيل به نوار غزه، طبق اخرين آمار شمار شهداي اين نسل كشي به بيش از يكهزار و ۲۰۰و تعداد زخميها به حدود پنجهزار و ۳۰۰تن رسيده است.
خبر تكميلي متعاقبا اعلام ميشود.







این هم سایت شرکت اسلحه سازی لاکهید مارتین ، از بزرگترین تأمین کنندگان تسلیحات ارتش اسرائیل.
ارتش اسرایل که اینهمه ادعا داشت و میگفت قوی ترین ارتش رو داره در برابر مردم غزه کم اورده جالبه!
يک روز صبح که مینشينند پای سيستمشان، متوجه میشوند که سيستم عامل ويندوزشان خراب شدهاست و درست کار نمیکند.
ببينيم هرکس چه میکند:
احمدینژاد
يک ربع بعد، در يک مصاحبۀ مطبوعاتی اعلام میکند، مدارکی دارد که نشان میدهد عدهای از داخل، به شرکت سازنده ويندوز علامت دادهاند که کاری کند که نرمافزارهايی که ايرانیها کپی میکنند، مشکلساز شود. ظهر همان روز طی نامهای تمام هيئتمديرۀ شرکت ماشينهای اداری و انفورماتيک را برکنار و عدهای از بروبچز دفتر رياستجمهوری را به جای آنها منصوب میکند و شب به اخبار بيستوسی دستور میدهد که خبر دستيابی به تکنولوژی گياهيِ ساخت ويندوز بهدست محققان ايرانی را اعلام کند..
خاتمي
اول باور نمیکند که ويندوزش خراب شده باشد و نيمساعتی جلوی مانيتور معصومانه و با گردن کج مینشيند تا شايد دلش به رحم بيايد و درست شود... بعد يک ساعتی برای کامپيوتر دربارۀ فلسفۀ اخلاق و لزوم گفتگوی تمدنها و ارتباط بين مردمسالاری دينی و درست کار کردن ويندوز صحبت میکند. بعد بلند میشود، میايستد و يک « استادهام چو شمع مترسان ز آتشم» اجرا میکند. بعد هم که میبيند هيچکدام فايدهای ندارد، با ترس و لرز و بعد از چند بار استخاره دستگاه را خاموش میکند.
هاشمی رفسنجاني
لبخند میزند و آنقدر صبر میکند که يا بتواند شرکت مايکروسافت را وارد ايران کند و يا بيل گيتس را به خاک سياه بنشاند.
کروبي
با عصبانيت تمام چند فحش آب نکشيده به هرکس که کامپيوتر را ساخته، میدهد و بعد نامه اعتراضآميزی به جنتی مینويسد و پس از ذکر چند خاطره از اوايل انقلاب، شورای نگهبان را مسئول بالا نيامدن ويندوز و به رياستجمهوری رسيدن احمدینژاد معرفی میکند.
محسن رضايي
با بروبچههای سايت بازتاب (تابناک) تماس میگيرد تا خبر بسيار تندی در مورد فساد اخلاقی مخترع کامپيوتر و سازندۀ ويندوز منتشرکنند و کامپيوترش را در اين بين از پنجره به بيرون پرتاب میکند.
مصطفی معين
میزند زير گريه و قهر میکند.
قاليباف
بلافاصله به واحد انفورماتيک شهرداری (بچههای سابق واحد انفورماتيک ناجا) تماس میگيرد تا ترتيب نوشتن يک سيستم عامل جديد را بدهند.. بعد به واحد تابلوها و علائمِ شهرداری (بچههای سابق تابلوها و علائم ناجا) دستور میدهد تا يک روزشمار در محل ساخت سيستم عامل جديد نصب کنند... بعد، از واحد آموزش ضمن خدمت شهرداری تهران (قاعدتاً باز هم واحد آموزش ضمن خدمت سابق ناجا) میخواهد تا مقدمات آموزش و اخذ مدرک MCSD او را فراهم کنند.
علی لاريجاني
با جواد لاريجانی مشورت میکند.
جواد لاريجاني
با دوستانش در انگليس مشورت میکند و قرار میشود آنها با مقامات آمريکايی لابی کنند تا اجازه بدهند او با نماينده شرکت مايکروسافت در زير پل سانفرانسيسکو ملاقات خصوصی و تماس محرمانهای داشته باشد. در اين تماس نطفۀ بسياری از حوادث در حوزۀ سيستمهای عامل بسته میشود.
ابراهيم يزدي
بلافاصله به بهانۀ معالجۀ پروستاتش راهی آمريکا میشود و آنجا از خود بيل گيتس يک نسخۀ ارجينال از ويندوز ويستا هديه میگيرد و بعد از شش ماه به ايران برمیگردد.
عسکراولادي
(اصولاً حتی در عالم فرض هم محال است که ايشان با کامپيوتر و سيستم عامل آشنايی داشته باشد.)
فاطمه رجبي
بلافاصله در نسخۀ دستنويسی که ديشب نوشته بوده و در آن هاشمی و خاتمی و کروبی و قاليباف و پانزده نفر ديگر از مسئولان و مقامات مهم مملکتی را خائن و فاسد و جاسوس و پارتیباز و غارتگر ناميده بودهاست، نام فيل گوتس (بيل گيتس) را هم وارد میکند و برای يکی از مسئولان وبلاگ شخصی و سايت خبری رسمیاش فکس میکند تا همزمان در چند سايت خبری و فردا در چند روزنامه دولتی به چاپ برسد... بعد مشغول سيبزمينی پوست کندن میشود.
حسين شريعتمداري
بلافاصله گفتوشنود بسيار بامزه، انتقادی، مرتبط و مؤدبانهای دراين باره قلمی میکند. مثلاً تو اين مايهها:
گفت: شنيدی اين بيل گيتس بیشعورِ عوضيِ گفته ما با ويندوزمان ايران را نابود میکنيم.
گفتم: از اين خرپور خاکبرسر آمريکايی هر چی بگی برمياد.
گفت: اما اين آدم احمق مگه با چند تا ويندوز و پنجره چیکار میتونه بکنه؟
گفتم: خودش هم نمیدونه. ميگن يکی از پنجرۀ طبقه دهم پريد پايين. وقتی خورد زمين و داشت ذرهذره هلاک میشد، يکی از ميون جمعيت گفت چی شده؟ اين بدبخت هم گفت والله من خودم هم تازه رسيدم!

دخترم نگرانت نیستم
چرا که از مغرب ساحل غربی بادهایی می وزند که گیسوان ترا به مادرت خواهند رساند و او آسمان را خواهد بویید در حالی که در چشمانش دو کبوتر سفید گریه می کنند و خواهد گفت:و مردم که پاره های روسری او را از روی زمین جمع می کنند زمزمه می کنند: دیوانه شده...
اما مادرت ترا می بوید هر بار که باد گیسوانت را از ساحل غربی با خودش می آورد.
پسرم نگرانت نیستم چرا که از مغرب ساحل غربی بادهایی می وزند که ذکر گفتنت را به پدرت می رسانند و او در محراب سجده خواهد کرد وقتی که پیشانی سوخته ات را به یاد می آورد و آرام خواهد گفت:
و پدرت ترا زمزمه خواهد کرد هر بار که باد ذکرت را از ساحل غربی با خودش می آورد.
مادرم نگرانت نیستم چرا که از مغرب ساحل غربی بادهایی می وزند که اشک های ترا به فرزندانت می رسانند.
و آنان سوار بر تابوتی از دست ها و بوسه ها بر رودخانه سرخ افق جاری خواهند شد و تو بر ساحل غربی اشک می ریزی و آنان قطره قطره نیل سیاه پوش را به سمت غرق فرعون می رانند و آنان آرام آرام زمزمه می کنند:
و فرزندانت ترا خواهند گریست هر بار که باد اشکهایت را از ساحل غربی با خودش می آورد.
پدرم نگرانت نیستم چرا که از مغرب ساحل غربی بادهایی می وزند که خوابهای ترا به پسرانت می رسانند و آنان برای ذبح شدن از هم سبقت خواهند گرفت و تو در کنار زمزم اشک هایت آرام زمزمه می کنی:
و پسران تو همانطور که در خواب دیدی هر کدام که به زمین می افتند تمام بتها را می لرزانند و گلوگاه هر کدام که سرخ می شود کعبه عزادارتر می ایستد.
و پسرانت ترا خواهند دید هر بار که باد رویایت را از ساحل غربی با خودش می آورد.
اما ای انسان من برای تو نگرانم چرا که از مغرب ساحل غربی بادهایی می وزند که با خود گیسوهای پریشان و ذکرهای آرام و تابوتهای لرزان و گلوگاه های ناکام را می آورند اما آنچه از سرزمین تو ای انسان به ساحل غربی می برند تنها همان باد است. باد!
تنها سکوت مبهم نفاق و نگاه آلوده تبانی ...
بادهای غریب مغرب ساحل غربی از خانه تو ای انسان برای دختران و پسران و مادران و پدران فلسطین تنها پوزخندهای مورب و فکرهای مشوش را می برند.
سوغات بادهای غربی برای غزه، غرور جاهلیت نخستین و قسم های دروغ همیشگی است ...
ای انسان برای تو نگرانم که تکه تکه ات می کنند و تو به دست خود توافق نامه را با ساطور امضاء می کنی...
ای انسان برای تو نگرانم که آواره ات می کنند و تو صمیمانه دست بولدوزرها را می فشاری ...
برایت نگرانم که حرمتت را لکه دار می کنند و به پوتین هایشان سلام نظامی می دهی ...
ای انسان عرب
ای انسان آمریکایی
ای انسان اروپایی
ای انسان مغربی
بادهایی از مغرب غریب ساحل غربی می وزند که روزی طوفانی خواهند شد و ترا از بین خواهند برد و آنروز هیچ نوحی به نوحه غرق شدنت گوش فرا نخواهد داد.
ما امروز بر شرق ساحل غربی و کنار " کشتی نجات" ایستاده ایم.
ما
انسان های مشرقی...
هنوز یادمان نرفته است که چندی پیش کاریکاتورهای توهین آمیزی در دانمارک انتشار یافت که به ساحت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله توهین کرده بود. سپس فیلم فتنه ساخته شد و چهره ای خشن و غیر واقعی از مسلمانان عرضه کرد. اکنون نیز خبر می رسد قرار است در هلند فیلمی در مورد زنان پیامبر ساخته شود. این فیلم شامل چندین صحنه غیراسلامی است كه در آن زنان پیامبر(ص) را به شكلی بسیار وقیحانه به تصویر كشیده است.
اما مسلمانان کشورهای اروپایی در اقدامی فرهنگی می کوشند به این موج از توهین ها پاسخ دهند. هر جا تفکر خلاق و نوآوری وارد کار شود، شکوفایی را به همراه خواهد داشت.
این هم مبارزه فرهنگی خلاقانه با کسانی که به توهین به اسلام و پیامبر اعظم (ص) پرداخته اند؛ لباس هایی که توسط مسلمانان برای حضور در بازارهای غربی طراحی شده اند.
قیامت،
به زودی …
حجاب
حق من،
انتخاب من،
زندگی من
بازگشت به سمت خداوند توانا
دعا ، سلاح مومن
سلام، صلح و صفا
مسلمان زاده شده
قرآن بخوانید
و ایمان
خود را شارژ کنید
نماز
جماعت بوجود می آورد
مدینه
نماز
همیشه در ارتباط باش
حجاب
محافظت کننده
پرستش
خالق
نه مخلوق
تروریسم
ربطی به مذهب
ندارد
تصاویر از سایت "معروف یاران" اخذ شده است.
اوباما کیست؟

"باراک حسین اوباما" عضو حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا و سناتور جوان ایالت ایلینویز در انتخابات سراسری این کشور به عنوان چهل و چهارمین رئیس جمهوری آمریکا برگزیده شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، اوباما از سال 2007 با برپایی مبارزات انتخاباتی برای ریاست جمهوری، خود را به عنوان کاندیدای حزب دموکرات و به عنوان یک چهره سیاسی ملی در آمریکا مطرح و در 3 ژوئن سال 2008 با کنار زدن هیلاری کلینتون تنها رقیب جدی خود در کنگره ملی حزب دموکرات به عنوان نامزد این حزب معرفی شد.
زندگینامه اوباما:
باراک حسین اوباما 4 اوت 1961 در ایالت هاوایی از پدری کنیایی و سیاهپوست و مادری سفیدپوست اهل ویچیتا ایالت کانزاس متولد شد، اما در نهایت این ازدواج منجر به جدایی شد.زمانی که او شش ساله بود، مادرش با مردی اندونزیایی ازدواج کرد و خانواده دسته جمعی راهی جاکارتا شدند.
بعدها باراک اوباما برای تحصیل بیشتر و زندگی با پدربزرگ و مادربزرگش به هاوایی بازگشت. وی در 1983 لیسانس علوم سیاسی با گرایش روابط بین الملل را از دانشگاه کلمبیا نیویورک به دست آورد و پس از آن به شیکاگو نقل مکان کرد. در سال 1988 پس از چند سال کار در شیکاگو با گرفتن وام تحصیلی وارد دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد شد. سرعت پیشرفت وی در آنجا چنان شتاب پیدا کرد که در سال دوم تحصیل خود به ریاست نشریه مشهور قانون هاروارد انتخاب گردید و نخستین رئیس سیاهپوست این نشریه حقوقی شد.
اوباما خیلی زود دکترای حقوق خود را از دانشگاه هاروارد با کسب درجه ممتاز دریافت نمود.
اوباما پس از هاروارد به شیکاگو بازگشت و به عنوان یک وکیل حقوق مدنی مشغول فعالیت شد و دانشکده حقوق دانشگاه شیکاگو بلافاصله از او سریعا بعنوان یک هیئت علمی جدید استخدام بعمل آورد.
باراک حسین اوباما 4 اوت 1961 در ایالت هاوایی از پدری کنیایی و سیاهپوست و مادری سفیدپوست اهل ویچیتا ایالت کانزاس متولد شد،
زندگی سیاسی:
اوباما در 4 ژانویه 2005 وارد سنا شد. با وجود تازه وارد بودن در واشنگتن او گروهی از مشاوران خبره را که معمولاً سناتورهای تازه کار به آن توجهی نمیکنند به کار گرفت. وی "پیت رز"، سیاستمدار کهنه کار ملی را به عنوان رئیس ستاد خود انتخاب و همچنین "کارن کورن بلو" اقتصاددان را به عنوان معاون سیاسی خود منصوب کرد. وی همچنین مسئولان اجرایی پیشین کلینتون، "آنتون لیک" و "سوزان رایس" را به عنوان مشاوران سیاست خارجی خودش برگزید.اوباما پنجمین آفریقایی آمریکایی است که به سنا راه پیدا کرده و همچنین سومین آفریقایی آمریکایی است که با رأی بالا به عنوان سناتور برگزیده شده است. اوباما در فوریه سال 2007 در ایالات ایلینوی در یک سخنرانی اعلام کرد نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 خواهد بود.
ستاد انتخاباتی وی موفق به جلب 54 میلیون دلار از حامیان در نیمه نخست سال 2007 شد که رکوردی در جلب سرمایه نسبت به انتخابات سالهای پیش از آن بود. نظرسنجیها نشان داد که او با سناتورهیلاری کلینتون دیگر نامزد انتخابات ریاست جمهوری حزب دموکرات رقابتی تنگاتنگ دارد. همچنین او در انتخابات مقدماتی مجمع حزب دموکرات در ایالت آیووا نفر اول شد و در ایالت نیوهمشایر با اختلاف 3 درصد بعد از سناتور کلینتون در جایگاه دوم قرار گرفت که سرانجام این روند منجر به پیروزی او به عنوان نامزد دموکرات شد.
پس از پایان انتخابات اولیه در حزب دموکرات، رقابت او با مک کین برای رسیدن به کرسی ریاست جمهوری آغاز شد.
جان مک کین اوباما را به بی تجربگی در سیاست خارجی متهم کرد و در مقابل اوباما نیز در اظهارنظری مک کین را جیره خوار شرکتهای نفتی دانست.
اما این اتهامات از سوی جمهوریخواهان با توجه به افزایش بحران مالی و دیدگاه منفی آمریکا به بوش و جمهوریخواهان راه به جایی نبرد و اوباما به پیروز انتخابات بدل شد.
اوباما در سخنرانی خود در 4 ژوئن 2008 بدون توجه ماهیت صلح آمیز برنامه هسته ای ایران گفت: "اگر به ریاست جمهوری برگزیده شود؛ "هرکاری را که از دستش برآید خواهد کرد تا ایران به سلاح اتمی دست نیابد"
موضع گیریهای سیاسی:
اوباما از اولین مخالفان سیاستهای دولت بوش در عراق بوده است. در دوم اکتبر 2002 روزی که کنگره مصوبه جنگ عراق را تصویب کرد و به دولت بوش مجوز جنگ را داد، اوباما در جمع کثیری از مخالفان جنگ عراق در شیکاگو سخنرانی کرد.
در 16 مارس 2003، هنگامی که جرج بوش اولتیماتوم 48 ساعته ای به صدام حسین برای خروج از عراق یا مواجهه با جنگ داده بود، اوباما در بزرگترین اجتماع ضد جنگ در شیکاگو سخنرانی کرد و اظهار داشت که هنوز برای جلوگیری از وقوع جنگ دیر نشده است.
این مسئله او را از سایر رقبایش در انتخابات سنا در سال 2004 که به جنگ رای مثبت داده بودند متمایز کرد و او به عنوان یک سناتور با مواضع لیبرال جایگاه خود را متمایز کرد.
موضع گیری در برابر ایران:
باراک اوباما در ژوئن 2007 طرحی را به مجلس آمریکا ارائه داد که سرمایه گذاران خارجی را به خروج سرمایههای خود از ایران تشویق میکند.به ادعای سناتور اوباما دولت ایران از درآمدهای نفتی برای توسعه برنامه هسته ای خود و حمایت از گروههای تروریستی در خاورمیانه استفاده میکند و اعمال فشار بر شرکتها برای قطع روابط مالی با جمهوری اسلامی اثر تحریمها را افزایش میدهد.
وی در سخنرانی خود در نشست کمیته امور عمومی آمریکا- اسرائیل موسوم به ایپک در 4 ژوئن 2008 بدون توجه ماهیت صلح آمیز برنامه هسته ای ایران گفت: "اگر به ریاست جمهوری برگزیده شود؛ "هرکاری را که از دستش برآید خواهد کرد تا ایران به سلاح اتمی دست نیابد". اوباما طرفدار مذاکره با ایران در سطح عالی و حتی مذاکره با رییس جمهور ایران است.

موضع در برابر اسرائیل:
رژیم صهیونیستی از مسائل مهمی است که تمامی سیاستمداران آمریکایی اعم از جمهوریخواه و دموکرات باید موضعی روشن در برابر آن اعلام کنند.نشست کمیته امور عمومی آمریکا- اسرائیل موسوم به ایپک از جمله مجامعی است که سیاستمداران و نامزدها در آن به سخنرانی پرداخته و موضع خود را در مورد اسرائیل اعلام می کنند.
اوباما که بیت المقدس را پایتخت جدایی ناپذیر رژیم اسرائیل می داند در سخنرانی خود در ایپک حمایت بی چون چرای خود را از رژیم صهیونیستی اعلام کرد.
وی همچنین در موضعی خصمانه ایران را بزرگترین خطر برای اسرائیل و همچنین آرامش و ثبات در منطقه خاورمیانه خواند و مدعی شد: "خطر ایران، شدید و واقعی است و هدف من این خواهد بود که این خطر را از پیش پا بردارم".
|
|